ستون هفتگی
وقتی اینترنت قطع میشود، دروغ آزاد میشود
نقش رسانههای اپوزیسیون سلطنتطلب در تحریف قیام سراسری مردم
وریا روشنفکر
قطع اینترنت در ایران فقط یک اقدام فنی یا امنیتی نیست؛ بخشی از یک سناریوی آشنا برای کور کردن جامعه، بریدن پیوند مردم با هم و واگذاری میدان روایت به نیروهایی است که نه در خیاباناند، نه هزینه میدهند و نه نماینده خشم و خواست واقعی تودهها هستند. در این خلأ ارتباطی، نوعی “بازار سیاه خبر” شکل میگیرد؛ بازاری که در آن، رسانههای خارجنشین با امکانات مالی، دسترسی آزاد و تریبونهای پرقدرت، روایت خود را بهجای “صدای مردم” جا میزنند.
در این میان، رسانههای وابسته به جریان سلطنتطلب نقشی ویژه و خطرناک ایفا میکنند. این رسانهها در ظاهر مدعی مخالفت با جمهوری اسلامیاند، اما در عمل، دشمن سرسخت هر جنبش رادیکال، برابریطلب و تودهای هستند. قطع اینترنت برای آنها نه فاجعه، بلکه فرصت است: فرصتی برای مصادره قیام، پالایش آن از محتوای اجتماعی و طبقاتی، و بازتعریفش در قالب پروژهای بیخطر برای نظم موجود.
در روزهایی که خیابانهای ایران صحنه خشم انباشتهشده کارگران، جوانان، زنان و فرودستان است، این رسانهها عامدانه تمرکز را از ریشههای واقعی قیام منحرف میکنند. خبری از فقر، بیکاری، دستمزدهای زیر خط فقر، سرکوب سیستماتیک و استثمار عریان در روایتهایشان نیست. بهجای آن، قیام به یک “نارضایتی کلی”، یک “خواست تغییر در بالا” یا حتی بدتر، به نوستالژی نظم گذشته تقلیل داده میشود؛ نظمی که خود بر شانههای سرکوب و نابرابری بنا شده بود.
تحریف فقط در محتوا نیست، در انتخاب صداهاست. در شرایطی که اینترنت قطع است و فعالان میدانی امکان انتقال مستقیم تجربه خود را ندارند، این رسانهها به سراغ چهرههایی میروند که سالهاست از جامعه واقعی ایران بریدهاند. تحلیلگران ثابت، شاهزادگان رسانهای، کارشناسان خودخوانده و سیاستپیشگانی که هیچ پیوند زندهای با خیابان ندارند، بهعنوان “صدای مردم” معرفی میشوند. مردم واقعی حذف میشوند؛ همانهایی که کشته میشوند، زندان میروند و زندگیشان زیر چرخ بحران له میشود.
خطرناکتر از همه، تلاش آگاهانه برای مهار رادیکالیسم قیام است. هر جا شعارها از مرز اصلاح، آشتی یا بازگشت عبور میکند، یا سانسور میشود یا با برچسب “افراطی” و “غیرواقعبینانه” بیاعتبار میگردد. رسانههای سلطنتطلب از قیامی که نظم طبقاتی را به چالش بکشد، وحشت دارند. آنها تغییر را فقط تا جایی میخواهند که مالکیت، سلسلهمراتب و قدرت از بالا دستنخورده بماند.
قطع اینترنت، همزمان که ابزار سرکوب حکومت است، بهطور متناقض به ابزار تحریف اپوزیسیون راست نیز تبدیل میشود. یکی با باتوم و فیلترینگ میزند، دیگری با میکروفن و تصویر بزکشده. نتیجه اما یکی است: خلع سلاح سیاسی مردم.
قیام سراسری مردم نیازی به قیم، سخنگو یا وارث ندارد. این جنبش، محصول دههها ستم، تحقیر و نابرابری است و زبان خودش را دارد؛ زبانی که در خیابان شکل گرفته، نه در استودیوهای خارج از کشور. مقابله با سرکوب فقط به معنای ایستادن مقابل حکومت نیست؛ به همان اندازه، افشای تحریفگرانی است که میکوشند خشم مردم را به پروژههای ارتجاعی خود گره بزنند.
در روزهایی که اینترنت را قطع میکنند، مسئولیت آگاهیبخشی دوچندان است: نه فقط علیه سانسور حکومت، بلکه علیه دروغهای شیک و بزکشدهای که به نام “آلترناتیو” فروخته میشوند. قیام مردم نه برای تعویض تاج با عمامه است و نه برای بازگشت به گذشته؛ این خیزش، فریاد زندگی، برابری و رهایی است، حتی اگر موقتاً صدایش را بریده باشند
۲۲ ژانویه ۲۰۲۶

