A+ A A-

كاتالان و استقلال! - سیوان کریمی

Share

 

تاریخا كمونیستها مساله استقلال را، آخرین راه برای رهایی از ستم ملی قلمداد كرده اند و به این اعتبار از آن دفاع می كنند. واقعیت امر از نظر من این است كه تنها در دو مورد می توان از خواست استقلال و تشكیل یك دولت جدید دفاع كرد؛ مورد اول مساله ستم ملی است كه به صورت "سیستماتیك" و "ادامه دار" از طرف هیئت حاكمه یك جغرافیا بر بخشی از مردمان آن اعمال می شود و هیچ نشانه و شانسی برای همزیستی مسالمت آمیز و رفع تبعیض ها نباشد. مورد دوم زمانی رخ می دهد كه این خواست به قویترشدن و پیروزی طبقه كارگر در یك جغرافیا كمك كند. این دو نوع خواست استقلال قابل دفاع هستند. می توان مثالهایی را از این طرز برخورد آورد. مورد استقلال لهستان در سال ١٨٤٩ و پس از سركوب اعتراضات مجارستان نمونه ای از این موارد است. جایی كه ماركس و انگلس، به درست، استقلال لهستان را حتی اگر توسط آریستوكراتها رهبری شود، به نفع مبارزات كارگری می دانستند. در تاریخ دویست سال اخیر كه مساله سرمایه داری دولت - ملت را ایجاد كرد و مرزها را برای تقسیم بندی بین انسانها به اجرا گذاشت، هرازگاهی كشور جدیدی تاسیس شده است. اما نكته مهم برای كمونیست ها این است كه باید از هر خواست استقلال و جدایی دفاع كرد؟ باید این نكته را مورد ترجه قرار داد كه "شرایط" تعیین می كنند كه ما از استقلال بخشی از مردم حمایت كنیم یا نه. ممكن است امروز این شرایط وجود نداشته باشد اما چند سال بعد وضعیتی پیش بیاید (یا ستم ملی سیستماتیك و یا وضعیت طبقه كارگر) كه موافقت یا مخالفت ما به مخالفت یا موافقت تبدیل شود.
 
سوال این نوشته این است: آیا خواست استقلال كاتالان قابل دفاع است؟

كمونیستها تا آنجا كه امكان همزیستی بین حكومت مركزی و بخشی از مردم كه خواست استقلال را دارند، وجود داشته باشد، از زندگی مسالمت آمیز در كنار هم دفاع می كنند. تنها در شرایطی كه ستم ملی به صورت سیستماتیك و مداوم اعمال شود و هیچ امكان همزیستی وجود نداشته باشد، می توان بحث استقلال را مطرح كرد. البته پیش شرط حمایت از این استقلال به بهبود شرایط و وضعیت زندگی برای بخشی كه خواهان استقلال هستند، بسیار حائز اهمیت است. در كنار این و به نظر من، وضعیت طبقه كارگر فاكتور مهم دیگری است. این استقلال و درخواست برای جدایی باید به بهتر شدن وضعیت زندگی طبقه كارگر در آن جامعه منجر شود. حال دوباره به اسپانیا و منطقه كاتالان برگردیم. شهروندان كاتالان تمام حق و حقوق یك شهروند دیگر اسپانیا را دارند و هیچ نوع تبعیضی به آنها اعمال نمی شود. نظرسنجی های سالهای گذشته به وضوع نشان می دهد كه درصد كمی از مردم خواهان این استقلال هستند. منطقه ای با كمی بیش از هفت و نیم میلیون جمعیت، درآمد تولید ناخالص داخلی بر ٣٣٦ میلیارد دلار در سال و سرانه هر نفر ٤٣ هزار دلار. این آمار را مقایسه كنید با جمعیت ٤٦ میلیون نفری با تولید ناخالص داخلی ١٢٣٠ میلیارد دلار و سرانه ٢٣ هزار دلاری. حالا این آمار كلی اسپانیا را باید بدون در نظر گرفتن وضع اقتصادی كاتالون دوباره بررسی كرد. كاهش یك چهارم از درآمد ناخالص ملی و جمعیتی در مرز ٤٠ میلیون. این آمار و ارقام و مقایسه آنها نشان می دهد كه این ادعای "استقلال" كاتالان دعوایی است بین طبقه حاكم در كاتالان و دولت مركزی در اسپانیا. سرمایه داری در كاتالان نمی خواهد در این وضعیت شریكی در كنار دولت مركزی باشد. برای این امر و احتمالا تبدیل مسئله استقلال به یك كارت فشار بر دولت مركزی اسپانیا، مسئله رفراندوم را پیش می كشند.

مسئله مهم در این بین این است كه نمی توان برای هر تصمیم و اتفاقی در جامعه به رفراندوم مراجعه كرد. مسئله كاتالان در اسپانیا، دعوایی است بین دو هئیت حاكمه. چه ملاكی را باید برای جدایی درنظر گرفت كه بتوان به آن اتكا كرد؟ مسئله زبان و فرهنگ اگر مبنا باشد (كه امروزه توسط هر ناسیونالیست و قوم پرستی تبلیغ می شود) هر روستای دور افتاده ای هم باید ادعای استقلال كند.
 
مسئله استقلال و ایجاد یك دولت جدید، مسئله ای حساس است. برای این امر باید تمام جوانب و شرایط را بررسی كرد و به صورت مشروط از آن حمایت كرد. وضعیتی كه من كمونیست را قانع كند تا به حمایت از استقلال در كاتالان بپردازم، مطلقا وجود ندارد. برخورد خشونت بار و وحشیانه دولت اسپانیا و پلیس این كشور را نمی توان ملاكی برای ادعای استقلال درنظر گرفت. هرچند به گمان من این برخورد دولت اسپانیا و پلیس این كشور بار دیگر خاطره دوران فرانكو را در اذهان تداعی كرد. برخورد خشن و سیستماتیك كردن این شیوه برخورد از سوی دولت اسپانیا، می تواند معادلات را در دراز مدت تغییر دهد.

در نهایت مسئله رفراندوم و برگزاری آن نمی تواند به تصمیمی همیشگی و مقدس تبدیل شود. اگر رفراندوم مقدس است، باید سال ٥٨ همه انسانهای چپ و كمونیست جامعه ایران رفراندوم جمهوری اسلامی را می پذیرفتند و به خمینی "لبیك" می گفتند. اما نه آن را پذیرفتند و حتی در برابر رفراندوم و جمهوری اسلامی دست به سلاح بردند. مسئله استقلال و رفراندوم در كاتالان نه قابل دفاع است و نه لازم. هر وقت مسئله ستم ملی در این ایالت خودمختار مطرح شود و سیستماتیك از طرف دولت اسپانیا به اجرا درآید و این چشم انداز وجود داشته باشد كه جدایی از اسپانیا به نفع رفع ستم ملی و بهبود وضعیت مردم و بهتر شدن وضعیت طبقه كارگر می گردد، آنوقت ما هم دوباره به این موضوع می پردازیم. اما فعلا تنها چیزی كه قابل دفاع توسط هر انسان منطقی می باشد، عدم حمایت از استقلال كاتالان است. *

Share

 

مسئول سایت حزب

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته خارج کشور حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته کردستان حزب حکمتیست
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دفتر مرکزی حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Tel:+46762349683