A+ A A-

مصاحبه اكتبر: در باره انتخاب ترامپ . تاثیر سیاستهای جدید دولت امریکا بر جهان پیرامون، خاورمیانه و ایران

Share

مصاحبه با رفقا سیاوش دانشور،عبداللله دارابیو همایون گدازگر در باره انتخاب ترامپ . تاثیر سیاستهای جدید دولت امریکا بر جهان پیرامون، خاورمیانه و ایران
اكتبر: تأثير انتخاب ترامپ و موقعيت جديد آمريكا را در جهان پيرامون چگونه مى بينيد؟

سیاوش دانشور: ترامپ محصول تشدید بحران اقتصادی و بی نظمی جهانی و ناتوانی دولت آمریکا در تداوم رهبری دنیای سرمایه داری است. دولت آمریکا امروز نهایتا یکی از قدرتهای سرمایه داری و در بهترین حالت سرکرده یک قطب قدرتهای سرمایه داری در یک جهان چند قطبی است. جهان چند قطبی ای که هنوز تعیین تکلیف نشده است، مختصات سیاسی و اقتصادی آن معین نشده است، حوزه های نفوذ کار و کالا و چهارچوبهای استراتژیک آن ناروشن است و کل جدالها و کشمکش های جهانی و منطقه ای میان بخشهای مختلف بورژوازی برسر این واقعیت و رسیدن به چهارچوبهائی است که "نظم جهانی" را به معنی سرمایه دارانه آن احیا کند. اوباما تلاش کرد بعد از شکست آمریکا در عراق و افغانستان و برآمد بحران اقتصادی ۲۰۰۷- ۲۰۰۸، موقعیت رو به اُفت و مُنزوی آمریکا در جهان را مدیریت کند. اوباما با سیاست "آمریکا بعنوان شریک و یکی از قدرتهای جهانی" جلو آمد، اما نتوانست به معضلات اساسی آمریکا فائق آید. امروز هنوز دو دیدگاه در هیئت حاکمه آمریکا نفوذ دارد: دیدگاهی که هنوز فکر میکند آمریکا باید برای اعمال رهبری بر جهان با اتکا به تمام امکاناتش تلاش کند و بطور طبیعی فقط آمریکا میتواند و باید رهبر جهان باشد، و دیدگاهی که فکر میکند این دوران سپری شده است و آمریکا باید موقعیت یک قدرت در میان قدرتهای برتر سرمایه داری را برسمیت بشناسد و برای تحکیم این موقعیت در مقابل رقبای قدیم و جدید مانند روسیه و چین بکوشد. واضح است میلیتاریسم و قلدری نظامی در هر دو دیدگاه نقش محوری دارد و یک ابزار اعمال قدرت آمریکا محسوب میشود.

ترامپ بقدرت پرتاب شد چون چهارچوبها و ساختارهای سیاسی، مالی، اقتصادی، نظامی و استراتژیک که آمریکا بنا کرده بود و از این طریق رهبریش را بر جهان اعمل میکرد، اگر نگوئیم تماما شکست خوردند، بدرجات زیادی زیر سوال رفتند و یا لااقل قابل ادامه نیستند. ترامپ نه آلترناتیوی دارد و نه نفوذ کلام و نه سیاستی که دنیا را جلب کند. اتکا به عوامگرائی و پوپولیسم بعنوان روش بسیج ناسیونالیستی و درجه ای از انزواطلبی در سیاست خارجی و پروتکشنیسم در قلمرو اقتصاد، ضدیت حاد با خارجیان و نژادپرستی نهفته در شعارها و سیاستهای ترامپ و یا تقابلش با ساختارهای اقتصادی موجود و قراردادهائی مانند نفتا و ترانس پاسیفیک، پاسخ معضلات امروز آمریکا در جهان نیست. مضافا اینکه اینها ماهیت سیاست ایندوره آمریکا را توضیح نمیدهند. ترامپ تلاش دارد با برهم زدن معادلات استراتژیک و سیاست مهار چین و روسیه، که اروپا هم میتواند در آن ذینفع باشد، جایگاه آمریکا را در جهان بعنوان یک قدرت مهم سیاسی و اقتصادی و نظامی احیا کند. کل هدف شعار "بازیابی عظمت و بزرگ شدن مجدد" آمریکا، همین است. سوال اینست که این هدف چگونه متحقق میشود؟ آیا با درجه ای از اصلاح در چهارچوبها اقتصادی کنونی و تجدید نظر در برخی قراردادهای تجاری، و یا سیاستهای انقباضی در اقتصاد و تقابل با مهاجرین و نفرت پراکنی فاشیستی میتوان به این هدف دست یافت؟ جواب بطور قطعی منفی است. این سیاستهای راست افراطی ضروری شدند چون منعکس کننده تشدید بحران اقتصادی اند و بدرجاتی با ایجاد تنش و تقابل میان طبقه کارگر و مردم زحمتکش و بخشا مستاصل و قربانی همین سیاستهای بورژوائی، هم بسیج کننده است و هم بازدارنده تحرک انقلابی و ضد حکومتی. اما اهدافی که آمریکا دنبال آنست، در هر دو استراتژی اشاره شده فوق و یا ترکیبی از اینها، تنها میتواند با روشهای غیر متعارف متحقق شود. امروز دنیا بر لبه یک جنگِ سهمگین قرار ندارد اما جنگ تنها ابزار این سیاست در دوره تشدید بحران است.

آمریکا و ترامپ برای تامین هر درجه رهبری خود بر جهان سرمایه داری، برای تعیین تکلیف مسائل مفتوح دنیای بعد از جنگ سرد، برای تعیین سهم قدرتها و بلوکهای سرمایه داری در دنیای جدید، برای چهارچوبهای سیاسی و مالی و نظامی در دنیای جدید، برای تامین رهبری در جهانی که بقول آنجلا مرکل "یک آشفته بازار است"، به اقدامات فوق برنامه و میلیتاریسم و جنگ نیاز دارد. اگر میبینید که از اولین اقدامات مهم ترامپ بازسازی نیروی نظامی و افزایش سرسام آور بودجه نظامی است، آنهم در شرایطی که آمریکا هنوز قدرت نظامی برتر جهان است، دلیلی جز این ندارد که آمریکا تلاش دارد موقعیت افول یافته اقتصادیش را با اتکا به قدرت نظامی برتر جبران کند. همه اینها میگویند که دنیای بعد از ورود ترامپ به کاخ سفید، دنیائی آشفته تر، خطرناک تر، و هولناک برای میلیاردها انسان کره خاکی است و بلافاصله به راست افراطی در کشورهای مختلف نیرو میدهد. امری که البته یک جاده یکطرفه نیست. در متن همین بحران حاد و کشمکش قدرتها و دولتهای سرمایه داری، میتواند غول انقلاب قد علم کند. این بحران راه خروجی انقلابی هم دارد. زمینه عینی این راه حل مدتهاست که آماده است. امکانات و ابزارهای آن باید در تلاقی های سیاسی پیش رو تامین شود.

اکتبر:دولت ترامپ و سیاستهایی که در پیش گرفته تاثیرات آن بر تحولات منطقه خاورمیانه و صف بندیهای جدید در این منطقه چگونه خواهد بود؟
عبدالله دارابی: صف بندیهای جدید در خاورمیانه به طرفداری از سیاستهای ترامپ در حال تکوین است . چون با عروج دولت ترامپ در امریکا فضای سیاسی جهان برای همکاری بیشتر اسرائیل و کشور های عرب منطقه خاورمیانه در مقابل ایران بازتر و مهیا تر شده و در  راستای این استراتژی مشترک آنها ار بیش از پیش بهمدیگر نزدیگتر کرده است. اگر این صف بندی سیاسی مد نظر دولت ترامپ در خاور میانه در عمل بر وفق مراد آنها پیش رود اسلام سیاسی را در خاورمیانه به " خودی " و غیر " خودی " تقسیم کرده و در راستای منافع امریکا و دول غرب در خاورمیانه ، از خودیها علیه غیر خودیها استفاده خواهند کرد.
ولی گردانندگان این تغیر در عالم واقع به مصاف کل اسلام سیاسی بمثابه یک خطر جدی در مقابل بشریت متمدن جهان نمی رود. چ.ن نکافی سابق از آنها علیه طبقه کارگر و کمونیسم در سطح منطقه استفاده خواهند کرد.درست مثل دوره انقلاب 1357 ایران که اسلام سیاسی کپک زده را از کنج مسجد بیرون کشیده و با حمایت مادی و معنوی آنها را به جان طبقه کارگر و مردم انقلاب کرده آندوره انداختند.
حول این سیاست نخ نما ، تغیر نقشه خاورمیانه در چشم انداز است ولی اینبار مرکز ثقل این تغیر عمدتا رو به رژیم جمهوری اسلامی که از آن بعنوان حامی تروریسم و به هم زننده ثبات در منطقه خاور میانه نام میبرند متمرکز شده و آن را هدف گرفته اند.
ولی این هدف گیری بمعنای سرنگون کردن رژیم جمهوری اسلامی نیست ، بلکه نوعی فشار را اعمال خواهند کرد که از چهار چوب تضعیف و ناتوان کردن سیاسی ، اقتصادی و نظامی رژیم فراتر نرود. در این زمینه لشکر کشی مشابه دوره قبل به عراق و افغانستان تکرار نخواهد شد چون در شرایط حاضر توان و زمینه سیاسی و عملی کردن آن برای امریکا و دول غرب امکانپذیر نیست ، مگر اینکه ایران در ساختن شلاح اتمی عملا اقدام کند. اما از طریق سیاسی و اقتصادی و تقویت بورژوازی اپوزیسیون رژیم علیه جوهوری اسلامی فشار وارد خواهند آورد.
اسرائیل ، عربستان سعودی، کشورهای خلیج فارس و بورژوازی اپوزیسیون ایرانی از جمله ناسیونالیسم عظمت طلب و ناسیونالیسم قوم پرست ، بخش اعتلاف "خودی" امریکا را تشکیل میدهند. اسلام سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی ایران در سوریه ، عراق و لبنان و یمن اسلام " غیر خودی " بخش دیگراین قطب بندی به غایت ارتجاعی را تشکیل میدهد.
از هم اکنون پیداست این تغیرو تحول جدید و این قطب بندی و صف آرایی تازه در سطح منطقه خاور میانه تمام و کمال در خدمت منافع طبقاتی شرکت کنندگان این سناریو سیاه است و به چیزی غیر از گسترش جنگ و تباهی جامعه خدمت نمی کند. این تغیر و تحول منطقه در خدمت مهار کردن یک بحران اقتصادی عمیق جهانی است که تک تک دولتهای شرکت کننده این صف بندی جدید را در بر می گیرد.
رژیم بحران زای ایران به طریق اولی این جدال و کشمکش موجود در خاور میانه را به فال بیک می گیرد و با تمام توان در جهت گسترش و تداوم آن تلاش خواهد کرد، چ.ن غیر از سیاست جنگ طلبانه را دیگری برای برون رفت از این بحران را ندارد.
این تغیر و تحول جدید و این قطب بندی های سناریو سیاهی سر تا پا به ضرر مردم ایران و منطقه است و وقوع آن سرنگونی جمهوری اسلامی را از دسترس مردم دور می سازد. به همین خاطر ضروریست که طبقه کارگر و کمونیستهای ایران در افشای مضمونی این سناریو سیاه که هم اکنون ناسیونالیسم ازتجاعی ایران به منظور آلترناتیو سازس خود به آن امید بسته اند را عمیقا افشا و رسوا کرد و جامعه ایران را حول سیاست سرنگون کردن تمام و کمال رژیم اسلامی دور خود جمع کرد و به میدان آورد.
در همچون شرایطی باید نشان داد با اتکا به نیروی طبقاطی خود بار دیگرتاریخی را رقم خواهیم زد که 38 سال قبل با سرنگون کردن رژیم شاه به ثبت رساندیم. ولی اینبار بجای دست به دست کردن قدرت میان جریانات بورژوازی ، آلترناتیوی را جایگزین خواهیم کرد که به چیزی کمتر از ۀزادی ، برابری و رفاه و خوشبختی مردم راضی و قانع نخواهد شد.  
اکتبر: باانتخاب ترامپ دولت أمريكا مواضع سخت ترى را در قبال جمهورى اسلامى در پيش گرفته اين تهديدها چقدر جدى است.ايا بر توافق برجام تأثير دارد و تنش با جمهورى را دامن خواهد زد.
همايون گدازگر :قبل از هر چيز بايد اشاره كنم كه  پديده ترامپ را از زاويه برخورد به جمهورى اسلامى نگاه كردن اشتباه است . اگرچه مى شود روى تاثيرات و اظهارات او در قبال اوضاع سياسى و جريانات سياسى داخل رژيم و اپوزيسيون جمهورى اسلامى هم صحبت كرد . روى كار آمدن ترامپ و جنجالى كه راه انداخته است اساسا روى به رقباى اصلى آمريكا و اساسا رقباى اقتصادى مثل اروپا و چين و غيره دارد ، كه از نظر خودش مى خواهد از اين طريق به تناقضات و نا كارآمدى هيئت حاكمه آمريكا پايان دهد . از اين بگذريم كه همين جنجال هم در طى دو ماه گذشته در برخورد به موانع عديده و اعتراض و مقاومت هاى مختلف در جامعه و دولت دچار عقب نشينى شده است  . خلاصه نه برهم زدن ناتو و نه سياست جديد در قبال ايران و اسرائيل و غيره هيچكدام آن انگيزه و ضرورت سياسى نيستند كه ترامپ را سر كار آورده است . در همين مدت روشن شد ،  نه برجام پاره شد ، نه آمريكا عليه ناتو ايستاد ، نه ديوارى در مرز مكزيك كشيده شد  . برعكس دارند سياست منع مهاجرت از ٧ كشورى را كه قبلا اعلام كرده بودند به بهانه  اصلاح كردن آن يواش يواش كنار مى گذارند . مى خواهم بگويم تهديدهاى ترامپ و جشن و پايكوبى اپوزيسيون راست پرو غرب و ناسيوناليست كرد در ايران بيهوده است . هيئت حاكمه آمريكا هنوز دنبال رام كردن جمهورى اسلامى و بدست آوردن امتياز بيشتر در تحولات منطقه اى است و لااقل در شرايط حاضر حمله نظامى به ايران ورژيم چنج را در دستور ندارد . در نتيجه برجام هم سرجايش هست . دعواى داخلى سر برجام ربطى به سركار آمدن ترامپ ندارد . كاركرد برجام همانست كه قبلا بود . به غير از خود رژيم و اعوان و انصارش كسى انتظارهيچ معجزه اى از بر جام نداشت . جواب اقتصاد ورشكسته و جامعه در فقر و فلاكت فرو رفته ايران بر جام نيست . اينها را همه قبل از آمدن ترامپ هم مى دانستند . در نتيجه آمدن ترامپ تهديدى براى برجام نيست . كشورهاى اروپايي همواره بر تعهداتشان در اين باره تاكيد كرده اند .  
با وجود همه اين واقعيات انتخاب ترامپ و شاخ و شانه كشيدنهايش در مقابل جمهورى اسلامى ، توسط جناحهاى رقيب حكومتى عليه يكديگر مورد بهره بردارى قرار گرفت . همچنين نور اميدى واهى در دل اپوزيسيون پرو غرب و ناسيوناليستهاى كرد انداخت . جناحهاى جمهورى اسلامى در واقع در جنگ خودشان از ترامپ استفاده سياسى كردند . او را مسبب شكست برجام معرفى كردند و كوشيدند بر واقعيات و نا مربوط بودن برجام به زندگى مردم و تغير در جامعه سرپوش بگذارند . سعى كردند از فرصت پيش آمده استفاده كنند وبراى سردر گم كردن اعتراضات مردم در شيپور آشتى بدمند . اما واقعيات تناقضات پايه اى بحران اقتصادى و اجتماعى رژيم اسلامى را با اين عوامفريبى ها نمى شود زير فرش كرد . مدتهاست تنفر بخشهاى مهمى از كارگران و مردم زحمتكش به اعتراض و مقابله با جمهورى تبديل شده است . با اين ابزارهاى عوامفريبانه كه معمولا زمان مصرفشان بسرعت تمام مى شود نمى توان جلو نارضايتى وسيع در  جامعه را گرفت . هيئت حاكمه آمريكا و جمهورى اسلامى و برجامشان نقطه مقابل مردم مبارز و معترض ايران استفاده اند . كارگران و توده تهيدست و به فقر رانده شده ، مصافهاى سخت و دشوارى در مقابل اين صف از دشمنان خود پيش رو  دارند .

Share

 

مسئول سایت حزب

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته خارج کشور حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته کردستان حزب حکمتیست
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دفتر مرکزی حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Tel:+46762349683