فروش اعضای بدن، راه حل سرمایه برای کاهش فقر!
ملکه عزتی
این روزها در فضای مجازی درج خبری در رابطه با اظهارات یک نماینده مجلس در مورد فروش کلیه افراد فقیر واکنشهای بسیاری را بهمراه داشته. مردم بحق از این درجه از بیشرمی خشمگین هستند و با چهره واقعی هیولاهایی که در طویله اسلامی نشان نماینده مردم را به سینه الصاق کردند بیشتر و بیشتر آشنا میشوند.
حسینعلی شهریاری نماینده سیستان و بلوچستان و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس است. او در اظهار نظری میگوید یا گفته است وقتیکه فرد در فقر مالی است و با دریافت ۳۰-۴۰ میلیون بابت فروش کلیه تحولی در زندگیش ایجاد میشود، چرا نباید اینکار را بکند؟ او عضو کمسیون بهداشت و سلامت در طویله اسلامی است که ظاهرا برای امر سلامت مردم برنامه ریزی میکند، قانون تهیه و تصویب میکند و برای مشکلات آنها راه حل ارائه میدهد.
رسانه های رژیم میگویند این گفته ها مربوط به روزهای اخیر نیست و شهریاری در سال ۹۵ این اظهارات را در رابطه با وارد کردن دستگاههای دیالیز بیان کرده! به عبارتی چون ۸ سال از این اظهار نظر سخیف و بیشرمانه میگذرد شامل مرور زمان میشود و ایراد خاصی ندارد و واکنش به آن ضروری نیست! عذر بدتر از گناه شهریاری و این رسانه ها در توجیه این گفته های ضد انسانی این است که او میخواسته از این طریق مانع وارد کردن دستگاه دیالیز بیمارستانهای خصوصی و هزینه های سنگین عمل دیالیز شود و از سودآوری آنها جلوگیری کند! حقیقتا آدم میماند در مقابل این درجه از بیشرمی و سخافت چه بگوید و چه جوابی بدهد.
حرفهای شهریاری از سر نادانی نیست، او به احتمال زیاد کاملا آگاه است که دستگاههای دیالیز دررابطه با مشکلات کلیوی برای نجات جان این بیماران حیاتی است و باید همه آنها از این امکانات برخوردار باشند. اما منافع طبقه ای که شهریاری آن را نمایندگی میکند ایجاب میکند که با این تبلیغات و غلط اندازی درسیاست، مردمی را که با هزاران مصایب در رابطه با سلامتی و درمان و بهداشت مواجه هستند اینگونه مورد خطاب قرار دهد.
حسینعلی شهریاری نماینده فکری این حاکمیت است، حاکمیتی که بانی فقرو فلاکت بیش از ۸۰ درصد جامعه است. در سایه این سیستم و مناسبات، کارگر با گرو گذاشتن کارت ملی نان میخرد و زن سرپرست خانواده برای خرید حداقل مایحتاج زندگی موی سرش را میفروشد. روش ها متنوع است و هر روز اقلام تازه تری به لیست فروش اعضای بدن انسانها اضافه میشود، کلیه، قرنیه چشم، موی سر، اجاره رحم، فروش نوزاد وووو. از سایه سرطبقه ای که در پول غلت میزند و دررفاه غیرقابل تصوری بسر میبرد اما نیاز به کلیه و قلب سالم دارد میتواند با پول این اکسیر جادویی میتواند نیاز به کلیه و موی زیبا و قلب سالم را تامین کند و در مقابل سلامت دیگری را بخطر بیندازد، اما از منظر فلسفه و نگاه شهریاری با این معامله سی چهل میلیون کسب درآمد کند. این نگاه ضد بشری را باید چنان درهم کوبید که تاریخ آینده چیزی از آن را بخاطر نیاورد.
در جمهوری اسلامی حسینعلی شهریاری “نماینده” یکی از فقیرترین مناطق در ایران است و عضو کمیسیون سلامت! این یعنی در این سیستم هیچ چیز سرجایی که باید باشد نیست، این یعنی جمهوری اسلامی و قوانینش بر اساس و مبنای محرومیت هر چه بیشتر انسانهایی بنا نهاده شده که سهمشان از نعمات دنیا به حراج گذاشتن تکه هایی از بدنشان است. مردم محروم سیستان و بلوچستان برای امرار معاش جانشان را هر روزه بخطر میاندازند، کولبری و قاچاق نفت و سایر مواد سوختی به پاکستان یکی از راههایی تامین هزینه زندگی خانواده های فقیراین منطقه است هر چند که بیشتر موارد به قیمت از دست دادن جان آنانی که از این طریق برای ادامه حیات کسب درآمد میکنند تمام میشود. شهریاری اما سخت ترین کار زندگیش سوار شدن بر ماشین با راننده و چند محافظ بقصد رفتن به مجلس برای تصویب و صحه گذاشتن بر قوانینی است که تداوم فقر و بیحقوقی را تضمین میکند.
چشم انداز شهریاری برای برچیدن فقر و مبارزه با فقر روزافزون در جامعه فروش اعضای بدن است. شهریاری و همپالکی هایش در مجلسی نشسته اند که از قبل صندلی که در اختیار دارند از رفاه کامل برخوردارند. صاحب خانه و ماشین و حقوق کلان و رانت های رنگارنگی هستند که نه تنها شامل خودشان بلکه شامل خانواده و بستگانشان هم میشود. این قماش آدمها نه نیازی به فروش اعضای بدن دارند و نه هیچگاه در مقابل تصمیم و انتخاب انجام چنین کاری قرار گرفته اند با هر بار دم تکان دادن برای صاحبان سرمایه آنها هم کسب درآمد کرده اند. برای این طیف مفتخور و انگل امکانات پزشکی در بهترین بیمارستانها در داخل و خارج کشور فراهم است، سیسمونی نوه هایشان از خارج کشور تهیه میشود و برای یک عمل جراحی راهی کلنیکهای مجهز امثال دکتر سمیعی در آلمان میشوند. این اختلافات، این درجه از نابرابری و تبعیض تنها در سایه نظم سرمایه ممکن است.
اینکه سرمایه داری و مناسبات اقتصادی مبتنی بر استثمار و بیحقوقی اکثریت عظیم جامعه برای حفظ قدرت و ادامه استثمار و بیحقوقی بر طبل فواید فقرزدایی از طریق فروش اعضای بدن و مواجه با مرگ بکوبد و وعده زندگی شیرین و لذتبخش در آن دنیا را بدهد چیز تازه ای نیست. اینکه رفاه و آسایش در این دنیای فانی را موقتی و حتی فاقد ارزش بخواند و برای رواج این لاطالات از تریبون فریب و تبلیغ شارلاتانهایی به اسم نماینده مجلس و امام جمعه و تلویریون و رسانه نان به نرخ روز خورهم نهایت استفاده را بکند را، هم صدها سال است انجام میدهند. در این نظم نابرابر از ستمکشی زن تا گرسنه نگهداشتن کارگر و مردم محروم جامعه تا کودکان کار بخشی از ارکان حفظ قدرت است.
این درجه از بربریت در این دیدگاه بغایت شنیع و مبتنی برکسب سود را طبقه کارگر و مردم محروم جامعه روزانه شاهد هستند. در مقابل اعتراض به وضع موجود شلاق خورده اند، در معادن زیر آوار دفن شدند، همین دیروز جواب کارگران معترض در تکاب را با تیر و تفنگ دادند.
محرومیت اکثریت عظیم جامعه از ابتدایی ترین حقوق انسانی درهمه زمینه ها، نبود رفاه و عدم برخورداری از یک زندگی شایسته انسان امروز، نشئات گرفته از نگاه سرمایه داری به هر پدیده ای است که سدی در مقابل سودآوری ایجاد کند و رفاه عمومی را برای همه آحاد جامعه بخواهد.
شنیدن این نوع افاضات از زبان عوامل رژیم نه تنها تازگی ندارد بلکه متدی شناخته شده و تکراری است که هرازچندگاهی از زبان یکی از عوامل رژیم بیرون میاید و خشم جامعه را صد چندان میکند. شهریاری مزدور چه 8 سال قبل این اراجیف را گفته باشد چه دیروز، جواب مردم محروم جامعه جواب طبقه کارگر و زنان و جوانان آزادیخواه و برابری طلب درمقابل این مهملات یک چیز است! سرنگونتان میکنیم و بر بقایای این نظم نابرابر و تبعیض آمیز دنیایی نو بر پایه شادی، برابری ورفاه همگانی برپا خواهیم کرد.
6 مارس 2025