مقالات

الهه حسین نژاد و عاطفه رجبی سهاله در یک قاپ وقتی قاتلان مجری عدالت می شوند! پروین کابلی

الهه حسین نژاد و عاطفه رجبی سهاله در یک قاپ
وقتی قاتلان مجری عدالت می شوند!
پروین کابلی
جمهوری اسلامی این روزها مست از جنگی که ویرانی را برای مردم به ارمغان آورده است اعدام میکند. اعدام‌هایی که مردم را خواه‌نا‌خواه بار دیگر، خواسته و ناخواسته به یاد کشتارهای دهه ۶۰ انداخته است. اما همگان بر این امر واقف هستند که حتی نام، اسامی و محل دفن بسیاری اعدام شدگان اعدام نمیشود. این هم از برکات دوران جنگهای ارتجاعی دولتهاست.
از خواص اعدام برای جمهوری اسلامی که بگذریم، این روزها قاتل الهه حسین نژاد، بهمن فرزانه هم سرش بالای دار رفت و “عدالت اسلامی” انتقام خود را گرفت. الهه در چهار خرداد ۱۴۰۴، در راه بازگشت به خانه به قتل رسید و قاتل جسدش را در بیابانهای اسلامشهر رها نمود. غیبت الهه بلافاصله توسط بستگانش به پلیس محل اطلاع داده شد. اما پلیس این گزارش را جدی نگرفت و مردم و بویژه جوانان برای یافتن او آستین‌ها را بالا زدند و خانواده او را تنها نگذاشتند. جستجو اثر داد و بالاخره با همیاری مردم منطقه متاسفانه جنازه مُثله شده الهه را پیدا کردند. مدتی بعد، مرد جوانی بنام بهمن دستگیر و به قتل فجیع الهه که در مقابل ربودن تلفنش مقاومت کرده بود اعتراف کرد. چند روز پیش یعنی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ علیرغم پرداخت دیه اسلامی بهمن فرزانه به خواست خانواده الهه اعدام شد؛ قانون عصر حجری چشم در مقابل چشم به اجرا در آمد.
اعدام بهمن فرزانه، مرا به یاد عاطفه رجبی سهاله، دختری که در مرداد ۱۳۸۳ در نکا در ملأعام اعدام شد، انداخت. عاطفه نه تنها قاتل کسی نبود، بلکه دادگاهی او فقط چند روز طول کشید. قاضی شرع حاجی رضایی خود شخصاً، طناب را به گردن عاطفه که فقط ۱۶ سال داشت انداخت. دختری از خانواده ای بی بضاعت که مادرش را از کودکی از دست داده بود و پدری دستفرش داشت. پرونده های پزشکی عاطفه نشان از عدم ثبات عقلی او دارد. هنگامیکه عاطفه به زندان افتاد، توسط قاضی شرع حاجی رضایی همانی که طناب دار را به گردن او انداخت و رئیس زندان شهر نکا به او تجاوز شده بود. عاطفه این مسئله را بارها پشت میله های زندان فریاد زده بود. پرونده او به اتهام “لکه دار کردن عفت عمومی” بسته شد و جنازه اش ۲۰ دقیقه در بالای دار باقی ماند. اما همه در شهر نکا می‌دانستند و هنوز می‌دانند که بدار کشیدن عاطفه نه برای دفاع از “عفت عمومی” بود، بلکه با اعدام او پرونده تجاوز حاکمان کاربدست را به بایگانی سپردند. از مرداد ۱۳۸۳ عاطفه رجبی سهاله با من زندگی می کند و ترکم نکرده است. من مادر دادخواه او هستم.
کشتار دیماه ۱۴۰۴، اعدامهای سیاسی، کشتار در اعتراضات پیاپی سالهای اخیر را، جدا از عوامل دیگر اجتماعی مانند خودکشی، بیماری های روان، فشارهای اقتصادی که باعث مرگ و میر جوانان می شود؛ اما با این وجود اشتیاق به زندگی و تغییر در میان جوانان یک امر جدی است که سیستم حکومتی گانگستری به آن واقف است و برای همین است که هر تلاشی برای تغییر به جدالی خونین تبدیل گردیده است. این جدال، نه بخودی خود پایان پذیراست و نه فروکش خواهد کرد. تنها راهی که باقی میماند، تلاش و سازماندهی، تغییر و زندگی آزاد و برابر و مقابله با سیستم موجود است.
۲۱ مه ۲۰۲۶

See less