ستون هفتگی
وقتی حکومت از دیدهشدن میترسد:
قطع اینترنت بهمثابه اعتراف به شکست در برابر خیابان
وریا روشنفکر
در ایرانِ امروز، «قطع اینترنت» دیگر یک اقدام فنی یا موقت نیست؛ این ابزار به ستون فقرات سیاست سرکوب بدل شده است. هر موج اعتراض اجتماعی، هر جرقه نارضایتی در خیابان، بیدرنگ با خاموشی دیجیتال پاسخ میگیرد. حاکمیت بهخوبی دریافته است که در عصر ارتباطات، کنترل خیابان بدون کنترل روایت ممکن نیست؛ و اینترنت همان جبههای است که اگر بسته نشود، دروغ رسمی فرو میریزد.
اعتراضات اخیر بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی نه توان پاسخگویی سیاسی دارد و نه حتی جرأت مواجهه علنی با مطالبات مردم. قطع سراسری یا هدفمند اینترنت، اختلال در پیامرسانها و فیلترینگ گسترده، تلاشی است برای شکستن پیوند میان معترض و جامعه، میان خیابان و جهان. این سیاست اعترافی عریان به وحشت حکومت است؛ وحشت از دیدهشدن، از شنیدهشدن صدای خشم و امید مردمی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
در این میان، مسأله فقط داخل مرزها نیست. قطع اینترنت و محدودسازی ارتباطات، عملاً دیواری اطلاعاتی میان ایران و جهان کشیده است. ایرانیان خارج از کشور، رسانهها، نهادهای همبستگی و حتی روزنامهنگاران حرفهای، از دسترسی به سادهترین منابع داخلی محروم میشوند. روزنامههای چاپ داخل ایران ــ که خود زیر تیغ سانسور رسمیاند ــ نیز در این وضعیت به کالایی کمیاب بدل میشوند؛ نه بهخاطر ارزش واقعیشان، بلکه به این دلیل که حکومت حتی همین روایتهای کنترلشده را هم نمیخواهد بهطور منظم به بیرون درز دهد. این «سانسور مضاعف» است: هم خفهکردن خیابان، هم بستن پنجرهای که جهان از آن به داخل نگاه میکند.
اما این سیاست، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، علامت فروپاشی است. حکومتی که مجبور است برای بقا کابلها را قطع کند، اعتراف میکند که مشروعیتش از مدتها پیش قطع شده است. اینترنت را میتوان ساعاتی یا روزهایی خاموش کرد، اما جامعهای که به نقطه انفجار رسیده را نمیتوان برای همیشه در سکوت نگه داشت. تجربه نشان داده است که هر بار پس از این خاموشیها، خشم انباشتهشده با شدت بیشتری بازمیگردد؛ رادیکالتر، آگاهتر و بیرحمتر نسبت به ساختار قدرت.
قطع اینترنت، زندگی روزمره میلیونها انسان کارگر و زحمتکش را نیز فلج میکند؛ از کار و آموزش تا درمان و ارتباط با خانواده. این سیاست، مجازاتی جمعی است علیه مردمی که جرمشان اعتراض به فقر، تبعیض و بیحقوقی است. حاکمیت با این کار، نهفقط معترض، بلکه کل جامعه را گروگان میگیرد و نشان میدهد که بقایش را در تخریب هر شکل از زندگی عادی جستوجو میکند.
در نهایت، آنچه امروز در ایران میگذرد، نبردی است میان جامعهای که میخواهد دیده و شنیده شود و قدرتی که فقط در تاریکی قادر به ادامه حیات است. قطع اینترنت، قطع دسترسی به روزنامهها و محاصره اطلاعاتی، شاید موقتاً تصویر اعتراض را مخدوش کند، اما حقیقت را حذف نمیکند. این حقیقت، دیر یا زود، راه خود را باز میکند؛ از شکافهای سانسور، از حافظه جمعی و از اراده نسلی که دیگر به عقب بازنمیگردد. در این نبرد، تاریکی محکوم به شکست است.
۱۵ ژانویه ۲۰

