جمهوری اسلامی مردم را از کرامت انسانی تهی کرده است!
راهی جز بیداری نیست
عثمان رسولی
داستان تلخ و تکاندهنده نیلوفر مجاور، تنها روایت یک جنایت هولناک و جنونآمیز فردی نیست؛ بلکه آینهای تمامنما از سقوط کرامت انسانی و زنگ خطری برای جامعهای است که در چنبره بحرانها و فلاکتهای ساختاری گرفتار شده است. مرگ مغزی دختری جوان که برای لقمهای نان و کمک به خانوادهاش تلاش میکرد و سپس در سیاهچاله خشونت، شکنجه و آزارهای غیرانسانی یک متجاوز جان باخت، وجدان هر انسان آزادهای را به درد میآورد. اما برای درک عمق این فاجعه، باید از سطح این جنایت فراتر رفت و به ریشههایی پرداخت که چنین هیولاهایی را در بستر خود پرورش میدهند.
وقتی نهادهای حاکمیتی و سیستم قانونگذاری، به جای پاسداری از جان، امنیت و کرامت شهروندان، با قوانین تبعیضآمیز و نگاهی فرودست به زنان، راه را برای اعمال خشونت باز میگذارند، نتیجه آن بازتولید خشونت در تمام لایههای اجتماع است. در سیستمی که زن از حمایتهای قاطع قانونی، پناهگاههای امن اجتماعی و استقلال اقتصادی برخوردار نیست، متجاوزان و مرتکبان خشونت حاشیه امنی برای خود احساس میکنند. جمهوری اسلامی با سیاستهایی که در دهههای گذشته کرامت انسانی را به حاشیه رانده و فشارهای سنگین اقتصادی و روانی را بر طبقات فرودست تحمیل کرده، بستری ساخته است که در آن «انسان» بیارزش میشود. وقتی قدرت مسلط، خود مروج خشونت و بیعدالتی باشد، این رویه به شکل یک بیماری عفونی به متن جامعه سرریز میکند.
«چقدر جامعه این ناهنجاری را قبول کرده است؟» دقیقاً همان نقطه بحرانی ماجراست. فقر، فشارهای معیشتی، سرکوب مداوم و بمباران روزمره با اخبار تلخ، روان جمعی را فرسوده و حساسیتهای انسانی را دچار رخوت کرده است. خطر بزرگ این است که جامعه در برابر خشونت و تباهی دچار «بیتفاوتی آموختهشده» شود. وقتی آدمربایی و شکنجه دوازدهروزه یک دختر در گوشهای از این سرزمین رخ میدهد و سیستم با تأخیر یا بیتفاوتی با آن برخورد میکند، قبح جنایت شکسته میشود. پذیرش خاموش این تباهی، همان نقطهای است که جامعه در آن از درون تهی میشود و کرامت انسانی به مسلخ میرود.
در دل این تاریکی مطلق و اوج شقاوت، تصمیم خانواده داغدار نیلوفر برای اهدای اعضای بدن او، یک سیلی محکم بر چهره خشونت و سیستمی است که بانی این فلاکت است. آنجا که یک تفکر و یک فرد (به نمایندگی از یک فرهنگ مردسالار و بیمار)، با وحشیگری تمام جان و کرامت را میگیرد، خانوادهای با دستهای خالی، در اوج سوگ و با قلبی سرشار از شرافت، به دیگران «زندگی» میبخشد. این اقدام انساندوستانه، مرز روشن میان انسانیتِ مقاومتکننده و توحشِ تحمیلشده را رسم میکند و نشان میدهد که حتی در ویرانهترین شرایط، هنوز بذرهایی از شکوه انسانی زنده است.
ما در برابر این تاریکی بیدفاع نیستیم، مگر آنکه خودمان تسلیم شویم و به این فجایع عادت کنیم. نجات این جامعه نه از مسیر بیتفاوتی و پناه بردن به لاک انزوا، بلکه از مسیر بازیابی ارزشهای انسانی، همبستگی اجتماعی و ایستادگی در برابر عادیسازی خشونت میگذرد.
جامعه باید بپذیرد که امنیت و کرامت انسانی، کالایی نیست که حاکمیتها به ما هدیه دهند؛ بلکه حقی است که باید برای حفظ آن ایستادگی کرد. خون نیلوفرها نباید در سکوت، سانسور و فراموشی گم شود. پیگیری مطالبهگرانه این پرونده، رسوا کردن قاتل و حامیان پنهان احتمالی او، و حمایت همهجانبه از خانواده مجاور، حداقل وظیفه اخلاقی جامعه است. یاد نیلوفر باید تلنگری بیدارکننده باشد تا به یاد بیاوریم: ما برای بازپسگیری کرامت ازدسترفتهمان، چارهای جز بیدار ماندن و ایستادن در کنار یکدیگر نداریم.
۴ سپتامبر ۲۰۲۶
لینک خبر https://kurdistanhumanrights.org/…/2026/09/04/p49811
See less
داستان تلخ و تکاندهنده نیلوفر مجاور، تنها روایت یک جنایت هولناک و جنونآمیز فردی نیست؛ بلکه آینهای تمامنما از سقوط کرامت انسانی و زنگ خطری برای جامعهای است که در چنبره بحرانها و فلاکتهای ساختاری گرفتار شده است. مرگ مغزی دختری جوان که برای لقمهای نان و کمک به خانوادهاش تلاش میکرد و سپس در سیاهچاله خشونت، شکنجه و آزارهای غیرانسانی یک متجاوز جان باخت، وجدان هر انسان آزادهای را به درد میآورد. اما برای درک عمق این فاجعه، باید از سطح این جنایت فراتر رفت و به ریشههایی پرداخت که چنین هیولاهایی را در بستر خود پرورش میدهند.
وقتی نهادهای حاکمیتی و سیستم قانونگذاری، به جای پاسداری از جان، امنیت و کرامت شهروندان، با قوانین تبعیضآمیز و نگاهی فرودست به زنان، راه را برای اعمال خشونت باز میگذارند، نتیجه آن بازتولید خشونت در تمام لایههای اجتماع است. در سیستمی که زن از حمایتهای قاطع قانونی، پناهگاههای امن اجتماعی و استقلال اقتصادی برخوردار نیست، متجاوزان و مرتکبان خشونت حاشیه امنی برای خود احساس میکنند. جمهوری اسلامی با سیاستهایی که در دهههای گذشته کرامت انسانی را به حاشیه رانده و فشارهای سنگین اقتصادی و روانی را بر طبقات فرودست تحمیل کرده، بستری ساخته است که در آن «انسان» بیارزش میشود. وقتی قدرت مسلط، خود مروج خشونت و بیعدالتی باشد، این رویه به شکل یک بیماری عفونی به متن جامعه سرریز میکند.
«چقدر جامعه این ناهنجاری را قبول کرده است؟» دقیقاً همان نقطه بحرانی ماجراست. فقر، فشارهای معیشتی، سرکوب مداوم و بمباران روزمره با اخبار تلخ، روان جمعی را فرسوده و حساسیتهای انسانی را دچار رخوت کرده است. خطر بزرگ این است که جامعه در برابر خشونت و تباهی دچار «بیتفاوتی آموختهشده» شود. وقتی آدمربایی و شکنجه دوازدهروزه یک دختر در گوشهای از این سرزمین رخ میدهد و سیستم با تأخیر یا بیتفاوتی با آن برخورد میکند، قبح جنایت شکسته میشود. پذیرش خاموش این تباهی، همان نقطهای است که جامعه در آن از درون تهی میشود و کرامت انسانی به مسلخ میرود.
در دل این تاریکی مطلق و اوج شقاوت، تصمیم خانواده داغدار نیلوفر برای اهدای اعضای بدن او، یک سیلی محکم بر چهره خشونت و سیستمی است که بانی این فلاکت است. آنجا که یک تفکر و یک فرد (به نمایندگی از یک فرهنگ مردسالار و بیمار)، با وحشیگری تمام جان و کرامت را میگیرد، خانوادهای با دستهای خالی، در اوج سوگ و با قلبی سرشار از شرافت، به دیگران «زندگی» میبخشد. این اقدام انساندوستانه، مرز روشن میان انسانیتِ مقاومتکننده و توحشِ تحمیلشده را رسم میکند و نشان میدهد که حتی در ویرانهترین شرایط، هنوز بذرهایی از شکوه انسانی زنده است.
ما در برابر این تاریکی بیدفاع نیستیم، مگر آنکه خودمان تسلیم شویم و به این فجایع عادت کنیم. نجات این جامعه نه از مسیر بیتفاوتی و پناه بردن به لاک انزوا، بلکه از مسیر بازیابی ارزشهای انسانی، همبستگی اجتماعی و ایستادگی در برابر عادیسازی خشونت میگذرد.
جامعه باید بپذیرد که امنیت و کرامت انسانی، کالایی نیست که حاکمیتها به ما هدیه دهند؛ بلکه حقی است که باید برای حفظ آن ایستادگی کرد. خون نیلوفرها نباید در سکوت، سانسور و فراموشی گم شود. پیگیری مطالبهگرانه این پرونده، رسوا کردن قاتل و حامیان پنهان احتمالی او، و حمایت همهجانبه از خانواده مجاور، حداقل وظیفه اخلاقی جامعه است. یاد نیلوفر باید تلنگری بیدارکننده باشد تا به یاد بیاوریم: ما برای بازپسگیری کرامت ازدسترفتهمان، چارهای جز بیدار ماندن و ایستادن در کنار یکدیگر نداریم.
۴ سپتامبر ۲۰۲۶
لینک خبر https://kurdistanhumanrights.org/…/2026/09/04/p49811
See less

