

اعلامیه حزب حکمتیست
رژه خَشم، جَشنِ سوگ
قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان!
روزهای ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ ایران سراسر اعتراض و فریاد بود. در همان مقیاس عظیم و هولناکی که رژیم اسلامی بدستور خامنهای جلاد قتل عام کرد، در شهرهای بزرگ و مناطق مختلف استانهای ایران مراسمهای باشکوهی با جمعیتهای بزرگ و رزمنده در گرامیداشت جانباختگان دیماه برگزار شد. گزارشها از شهرها و مناطق مختلف تهران بویژه بهشت زهرا، آبدانان، مشهد، نجفآباد اصفهان، فولادشهر، کرج، ملکشاهی، دزفول، گناوه، نوشهر، اردکان، بوشهر، روستای بنهگز در حوالی بوشهر، بابل، شهسوار، مرودشت، رستمکلا-بهشهر، دامغان، مبارکه، یزدانشهر اصفهان، هشتگرد، رامهرمز، خوی، چالوس، گرگان، لنگرود، فیروزآباد فارس، اراک، قرچک ورامین، کرمانشاه، گلپایگان، نهاوند، فردیس، قزوین، زرینشهر، ایلام، کرمان، سنقر، گرگان و زنجان حکایت دارد.
همزمان، در دانشگاههای شیراز، تهران، خوارزمی و فردوسی مشهد، دانشجویان با تجمع، تعطیل کلاسها و سردادن شعار، یاد جانباختگان را گرامی داشتند. این همزمانی دانشگاه و خیابان، نشانهای مهم از پیوند حافظه اجتماعی با فضای اعتراضی است. همینطور شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز طی فراخوانی با عنوان “برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام”، در اعتراض به قتل بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان در اعتراض به نیکمت های خالی و آرزوهایی که پَرپَر شدند، فراخوان اعتصاب سراسری و تعطیلی مدارس و همراهی با مراسمهای گرامیداشت جانباختگان دیماه دادند.
جمهوری اسلامی که از سوئی بر بازتولید “دوره دهه شصت” تاکید میکند، از سوی دیگر جرأت ندارد که مسئولیت مستقیم قتل عام را بعهده بگیرد. خامنهای با “شهید” اعلام کردن مردم قربانی و رهگذران و عمده معترضین و اعلام اینکه “ما هم عزاداریم” و تکرار “سرکوب قاطع اغتشاشگران” تلاش کرد این اعتراضات را به “آمریکا و اسرائیل” منتسب کند و رژیم کودککش اسلامی را “قربانی” جلوه دهد. جمهوری اسلامی میدانست که نمیتواند در مقابل برگزاری مراسمهای گرامیداشت نظر به ابعاد وسیع جنایت بایستد، تلاش کرد خودش را هم “صاحب عزا” قلمداد کند. لذا با برسمیت شناختن ابعاد وسیع قتل عام و تیراندازی کور به جمعیت و منازل و مغازهها و ماشینها، سیاست کشتن و تیر خلاص زدن به زخمیها و اُسرا، مسئولیت بخش مهمی از سلاخی بزرگ دیماه را به گردن “تروریستها” انداخت. از جمله رضا تاجیک مدیر عامل سازمان بهشت زهرا تصریح کرده است: “هفتاد درصد جنازه ها با تیر خلاص و از نزدیک مورد هدف قرار گرفتند” و بلافاصله اضافه کرده است؛ “بسیجی که تیر خلاص نمیزند. تروریستها و کسانی که مسلح بودند به ۷۰ درصد پیکرها تیر خلاص زدند”!
شهرها و دیوارها و خیابانها و محلات مَملو از عکسها و بَنرهای جانباختگان است، هر گوشه شهرها در هفتههای اخیر شاهد گلباران نقاطی است که عزیران ما با گلوله جنایتکاران اسلامی جانباختهاند، مادران دستجمعی با عکس فرزندانشان راه میروند و قاتلین را نفرین میکنند، در آرامگاهها هیچ آخوندی جرأت آفتابی شدن ندارد، صدای قرآن و فاتحه و سُنَنِ مذهبی جایش را به موزیک و سرود و برنامه تولد و ازدواج با نمایشی از خشم عمیق و اخطار متقابل داده است. “کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم”، “مرگ بر خامنهای”، “قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان”، “هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه”، “توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد”، “میکشم میکشم آنکه برادرم کشت” و “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” از شعارهای پرتکرار بودند. در سخنرانی بستگان جانباختگان سیاست رژیم که تحویل جنازه را با امضای “بسیجی بودن” فرد و “گرفتن پول تیر” مشروط کرده بود، به چالش کشیدند و با صدای بلند اعلام کردند؛ “فرزند ما بسیجی نبود، فرزند ما مبارز بود، فرزند ما انقلابی و آزادیخواه بود”.
این عزاداری نبود، رژه خشم بود، جَشنِ سوگ بود، رقصیدن بر مزار عزیزان و فریاد “خامنهای قاتل فرزندم را کُشت”، از خشم عمیقی سخن میگوید که دودمان اسلام و حکومتش در ایران را به باد خواهد داد. جنایت هولناک و بیسابقهای که این رژیم در حق شهروندان معترض کرده است، هیچ راهی برای ادامه زندگی با جمهوری اسلامی باقی نگذاشته است. رقص بر جنازه عزیزان بیان یک گسست اجتماعی با دو مشخصه است؛ اول، عبور از هرآنچه که رنگ و بوی اسلامی دارد. دوم، اعلام عزم انتقام از حکومت. پتانسیل این رقص سوگ از گلولههای تیربار دوشکا برای رژیم کشندهتر است. و بالاخره کسانی که اینروزها به انحأ مختلف کنار رژیم ایستادند یا تلاش کردند با تکرار ادلههای حکومت بار جنایت رژیم را تلطیف کنند، در چشم صفوف انقلابی و این مردم داغدار در حد زائدههای رژیم اسلامی سقوط کردند.
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست به مردم داغدار و مبارز درود میفرستد و در خشم عمیق و سوگ سنگین فقدان عزیزان شریک است. این مراسمها و امواج وسیع همبستگی و همدردی، با رژه پوسترهای جانباختگان، با تکرار و تاکید “آنها زندهاند و ما صدایشان هستیم”، یک هشدار جدّی به حکومتِ تروریستهای شرور اسلامی است. این اجتماعات اعلام کردند که جامعه ایران در شوک و بُهت و غم سنگینی است اما زانو نزده است، نشکسته است، یکپارچه نفرت از جمهوری اسلامی است و رسماْ و علناْ علیه حکومت و رهبر قاتلان اسلامی شعار میدهد. خامنهای و سران و کاربدستان و عوامل جنایتکارشان را در دادگاههای عادلانه و انقلابی بعد از سرنگونی به جرم بیش از چهار دهه جنایت و نسل کشی محاکمه خواهیم کرد. دادگاه سران رژیم اسلامی از دادگاه نورنبرگ مهمتر خواهد بود.
پیام روشن بود: جنگ انقلابی برای سرنگونی رژیم هولاکاست اسلامی ادامه دارد، “قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان”! یاد و راه عزیزانمان را با ادامه راهشان گرامی میداریم!
یاد جانباختگان گرامی است!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
۱ اسفند ۱۴۰۴-۲۰ فوریه ۲۰



