A+ A A-

خمینی و سران جنبش سبز معماران و مجریان توحش حمله به کردستان

Share

مصاحبه اکتبر با رحمت فاتحی  در مورد 28 مرداد

خمینی و سران جنبش سبز معماران و مجریان توحش حمله به کردستان در 28 مرداد 1358 هستند


مصاحبه کننده: اسماعیل ویسی


اکتبر: سی و یک سال پیش  " 28 مرداد 1358 " خمینی فرمان حمله به کردستان تحت عنوان " سرکوب اشرار و بر قراری امنیت و آسایش "  را صادر نمود. تمامی اسناد غیر قابل انکار در رابطه با شرایط " سیاسی- احتماعی و امنیتی "  آن روز جامعه  کردستان نشان میدهند و ثابت میکنند که، در سراسر کردستان کاملا جو و فضای آزاد و دموکراتیک و امنیت و آسایش وجود داشت و احزاب سیاسی بدون قید وشرط فعالیت می کردند. و ...  چرا این فرمان حمله سرکوبگرانه صادر شد؟ حکومت اسلامی چه اهداف استراتژیکی را دنبال میکرد؟ 




رحمت فاتحی: حمله 28 مرداد 1358 به کردستان را که فرمان آن از طرف خمینی جنایتکار داده شد، بوسیله حکومت ضد انقلاب وقت که بخش زیادی از آنها در حال حاضر از سران جنبش سرمایه داران سبز و مدعی "آزادیخواهی" هستند به اجرا در آمد. این حمله وحشیانه و جنایتی که در این رابطه شد را تنها میتوان با جنایت هیتلر در آلمان و پینوشه در شیلی در قرن حاضر مقایسه کرد. از طرف دیگر مقاومت و ایستادگی در مقابل این تعرض وحشیانه که از طرف کمونیستها در کردستان در اشکال و ظرفیتهای متفاوت سازمان داده شد و مورد پشتیبانی عظیم تودهای مردم آزادیخواه در کردستان قرار گرفت یکی از نمونه ها تاریخی یک قرن اخیراست.    




اهداف و استراتژی حکومت را سعی میکنم بطور مختصر از نظر خودم توضیح دهم. در28 مرداد 58 خمینی فرمان یورش به کردستان را با هدف سرکوب انقلاب صادرکرد. در آن موقع کردستان تنها منطقه ایی بود که جمهوری اسلامی نتوانسته بود حاکمیت ضد انقلابی و ارتجاعی خود را در آن اعمال نماید. مردم کردستان و در راس آن کمونیستها و آزادیخواهان با تمام توان خود از دستاوردهای انقلاب وگسترش این دستاوردها دفاع میکردند و نوعی از حاکمیت مردمی را در این منطقه سازمان داده بودند. این برای رژیم سرمایه داری و جمهوری اسلامی غیر قابل تحمل بود.  جمهوری اسلامی وخمینی برای تثبیت موقعیت و دولت نو پایش تصمیمشان را گرفته بودند که با تمام توانشان به کردستان حمله کنند. زیرا میدانستند که سرکوب آزادیخواهان کردستان به معنای سرکوب انقلاب است. جمهوری اسلامی دراین فاصله توانسته بود دربقیه نقاط ایران، انقلاب را سرکوب کند،حداقل دستاوردهایی که مردم درنتیجه انقلاب بدست آورده بودند بازپس بگیرد. کمونیستها و آزادیخواهان در کردستان تمام تلاش خود را کردند که جنگی در کردستان اتفاق نیافتد ولی همچنانکه اشاره کردم برای جمهوری اسلامی مهم بود که برای تکمیل پروژه ضد انقلابی خود به کردستان حمله نماید. خمینی با فرمان جنایتکاران خود با بسیج تمام نیرو سپاه پاسداران، بسیج، گله حزب الله و ارتش از زمین و هوا به کردستان حمله و بخش زیادی از شهرها و روستاهای آن را ویران و به خاک و خون کشید و در دادگاهای چند دقیقه ایی  به فرمان خلخالی مزدور تعداد زیادی را در شهرهای کردستان به طور دسته جمعی اعدام کردند. در نتیجه برای کمونیستها و آزادیخواهان در کردستان هیچ راهی باقی نمانده بود به غیر از سازمان دادن مقاومت در تقابل با این حمله وحشیانه رژیم و دفاع از دستاوردهای مردم کردستان که در نتیجه انقلاب بدست آورده بودند. حمله وحشیانه رژیم به کردستان و مقاومت قهرمانانه مردم در شهرهای کردستان به بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ کمونیستها و آزادیخواهان در ایران و کردستان تبدیل شده است. 



در سه دهه اخیرخیلی از شخصیتهای راست وچپ جامعه تحت تاثیراین واقعه به اظهارنظرپرداختند،.چه کسانی که سازنده مقاومت ودفاع در برابر یورش وحشیانه جمهوری اسلامی بودند وچه کسانی که سازنده ومعماراین کشتار مردم بودند. بنی صدر که خود یکی از سرکردگان این جنایت است یکی از این افراد است که در مناسبتهای مختلف در این رابطه اظهار نظر کرده است. ایشان فرموده اند در این اتفاق کومه له وخمینی مقصر بودند و اگر آنها نبودند میشد جلوی یورش را گرفت. فکر میکنم سخن بنی صدرتازگی ندارد اگر بیاد بیاوریم همان زمان که این مقاومت سازمان داده شد خیلی ازآنهایی که بعدها به مهره های اصلی قدرت گیری رژیم و بخشی از این سناریو درشهرهای کردستان شدند این گونه سخنان را علیه کمونیستها برزبان می آوردند ومیگفتند کمونیستها یا چپ روی وتند روی خود رژیم  را تحریک کردند که به کردستان حمله کند. درحالی که وقتی به این تاریخ برمیگردیم اتفاقا تا آنجایی که به کمونیستها وآزادیخواهان درکردستان برمیگردد برای دفاع از دست آوردهای انقلاب وبرای ممانعت از جنگ ودرگیری تمام تلاش خود را کردند که من تنها به نمونه هایی از آن اشاره میکنم. یکی از این تلاشها کوچ دسته جمعی مردم مریوان بود.مردم یک شهر به تمامی از شهر کوچ کردند برای اینکه جمهوری اسلامی را متوجه کنند خواهان جنگ نیستند بلکه تنها خواهان دفاع از دست آوردهای انقلابی هستند که برای آن خون داده اند ومیخواهند علاوه بردفاع از دست آوردهای انقلاب این دست آوردها را گسترش دهند،سازماندهندگان این کوچ هم اکنون حی وحاضر هستند وهرکسی میتواند برود وآنها را ببیند. دراین همین رابطه  مردم شهرهای دیگرکردستان با سازماندهی کمونیستها برای دفاع ازکوچ کنندگان وبرای مقابله با جنگ به سوی مریوان به راهپیمایی پرداختند.درکامیاران اکثریت مردم این شهردرمقابل تانکهای رژیم که برای یورش به کردستان روانه شده بودند درجاده ها تحصن کردند واز حرکت تانکها و ستونهای رژیم بطرف کردستان جلوگیری کردند. هزاران نفرازمردم سنندج در  استانداری کردستان تحصن کردند ،تحصن مردم روستای باوه ریز درنزدیکی سنندج درمقابل تانک وتوپهای رژیم (درهمان زمان خمینی گقته بود من میدانم کومه له ودمکرات چیست اما نمیدانم بابا ریز دیگر چیست).تمام این وقایع را که مرور میکنی بخشی از تلاشهایی است که کمونیستها وآزادیخواهان کرده اند که جلوی جنگ را بگیرند منتها خمینی و بنی صدر،جمهوری اسلامی ونظام سرمایه داری در ایران میدانستند وعزم کرده بود که تثبیت قدرت درایران  وتثبیت سرمایه داری ودولت موقتش برای دفاع از سرمایه داری، در گرو سرکوب انقلاب درکردستان است ودراین مورد هیچ ابهام وتوهمی نداشت . آقای بنی صدر اکنون به یکی از منتقدان خمینی تبدیل شده است واین که خمینی نباید این کار را میکرد،بنی صدر درزمانی این گفته را برزبان می آورد که او را در تقسیم قدرت وثروت  کنار گذاشته اند. وی کسی بود که قبل از حمله به کردستان ،مردم وانقلابیون ترکمن صحرا را سرکوب کرد،قبل از آن زنانی را که با شعارنه روسری نه تو سری به خیابان آمده بودند سرکوب کرد. قبل ازیورش به کردستان کسی بود که کارگرانی را که برای  خواست ومطالبات خود اعتصاب کرده وشوراهایشان را تشکیل داده بودند سرکوب کرد شعارآقای بنی صدر درآن مقطع این بود که "شورا پورا مالیده " درنتیجه لطفا" این ژست را نگیرد،چون روزی از روزها باید درمقابل اعمالی که مرتکب شده جوابگو باشد.او هم فردی است مانند اصلاح طلبانی که اکنون به این دلیل که از قدرت کنارگذاشته شده اند ظاهرا" ازآزادی زندانیان سیاسی دفاع میکنند. درحالی که خودشان قبلا  هزاران نفر را در زندانها و بیرون زندانها به طور دستجمعی به قتل رسانند والان عاشورای حسینی راه اندخته اند. این سخنان بنی صدربه هیچ وجه واقعیت ندارد وآن چه به مردم وکمونیستها وآزادیخواهان برمیگردد تلاشی بود که جنگ صورت نگیرد.




مسئله دیگر تلاش ناسیونالیستها است که گویا این روز روزی ملی است و دلیل یورش رژیم وفتوای خمینی هم در این رابطه بود که این هم حقیقت ندارد به این دلیل هنگامی که به یورش رژیم به کردستان نگاه میکنیم متوجه میشویم رژیم برای تثبت خود بعنوان حکومت ضد انقلابی و برای سرکوب دستاوردهای انقلاب در کردستان تمام توانایی خود را بکار گرفت. اتفاقا سازشکاری و مماشات ناسیونالیستها و در راس آن حزب دمکرات و لبیک گفتن سران آنها به خمینی و همراهی کردن ستونهای نظامی رژیم به داخل پادگانها در تسریع حمله به کردستان و پایین آوردن توان مقاومت مردم نقش مهمی را در این رابطه ایفا کردند. منتها  نه مردم آزادیخواه در کردستان و کسانی که در برابر این یورش مقاومت کردند و کمونیستهای که این مقاومت را سازمان دادند اصلا" وابدا" ربطی به مسئله ملی وجنبش ملی نداشتند و نه خود جمهوری اسلامی به این خاطر به کردستان حمله کرد. برای خمینی سرکوب انقلاب اساسا هدف بود و برای کسانی که این مقاومت را سازمان دادند دفاع از دستاوردهای انقلاب و گسترش آن نقطه حرکت آن بود.هدف کمونیستها و آزدیخواهان دفاع از آزادی بی قید وشرط سیاسی ،دفاع از حق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، دفاع ازبرابری زن ومرد،دفاع از حق کودک ودفاع از شوراها وبنکه های محلات بود وجمهوری اسلامی این خطر را احساس کرده بود،احساس میکرد دربرخی از مناطق قدرتش رو به کاهش است ودر کردستان انقلاب ادامه دارد وقطبی از آزادیخواهان در حال دفاع از دست آوردهای انقلاب هستند. تا زمانی که یورش به کردستان با فرمان خمینی آغاز شد شهرهای کردستان که بوسیله احزاب و مردم اداره مبشد، بدلیل قوی بودن دفاع از دست آوردهای انقلاب حتی یک بار هم حزب دمکرات جسارت نداشت که ازطرح خودمختاری واین گونه برنامه ها صحبت کند چون این موقعیت وفضا در جامعه وجود نداشت بلکه برعکس فضا،فضای دفاع از انقلاب وخواست ومطالبه کارگران وزنان ودفاع از آزادی بی قید وشرط و دقاع ازانسانیت بود واجازه طرح شعارو مطالبات ناسیونالیستی را نمی داد. یورش جمهوری اسلامی به کردستان سبب تقویت خواست خودمختاری و یا خواسته های دیگری در این رابطه شد در کردستان. شروع جنگ مسلحانه که یکی از سنتهای  واقعی و پایه ای جنبش ملی است با وقوع حمله رژیم به ناسیونالیسم میدان داد که این نوع خواستها را مطرح نماید وموقعیت بهتری را نصیب احزاب ناسیونالیست کرد.



اکتبر: به اهداف استراتژیک حکومت اسلامی در رابطه با این یورش وحشیانه اشاره کردید. قطعا در رابطه با این یورش مقاومتی مسلحانه در کردستان شکل گرفت تحت عنوان " جنبش مقاومت خلق کرد " شهر بانه یکی از آن نقاط " استراتژیکی " بود که شما در آنجا فعالیت میکردید. چه اقداماتی مشخص در دستور قرار داده شد؟  نقش احزاب و سازمانهای سیاسی در شکل دادن به این مقاومت چگونه بود؟ عوارض " مثبت و منفی " این یورش وحشیانه چه بودند؟


رحمت فاتحی: شهر بانه را نمیشود از بقیه شهرهای کردستان در این حمله ددمنشانه جدا کرد. انچه که بدرجاتی موقعیت استثنایی تری را بشهربانه میدهد حمله دور دوم رژیم است. در حمله دوم رژیم که 2 اردبیهشت شروع شد و بمدت 35 روز ادامه پیدا کرد این شهر همراه با روستا هایش به تله ازخون آتش تبدیل شد. جنایتکاران رژیم از تمام ظرفیت های سرکوب خود و با پیشرفته ترین سلاحهیشان از زمین و هوا حمله کردند. در فاصله کوتاهی دها نفر جان خود را از دست دادند، هزاران خانه و پل را ویران کردند و دهها ماشین مردم بیدفاع را در جاده ها به آتش کشیدند. البته در مقابل این حمله وحشیانه کمونیستها مقاومت مسلحانه توده ایی را سازمان دادند و بدرجات زیادی این حمله وحشیانه را عقب راندند.


در بانه در فاصله زمان قبل از حمله رژیم به کردستان و در آن فاصله زمانی کوتاه جمعیت دفاع ازازادی و انقلاب شکل گرفت که اساسا فعالین آن از کمونیستهای منفرد و احزاب چپ فعال آن دوره بودند. همزمان حزب دمکرات هم یکی از نیروهای فعال آن دوره بود. در این مدت تشکلهای اجتماعی و صنفی از جمله سندیکاهای کارگران بیکار و در محل کار، سازمان دفاع از حقوق برابری زن و مرد سازمان جوانان و .... با رهنمود و همکاری همه جانبه این جمعیت شکل گرفت که در واقع نیروی اصلی تمام تحرکات و اعتراض و دفاع از دستاوردهای آن دوره بودند و در جریان حمله وحشیانه رژیم هم آنها بودند که بیشترین فداکاری و از خودگذشتگی را از خود نشان دادند.

حضور فعال کارگران، زنان و جوانان در اداره و حفاظت از شهر بانه و برقرار کردن امنیت در شهر یکی از تجارب این دوره میباشد. دستاورد مهمتر از آن شکل گیری سندیکای کارگران بیکارو شاغل بود. این تشکل توانست که جلو اجحاب و زورگوی های آن دوره سرمایه دارن را بگیرد و قوانین کاری را در چارچوب سندیکا به اجرا درآورد و بیمه بیکاری را برای کارگران تامین نماید به همین دلیل بود در آن دوره همین رهبران سندیکاها به خار چشم سرمایه داران تبدیل شده بودند. این رهبران در واقع به شخصیتهای سیاسی و صنفی و محبوب آن دوره تبدیل شدند. این رهبران متاسفانه اکثریتشان در جریان حمله جنایتکاران رژیم به شهر بانه و مقاومتهای بعدی جان خود را از دست دادند. که لازم است جای دیگری و در رابطه با نقش کارگران در حمله به کردستان به تفصیر به آن پرداخت. از شخصیتهای کارگری آن دوره که من بیاد دارم عثمان باغبانی(حمه لاو)، رحمان فیضی (صدباری)، محمد امینی، محمد خدامراد پورو...... در نتیجه جمعیت شهر بنا به موقعیت طبقاتیشان بخش زیادی از کارگران، زنان و جوانان در تشکلها و و سازمانهای صنفی و طبقاتیشان و احزاب سیاسی فعال آن دوره کومله، چریکهای فدای خلق و پیکار متشکل شده بودند. و بر اساس همین منطق بورژواها و خردبورژواها مرفه و اسلامی ها در حزب دمکرات متشکل شده بودند و حامی این حزب بودند.


ما بعنوان کمونیستهای فعال آن دوره به کرات به دلیل همین تضاد ومنافع طبقاتی متفاوت با ح.د اصطکاک پیدا میکردیم. حزب دمکرات اگر از یک طرف همیشه و در این اصطکاکات و کشمکشهای بین کارگران و سرمایه داران همیشه طرف سرمایه دار را میگرفت، اگر بین آزایخواهی و سکولاریزم و آزادی بی قید و شرط و یا دفاع از برابری زن و مرد و غیره همیشه طرف ارتجاع و سنتهای عقب افتاده و کهنه پرستان را میگرفت در رابطه با رژیم هم همیشه در صف مقدم سازش بود و درواقع با سیاستهای ضد انقلابیش همچنانکه در بالا به آن اشاره کردم حزب دمکرات با لبیک گفتن سران آنها به خمینی و همراهی کردن ستونهای نظامی رژیم به داخل پادگانها در تسریع حمله به کردستان و پایین آوردن توان مقاومت مردم ایفا کردند. و در همین دوره هم همچناکه شاهد هستیم همین سناریو به شکل عیان تری تکرار شد. به این معنا. پس از سی سال جنبشی به نام جنبش سبز شکل گرفت.ماهیت این جنبش چیزی نبود بغیرازاختلافات مقامات بلند پایه حکومتی برسر پول وثروت وقدرت،وتوانسته بودند مردم را به میدان بیاورند. همچنانکه قابل پیش بینی بود مانند همان دوره حزب دمکرات بدلیل منافع مشترکش با این جنبش سرمایه دارانه در صف مقدم دفاع از این جنبش سرمایه داران قرار گرفت. حمله رژیم به کردستان و شکل گیری جنبش سبز و نقشی که احزاب از جمله ح.د در این دو واقعه از خود نشان دادند علیرغم اینکه به لحاظ شکل و جایگاه آنها متفاوت است ولی به لحاظ منافع طبقاطی در یک کاتاگوری میباشد. تجارب آن این است که کمونیستها ورهبران کارگری وسازماندهندگان این حرکتهای اجتماعی تنها با اتکا به خود و سیاستهای کمونیستی و با اتکا به نیروی طبقه کارگر وزحمتکش میتوان در مقابل جمهوری اسلامی ایستاد و سرنگونی رژیم را از این راه با اتکا به طبقه کارگر و زحمتکش جامعه هموار کرد و صف خود را  در مقابل هر جنبش ارتجاعی  و احزابشان که مردم را  گوشت دم توپ کرده اند جدا کرد.


با تشکر از شما!


2010-08-16

Share

 

مسئول سایت حزب

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته خارج کشور حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کمیته کردستان حزب حکمتیست
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دفتر مرکزی حزب حکمتیست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

Tel:+46762349683