ستون هفتگی
بحران همزمان: رکود، گرانی و بیثباتی اقتصادی در ایران
وریا روشنفکر
در ایران امروز و در سایه جمهوری اسلامی، مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بهطور همزمان عرصه را بر مردم تنگ کرده است. گزارشهای روزنامههای داخلی تصویر روشنی از این بحرانها ارائه میدهند، تصویری که نشان میدهد نهادهای حکومتی، با سیاستهای مخرب و تصمیمات نمایشی، نه تنها قادر به حل مسائل اقتصادی نیستند، بلکه خود عامل تشدید بحرانها نیز شدهاند.
روزنامه اعتماد در مطلب خود با عنوان “یک بام و دو هوا در مجلس” به بررسی جلسه تقدیم لایحه بودجه ۱۴۰۵ پرداخته و تضادهای رفتاری میان دولت و مجلس را برجسته کرده است. بودجهای که با حذف چهار صفر از پول رایج کشور ارائه شد، بیش از آنکه نشانه اصلاح اقتصادی باشد، نمایش رسمی تغییرات حسابداری است و هیچ تأثیری بر کاهش تورم یا بهبود قدرت خرید مردم ندارد. در حالی که مجلس با استقبال ظاهری از رئیسجمهور، رویکرد حمایتی نشان میدهد، همان مجلس در حال آمادهسازی استیضاح برای چند وزیر است؛ تضادی آشکار که نشاندهنده ناتوانی نهادهای حاکم در اتخاذ سیاستهای هماهنگ برای برون رفت از باتلاق فساد ساختاری حکومت است.
روزنامه ستاره صبح در مقالهای با عنوان “پیامد بودجه انقباضی” بودجه ۱۴۰۵ را بودجهای انقباضی معرفی میکند و هشدار میدهد که محدودیتهای بودجهای و رشد ۵ درصدی نسبت به سال گذشته، نه تنها قادر به مهار تورم نیست، بلکه باعث تشدید رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری خواهد شد. حذف چهار صفر نیز تنها جنبه روانی و شکلنما دارد و فاقد اثر واقعی بر شاخصهای اقتصادی است. این وضعیت نشان میدهد که دولت همچنان به سیاستهای نیمبند و نمایشی وابسته است و اصلاح نظام مالیاتی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و بهبود فضای کسبوکار، نادیده گرفته شدهاند.
روزنامه آرمان امروز، با تیتر “نشست شورای امنیت سازمان ملل در مورد برنامه هستهای ایران”، تحولات بینالمللی و برنامه هستهای ایران را بررسی کرده است. توقف تماسها با نماینده ویژه آمریکا و فشارهای خارجی بر ایران، در حالی رخ میدهد که مشکلات داخلی، از گرانی و رکود اقتصادی گرفته تا بحران ارزی، مردم را در تنگنای شدید قرار داده است.
هممیهن در مقالهای با عنوان “روزهای پرگل و لای آخر پاییز” به بررسی خسارات سیل و طوفان در جنوب و جنوبشرق ایران پرداخته است. گزارشها نشان میدهند که زیرساختها و اراضی کشاورزی به شدت آسیب دیده و مدیریت فاجعهبار بحران، اعتراض مردم و رسانهها را به دنبال داشته است.
روزنامه کار و کارگر و عصر رسانه در مطالبی با تیترهای “سفره یلدایی حقوقبگیران بوی تند گرانی گرفته است” و “کارگران زیر بار هزینههای درمانی کمر خم کردهاند” بحران کارگران و بازنشستگان را بازتاب دادهاند. فشار اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی و درمان، سقوط بیشتر کارگران به زیر خط فقر و کاهش قدرت خرید خانوارها را به دنبال داشته است. توصیههای کارشناسان حکومتی، از جمله “جو بخورید” به جای برنج، نمونهای از گسست کامل میان ساختارهای حکومتی و واقعیت زندگی مردم است.
روزنامه توسعۀ ایرانی با تیتر “هشتاد درصد ایرانیها زیر خط فقر جهانیاند” به سقوط اقتصادی ایران پرداخته و گزارش داده که بیش از ۸۰ درصد از خانوارها زیر خط فقر جهانی قرار دارند. سقوط ارزش پول، کاهش قدرت خرید، تصویری هولناک از زوال طبقه متوسط و افزایش فقر و نابرابری ارائه میدهد.
شرق نیز با مقالهای با عنوان “تهدید به جای آموزش” به بررسی سرکوب دانشجویان دانشگاه شریف پرداخته و نشان داده است که اولویت حکومت نه آموزش و پژوهش، بلکه کنترل و سرکوب است. ورود نهادهای امنیتی و تماس با خانوادهها، نقض حریم خصوصی دانشجویان و تضعیف کیفیت آموزش را به دنبال داشته است.
هممیهن در مقالهای با تیتر “ارزهای گمشده” بحران عدم بازگشت ارزهای صادراتی و فساد سیستماتیک در بازار ارز را بررسی کرده است. قفل شدن منابع ارزی، ناتوانی بانک مرکزی و سوءمدیریت ارزی، اقتصاد کشور را در مسیر آشفتگی و تورم مداوم قرار داده است.
روزنامه جهان اقتصاد با گزارش “وقتی گرانی برنج به اوج میرسد، برخی نسخه میپیچند: جو بخورید”! وضعیت گسست میان سیاستگذاری و زندگی مردم را به تصویر کشیده و نشان میدهد که توصیههای غیرعملی و بیارتباط با واقعیتهای اقتصادی، بر فاصله میان دولت و جامعه میافزاید.
در نهایت، مجموعهای از بحرانها، از تورم و گرانی گرفته تا رکود، فقر گسترده، کاهش قدرت خرید و سرکوب اجتماعی، تصویر ایران امروز را به نمایش میگذارد: کشوری درگیر فساد ساختاری، سیاستهای نمایشی و بیثباتی اقتصادی و اجتماعی. پیام روشن این است که نظام فشل حاکم امروز بیشتر از هر زمان به بن بست رسیده است، تنها راه چاره در کف خیابان و تلاش تا سرنگونی نکبت اسلامی است.
۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

