مقالات

دولت موظف است! پیامدهای جنگ برای کارگران

دولت موظف است!
پیامدهای جنگ برای کارگران
جنگ ارتجاعی دولتهای آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی، برای جامعه و اکثریت مردم ایران بجز نکبت و عقبگرد نتیجه‌ای نداشته است. جنگ جامعه را در نقطه بُهت و وحشت و انتظار قرار داد. جنبشهای اعتراضی توده‌ای و کارگری را قیچی کرد و امر بقا را به اولویت اول همه تبدیل کرد. جنگ ارتجاعی تاکنونی برای جمهوری اسلامی که زیر فشار مبارزه انقلابی بود، تماماً “برکت” بوده است. جنگ قتل‌عام هولناک و حمام خون دیماه ۱۴۰۴ را به سایه راند و نمایش‌های مضحک پرچم چرخانی در دفاع از جمهوری اسلامی را به صحنه آورد. بمبارانهای سنگین و بیسابقه جامعه را دهها سال عقب رانده است. جمهوری اسلامی از نامتعین بودن اوضاع و شرایط “نه جنگ، نه صلح” بیشترین بهره را میبرد. سونامی بیکاری و سیر بی‌وقفه بیکارسازیها، فقر و فلاکت ترمز بریده، ماشین فعال اعدام و پرونده سازی و سرکوب از پیامدهای جنگ برای کارگران و مردم محروم ایران است.
پیامدهای این اوضاع باندازه جنگ مخرب و مشقت بار است. باید منتظر تراژدی‌های انسانی ناشی از کمبودها براثر ویرانسازی و بمبارانها بود. هدف فشار عظیم فقر و بیکاری و سرکوب به بهانه جنگ، زمین گیر کردن طبقه کارگر و جامعه منزجر از جمهوری اسلامی در دوره پسا‌جنگ است. جنگ تمام میشود، جامعه به فلاکت کشیده شده دیگر “بهانه جنگ” را نمی‌پذیرد، جنگی که دولتها برای منافع خود راه انداخته‌اند و هزینه آنرا مردم عادی در هرگوشه جهان می‌پردازند که سهمی در راه انداختن جنگ نداشته‌اند و چه بسا عمدتاً مخالف این جنگ ارتجاعی‌اند.
دولت موظف است …
یک هدف سیاست صرفه جوئی دولت و نصایح “مهربان بودن کارفرما و صاحبخانه با کارگر و مستأجر”، شانه خالی کردن دولت از وظیفه فوری خود و پائین نگاهداشتن توقع مردم است. همینجا باید خط تقابل را تعریف کرد؛ اولاً، جنگ را ما راه‌نیانداخته‌ایم، مسئول مصائب و هزینه‌های آن هم نیستیم. کارگران دنیا میگویند: “هزینه جنگ را کارگران نمی پردازند”. دولت، هر دولت مستقری، اولین اولویتش در دوره جنگ و مصائب طبیعی و اجتماعی، بسیج کل امکانات مادی و معنوی و فنی و انسانی در خدمت کاهش مشقات جنگ بر مردم و پاسخهای آنی و آتی به مشکلات ناشی از جنگ است. سیاست کارگران، برخلاف سیاست دولت برای پائین آوردن توقع مردم، مبارزه برای ارتقای زندگی مادی و معنوی شهروندان است.
لذا دولت موظف به؛
– بازسازی اماکن مسکونی و خانه‌های مردم، مراکز کار و بوتیک‌ها که بدلیل بمباران ویران شدند. تامین مسکن مناسب برای قربانیان تا زمان بازسازی منازل.
– پرداخت حقوق کامل کارگرانی که بدلیل بمباران محل کار بیکار شدند. حقوق کارگران و پرسنل واحدهای تولیدی و خدماتی بدون کاهش یا تعویق پرداخت شود.
– تامین زندگی خانواده های کارگری و شهروندانی که در اثر جنگ آسیب دیدند یا دچار از کارافتادگی شدند.
– پرداخت بیمه بیکاری مکفی برای تمام افراد آماده بکار بالای ۱۶ سال. ممنوعیت اخراج. یا کار یا بیمه بیکاری مکفی.
– در این اوضاع وخیم اقتصادی و کمبود و گرانی افسارگسیخته بدلیل جنگ، پرداخت قبوض آب و برق و گاز و اجاره، تا فائق آمدن کامل به بحران تعلیق شود.
– تعلیق پرداخت بدهی و دیون شهروندان به بانکها، که بدلیل جنگ بیکار یا خسارت مالی دیدند.
– تامین فوری نیازهای رفاهی، دارویی پزشکی و بهداشتی کلیه ساکنین ایران.
صندوق های مالی کارگری
در درجه اول باید دولت را موظف به تامین نیازهای بلافصل متنوع شهروندان کرد. درعین حال بجلو راندن عنصر همبستگی انسانی و تقویت چسپ درونی جامعه از طرق اتحاد در سطوح مختلف حیاتی است. کارگران چه در مراکز کار و چه در محلات کارگری و چه در دوره‌های قبل و بعد اعتصاب، تجربه و سُنت ایجاد صندوق مالی دارند. شرایط امروز اما بسیار فرق دارد، امروز بسیاری از کارگران بیکار و اخراج شدند، خانواده‌های کارگری وسیعاً صدمه دیدند،‌ عده‌ای آواره و بیخانمان شدند، مضافاً تشدید گرانی و فقر و بیکاری شدید اوضاع را تیره‌تر کرده است. نباید از تبعات سیاسی و انسانی این اوضاع برای جنبش کارگری غافل شد.
یک شبکه صندوقهای مالی برای تقویت همبستگی و اتحاد کارگری، برای ممانعت از پاشیدن درونی وحدت کارگری، برای کاهش مشقات ناشی از جنگ با تکیه بر نوعدوستی و همسرنوشتی طبقاتی، ضروری و مبرم است. این صندوق‌ها فی‌الحال در اشکال مختلف وجود دارند؛ در هر سطحی که فعالین و کارگران تشخیص میدهند میتوان کار را شروع کرد. تجارب تاکنونی از صندوق بین شبکه‌ها و محافل کارگری در چند صنعت و فراکارخانه‌ای تا صندوقهای فراشهری و رشته‌ای، صندوق‌های محلات کارگری، صندوق‌های محل کار و … از اشکال تجربه شده هستند. استقلال این صندوق ها از دولت و متکی بودنش به خود کارگران، ویژگی و مشخصه آنهاست.
تلاش برای موظف کردن دولت برای رفع نیازهای پایه ای شهروندان در کنار امر تقویت همبستگی و انسانی وطبقاتی از طرق و ابتکارهای مختلف، دو رکن سیاست کارگری و انقلابی در وضعیت کنونی است. ما کارگران باید از هم اکنون با سیاستها و تاکتیکهای روشن به استقبال دوره پساجنگ برویم.
سردبیر.
۱۵ مه ۲۰۲۶