اعلامیه حزب حکمتیست
نه به نام ما، هرگز!
جنگ در خدمت بقای رژیم اسلامی و تخریب جامعه است!
جامعه ایران امروز در یکی از دشوارترین شرایط تاریخی خود به سر میبرد. رژیم جنایتکار اسلامی پس از شلیک مستقیم به تظاهرکنندگان و قتلعام هزاران معترض در خیزش اخیر، دهها هزار نفر را بازداشت کرده و اکنون شمار زیادی از جوانان در زندانها زیر شکنجه و یا در صف اعدام قرار دارند. درست در چنین شرایطی که جامعه زیر تیغ استبداد و وحشیگری رژیم قرار دارد، سناریوی شوم دیگری نیز در شرف وقوع است. خطر حمله نظامی و جنگ ویرانگر از سوی دولتهای ضد مردمی آمریکا، اسرائیل و متحدین شان، که توسط بخشهایی از اپوزیسیون دست راستی پروغربی و شخص رضا پهلوی وسلطنتطلبان فعالانه تشویق و حمایت میشود.
ما قاطعانه اعلام میکنیم جنگی که تبلیغ میشود، بوی مرگ میدهد و قرار نیست استبداد و ستم و فقر و ناامنی را پایان دهد، بلکه قرار است بر ویرانههایی که جمهوری اسلامی ساخته، ویرانیهای عظیمتری بنا کنند. نام این پروژه را “دخالت بشر دوستانه” گذاشته اند. اما هیچ بمبی بشر دوستانه نیست. هیچ موشکی دلش برای کودکی که زیر آوار میماند، نمیسوزد. هیچ اتاق فرمانی در واشنگتن یا تل آویو ضربان قلب مادری را که جسد فرزندش را در آغوش میگیرد احساس نمیکند. پشت این واژه های بزک شده، تصمیمی سرد و حسابگرانه خوابیده است: پذیرفتن مرگ هزاران انسان به عنوان “هزینه قابل قبول” و “تلفات جنگی”.
ما با صدای بلند میگوییم: مسئولیت هر خونی که در این جنگ ریخته شود بر گردن هر دو سوی این کشمکش است. هم رژیم اسلامی که سالهاست زندگی مردم را گروگان گرفته و اکنون آماده است جامعه را سپر بقای حکومت ننگین خود کند، و هم قدرتهایی که از آسمان مرگ میفرستند و نامش را “حمایت از مردم” میگذارند. جنگ آنها بر سر آزادی مردم نیست، بر سر تغییر توازن قوا، نفوذ منطقه ای وتحمیل کامل نقشه ارتجاعی “خاورمیانه جدید” و نمایش گانگستریسم و تروریسم دولتی است. اما بهای این جدال را مردم عادی با جان خود میپردازند.
جنگ، علیرغم ضرباتی که به سران، تأسیسات نظامی و مراکز قدرت رژیم میزند، همزمان گلوی جامعه را هم میفشارد. زیرساختهای تولیدی و اقتصادی و تأسیسات آب، برق، نان روزمره درهم میشکند. جامعه ای که برای نفس کشیدن و بقا میجنگد، چگونه میتواند برای آزادی سازمان یابد؟ مردمی که در صف نان و دارو ایستاده اند، چگونه میتوانند اعتصاب و اعتراض را گسترش دهند؟
در فضای جنگی، هر صدای اعتراضی به نام “همراهی با دشمن” خفه میشود. رژیمی که امروز در برابر خیزشهای اجتماعی به تنگ آمده و قتل عام وسیع راه میندازد، فردا زیر پرچم ارتجاعی ناسیونالیستی “دفاع ملی” سرکوب را چند برابر میکند. زندانها پرتر، اعدامها سریعتر و سرکوب عریان تر و عنان گسیخته تر میشود. جنگ برای این حکومت فرصتی طلایی برای بقا و تشدید خشونت فراهم میکند. جنگ، روند انقلابی و مبارزه مردم برای سرنگونی را قیچی میکند.
در عین حال، این ویرانی میدان را برای نیروهایی باز میکند که هیچ ربطی به رهایی مردم ندارند. در خلأ ناشی از فروپاشی، دستجات مسلح، باندهای نظامی،امنیتی و پروژه های دست نشانده رشد میکنند. جامعه ای از هم گسیخته، به جای آزادی، اسیر خانخانی نظامی گروه های ضد جامعه میشود. این مسیر رهایی نیست؛ مسیر سوریه ای شدن، لیبیایی شدن و تکه تکه شدن جامعه و آغاز یک سناریوی سیاه و خونین است.
از سوی دیگر، یکی از ابزارهای جا انداختن سناریوی حمله نظامی، تصویرسازی از جامعه به عنوان توده ای کاملا مستأصل و ناتوان است. در این روایت، مردم نه به عنوان نیرویی زنده و در حال مبارزه و امروز داغدار، بلکه صرفا به شکل قربانیانی بی قدرت نشان داده میشوند تا “نجات از بیرون” تنها راه ممکن جلوه کند. چنین قاب بندی ای در عراق، لیبی و افغانستان نیز به کار رفت: رنج واقعی مردم برجسته شد، اما پیامدهای ویرانگر جنگ و فروپاشی اجتماعی پنهان ماند. این تصویر عامدانه فاعلیت اجتماعی مردم، ظرفیت سازمانیابی و امکان تغییر از پایین را نامرئی میکند و در عوض، مداخله نظامی را به صورت یک “وظیفه اخلاقی” جا میزند. ما اعلام میکنیم که رنج مردم نباید به سرمایه سیاسی برای پروژه های نظامی تبدیل شود و جامعه زخم خورده لزومأ جامعه بی قدرت نیست. این جامعه بدون تردید برمیخیزد.
جریاناتی که امروز برای حمله نظامی کف میزنند، باید پاسخگو باشند: هر کودکی که زیر آوار بماند، هر کارگری که در بمباران کشته شود، هر مادری که داغدار شود، نتیجه مستقیم سیاستی است که آنان برایش تبلیغ میکنند. قدرتی که از دهانه موشک بیاید، بر شانه های مردم نمی ایستد، از روی پیکرشان عبور میکند.
“تهاجم بشردوستانه” برای تثبیت قدرقدرتی آمریکاست و عربده های جنگی جمهوری اسلامی برای بقای نظام است. این جنگی ارتجاعی با اهداف ارتجاعی بین دولتهای تروریستی است. هم رژیم اسلامی که جامعه را به گروگان گرفته و آماده است مردم را قربانی بقای خود کند، و هم ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل را که با زبان بشر دوستی مرگ را مدیریت میکند
راه رهایی از دل آسمان آتشین نمی آید، از دل جامعه می آید. از اعتصاب کارگر، از اعتراض زن، از خشم جوان، از همبستگی مردمی، از سازماندهی انقلاب اجتماعی و مردمی که میخواهند خود سرنوشتشان را به دست بگیرند. جنگ این روند را میشکند، میترساند، پراکنده میکند و به عقب میراند. وقوع این جنگ نقطه مقابل آزادی مردم است.
جنبش ما و صف وسیع آزادیخواهی و برابری طلبی بنا به وظیفه خود اجازه نخواهیم داد نام “انسان” را بر پروژه ای بگذارند که نتیجه اش گورهای تازه است. اجازه نخواهیم داد مبارزه مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی و آزادی زیر آوار بمب و میلیتاریسم دفن شود.
در برابر این سناریوی خونین، مردم آزادیخواه در ایران قد علم میکنند. کارگران، زنان پیشرو، جوانان معترض، فعالین سوسیالیست و برابری طلب، همه آنان که دل در گرو آینده ای انسانی دارند، باید با صدایی رسا اعلام کنند که جنگ راه ما نیست. رهایی ما از مسیر سازمانیابی اجتماعی، همبستگی طبقاتی و گسترش مبارزه از پایین میگذرد، از آسمان و بمباران و اتاقهای فکر قدرتهای نظامی و جنایتکارنمیگذرد.
ما همچنین از وجدان بیدار جهان، از بشریت متمدن، از نیروهای آزادیخواه، ضد جنگ و عدالت طلب در سراسر دنیا میخواهیم همزمان با محکوم کردن قتل عام وسیع مردم به دست جمهوری اسلامی، در برابر لشکرکشی احتمالی و قلدری میلیتاریستی آمریکا و هم پیمانانش بایستند. مردم ایران را تنها نگذارند. در کنار صف آزادیخواهی در ایران،در کنار مبارزه مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی و رسیدن به آینده ای آزاد، برابر و انسانی بایستند. صدای مخالفت جهانی با این سناریوی ویرانگر میتواند و باید این مسیر مرگبار را خنثی کند. نه به جمهوری اسلامی، نه به جنگ و لشکرکشی نظامی، نه به آلترناتیوسازی جریانات راست بر ویرانه های جامعه. زنده باد مبارزه توده های مردم کارگر و زحمتکش برای آزادی و برابری و رفاه همگانی، برای یک آینده بهتر!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
نه به جنگ ارتجاعی!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
٩ بهمن ١٤٠٤ – ٢٩ ژانویه ٢٠٢٦





