اطلاعیه ها

شلاق بر تن کارگر، ننگ بر پیشانی حکومت اسلامی! در محکومیت شلاق زدن کارگران معترض پتروپارس

شلاق بر تن کارگر، ننگ بر پیشانی حکومت اسلامی!
در محکومیت شلاق زدن کارگران معترض پتروپارس
تصور کنید! در قرن بیست ‌و یکم، کارگری را که سال‌ها در گرمای سوزان خوزستان نفت را از زمین بیرون کشیده و ثروت تولید کرده است، به جرم اعتراض به اخراج و بیکاری به شلاق می‌بندند! دسترنجش را می‌خواهند، سکوتش را می‌خواهند، تسلیمش را می‌خواهند. اما وقتی زبان به اعتراض می‌گشاید، قانون و قاضی و مامور اجرای حکم را به سراغش می‌فرستند.
بنا بر گزارش‌های منتشرشده، بیش از ده کارگر پتروپارس در هویزه به دلیل اعتراض به اخراج و بیکاری، به ۷۴ ضربه شلاق و جریمه نقدی محکوم شده‌اند و این مجازات به اجرا نیز درآمده است.
این فقط شلاق زدن چند کارگر نیست؛ تصویری از نظمی ضد کارگری – ضد انسانی است که تولید کننده ثروت را بی‌حقوق می‌خواهد و اعتراض به بیکاری و فقر را جرم می‌شمارد.
چه منظره هولناکی! ثروت از کار کارگر انباشته می‌شود، اما بیکاری و ناامنی سهم اوست. کارفرما شکایت می‌کند و دستگاه قضایی به سراغ کارگر می‌رود. اینجا شلاق تنها ابزار شکنجه نیست؛ زبان عریان قدرت سرمایه است که می‌خواهد کارگر را به اطاعت وادارد. کارگر باید کار کند، سود تولید کند، اخراج شود و دم نزند!
حکومت اسلامی از آغاز حیات خود، شلاق و زندان و چوبه دار را به ابزار حکومت بر جامعه بدل کرده است. زن را به جرم سرپیچی از حجاب اسلامی تعقیب می‌کند، روابط عاشقانه و خصوصی انسان‌ها را با سنگسار مجازات کرده، هنرمند و خواننده را به جرم شکستن ممنوعیت‌های مذهبی به محاکمه می‌کشد، معترض را به زندان می‌اندازد، بسیاری را به دار می‌کشد و کارگر را به جرم دفاع از معاش خود شلاق می‌زند و زندان میکند. در این دستگاه، انسان باید در برابر خدا، سرمایه، دولت و قانون شرع سر خم کند؛ و هر کس سر خم نکند، با مجازات روبه‌رو می‌شود. این است چهره زمینی حکومت آسمانی، حکومت اسلامی، حکومت سرمایه!
شلاق اسلامی در این پرونده ماموریتی کاملا زمینی دارد: حفاظت از مناسبات استثمار. مسئله فقط یک حکم قضایی نیست؛ مسئله قدرتی است که حق اخراج را برای کارفرما به رسمیت می‌شناسد، اما اعتراض کارگر به اخراج را به پرونده کیفری تبدیل می‌کند. این منطق سرمایه است؛ چه در عبای حکومت اسلامی ظاهر شود، چه در لباس فاخر سلطنت. تقدس بازار و سود، تقدس دین و تاج، تماما ضد آزادی و برابری و رفاه انسان‌اند.
اما آزادی کارگر تنها رهایی از شلاق و زندان نیست؛ رهایی از مناسباتی است که زندگی و معاش او را به فروش نیروی کارش و سودآوری سرمایه مشروط کرده است. جامعه‌ای که در آن ثروت را اکثریت تولید می‌کنند، اما اقلیتی صاحب سرمایه بر سرنوشت تولید کنندگان حکم می‌راند، جامعه‌ای آزاد و برابر نیست. رهایی کارگر، رهایی جامعه از سلطه سرمایه و پایان دادن به نظام کار مزدی است.
تاریخ این جامعه را نباید فقط با تاریخ حاکمان و جلادانش نوشت. تاریخ واقعی آن را میلیون‌ها کارگر و مردم آزادی‌خواه نیز ساخته‌اند که زیر بار فقر و فلاکت، تبعیض، تحقیر و استبداد زندگی کرده‌اند، اما در برابر آن ایستاده‌اند. کارگرانی که اعتصاب کرده‌اند، زنانی که حجاب اسلامی را به چالش کشیده و به دور انداخته‌اند، جوانانی که آزادی و رهایی از اختناق فرهنگی خواسته‌اند و خانواده‌هایی که در برابر اعدام و زندان سکوت نکرده‌اند.
هیچ حکم شرعی و هیچ قانون حکومتی نمی‌تواند شلاق زدن انسان را موجه کند. هیچ کارفرمایی حق ندارد اعتراض کارگر را به پرونده کیفری تبدیل کند. هیچ حکومتی حق ندارد زندگی و معیشت انسان را به اطاعت سیاسی مشروط کند.
حزب کمونیست کارگری ایران ـ حکمتیست خواهان لغو تمامی احکام علیه کارگران پتروپارس، بازگشت فوری اخراج ‌شدگان به کار، جبران خسارات آنان، لغو کامل مجازات شلاق، اعدام و شکنجه، و به رسمیت شناختن بی‌ قید و شرط حق اعتصاب، اعتراض و تشکل مستقل کارگری است.
جای شلاق در موزه تاریخ بربریت است، نه بر تن انسان. جای طناب دار نیز همان‌جاست؛ در کنار دیگر ابزارهای شکنجه، به‌ عنوان یادگارهایی عبرت‌آموز از دوران تحقیر و اسارت بشر.
آینده‌ای شایسته انسان، آینده‌ای است که در آن نه کارگر به جرم اعتراض مجازات شود، نه زن به جرم آزادی، نه هنرمند به جرم آفرینش و نه هیچ انسانی به جرم عقیده و مخالفت با قدرت.
بساط این حکومت فقر و فلاکت، شلاق و شکنجه، اعدام و تحقیر انسان باید برای همیشه برچیده شود. جمهوری اسلامی با تمام دستگاه سرکوب، قوانین ارتجاعی و نهادهای مذهبی‌اش باید به گورستان تاریخ سپرده شود. اما پایان حکومت اسلامی نباید آغاز بازگشت استبدادی دیگر باشد. مردم برای آن از زیر عبای آخوند بیرون نمی‌آیند که دوباره زیر سایه تاج و تخت و ساواک به بند کشیده شوند.
فردای جمهوری اسلامی نباید روز تعویض جلادان، تغییر پرچم بر فراز زندان‌ها و نشاندن تاج بر سر همان مناسبات استثمار و سرکوب باشد. آزادی، برابری و حرمت انسان نه با فرمان خداوند به دست می‌آید، نه با حکم شاه و نه با تقدس سرمایه. آینده باید از آن انسان‌های آزادی باشد که برای رهایی از هر شکل استثمار، تبعیض، استبداد، جهل و نظام طبقاتی مبارزه کرده‌اند. نه بازگشت به گذشته، نه تداوم بربریت امروز؛ تنها جامعه‌ای آزاد، برابر، سکولار و سوسیالیستی، شایسته انسان است!
رفقای کارگر، کارگران نفت و پتروشیمی!
مجامع عمومی کارگری محل تصمیم‌گیری جمعی شما درباره مسائل مشترک کار و زندگی است. تعرض به حقوق و حرمت کارگران پتروپارس نیز موضوعی است که باید در این مجامع به بحث گذاشته شود. صدور قطعنامه‌های اعتراضی، تجمعات و اعتراضات هماهنگ، حمایت از کارگران پتروپارس و مطالبه لغو احکام شلاق و بازگشت اخراج‌شدگان به کار، از جمله اقداماتی است که درباره آنها می‌توان آزادانه و جمعی تصمیم گرفت.
هیچ کارگری نباید در برابر تهدید به شلاق، اخراج و سرکوب تنها بماند. تصمیم آگاهانه و متحدانه شما کارگران در مجامع عمومی، پایه دفاع جمعی از حقوق، معیشت و حرمت انسانی است. اعتراض یک کارگر به بی‌حقوقی، مسئله تمام طبقه کارگر است؛ تعرض به حرمت یک کارگر، تعرض به حرمت همه کارگران است!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!
حزب کمونیست کارگری ایران ـ حکمتیست
۲۰ مهر ۱۴۰۵ – ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
___________________________________________

See less