در اعتراض به هولاکاست اسلامی و نسل کشی در ایران
بیانیه های سازمانهای کارگری بین المللی و نهادی کارگری و فرهنگی در ایران
بخشهائی از بیانیه ها…
پیام همبستگی اتحادیهٔ کارگران حمل و نقل میلان ایتالیا
اتحادیهٔ کارگران حمل و نقل میلان ایتالیا در این پیام از جمله نوشت: در هفتههای اخیر، ما اعتراضات در کشور شما را دنبال کردهایم. اعتصابها و تظاهرات در بسیاری از شهرها به شدت سرکوب شدهاند. ما همبستگی کامل خود را با مبارزهٔ شما ابراز میکنیم. ما با آنچه در یکی از بیانیههای شما نوشته شده بود همنظر هستیم: اینکه اعتراضات «برای ساختن آیندهای رها از سلطهٔ سرمایه، بر پایه آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی» است. کارگران برای رهایی خود باید تنها به نیروی خود تکیه کنند.
در سالهای اخیر، بیش از پیش روشن شده است که هیچ معاهده، توافق یا قانون بینالمللی وجود ندارد که بتواند از جنگ جلوگیری کند. به وضوح، زور تنها چیزی است که اهمیت پیدا کرده است. به همین دلیل است که کارگران در هر کشوری نباید اجازه دهند که در دام ملیگرایی و تعصب کشیده شوند. در عوض، آنها باید بدون توجه به رنگ پوست، مذهب یا ملیت با یکدیگر متحد شوند. کارگران با اتحاد در یک سازمان منسجم، میتوانند به قدرتی در میان قدرتها تبدیل شوند و برای پایان دادن به این دنیای استثمار و توحش مبارزه کنند.
پیام کنفدراسیون اتحادیههای کارگری اسپانیا
کمیسیونهای کارگری اسپانیا (کنفدراسیون اتحادیههای کارگری اسپانیا)، با بیش از یک میلیون عضو، حمایت و همبستگی خود با مردم ایران را اعلام کرده و ضمن اعتراض به کشتار معترضان، خواستار توقف قتلعام حکومتی شده است. این کنفدراسیون همچنین مخالفت خود را با هرگونه مداخلهی نظامی خارجی در امور ایران ابراز کرده است. این موضعگیری در چارچوب تعهد کمیسیونهای کارگری اسپانیا به آزادیهای بنیادین، حق تعیین سرنوشت ملتها و تقویت همبستگی بینالمللی جنبشهای کارگری و مدنی صورت میگیرد.
بیانیهٔ اتحادیهٔ کارگران خدمات عمومی کانادا
اتحادیهٔ کارگران خدمات عمومی کانادا همبستگی خود را با مردم ایران، بهویژه با کارگران و تشکلهای کارگری که در واکنش به تشدید بحران اقتصادی و بیعدالتیهای اجتماعی در کشور دست به اعتراض زدهاند، اعلام میکند. مطالبات آنان شامل خواستِ عدالت و دموکراسی، کاهش قیمت مواد غذایی، دستمزدهایی متناسب با هزینههای زندگی، اشتغال، و پایان دادن به گسترش شتابانِ کارهای ناامن و بیثبات است. دولت در پاسخ، به سرکوبی شدید روی آورده که از جمله شامل کشتار جمعی، بازداشت و حبس بوده است.
ما در سوگ با خانوادههای جانباختگان شریک هستیم و همراه با جنبش جهانی کارگری و تشکلهای کارگری ایران، از دولت میخواهیم تمامی زندانیان سیاسی را فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد کند، به اعدامها پایان دهد و سرکوب معترضان، کارگران و فعالان تشکلهای کارگری را متوقف سازد.
کارگران و تشکلهای کارگری در ایران سابقهای طولانی در مبارزه برای حقوق صنفی و سیاسی خود دارند. اتحادیهٔ کارگران خدمات عمومی کانادا از حق آنان برای سازماندهی و فعالیت جمعی، بدون مداخلهٔ نظامی خارجی و بدون دخالت از طریق تحریمها یا هر ابزار دیگری از سوی ایالات متحدهٔ آمریکا، اسرائیل یا دیگر قدرتهای خارجی، حمایت میکند. مداخلهٔ خارجی ویرانیِ بیشتری برای کارگران و مردم غیرنظامی بههمراه خواهد داشت و دستیابی به حق واقعیِ مردم در تعیین سرنوشت را تضعیف میکند.
اتحادیهٔ کارگران خدمات عمومی کانادا به همبستگی بینالمللیِ کارگران با یکدیگر متعهد است. ما صدای تشکلهای کارگری در داخل ایران را بازتاب خواهیم داد، از فعالان تشکلهای کارگریِ تحت پیگرد و زندانیان سیاسی دفاع خواهیم کرد، و از حقِ کارگران در همهجا برای سازمانیابی آزادانه، مستقل و دموکراتیک پشتیبانی میکنیم.
اتحادیه ملی آموزش بریتانیا سرکوب خشن اعتراضات ایران را به شدت محکوم میکند
«اتحادیه ملی آموزش بریتانیا (NEU) سرکوب خشن و بیرحمانه معترضان مسالمتآمیز در ایران به دست نیروهای امنیتی این کشور را که به کشته شدن هزاران نفر و بازداشت صدها نفر انجامیده است، بهشدت محکوم میکند. رژیم ایران سرکوب حقوق بشر و فشار بر فعالان اتحادیههای کارگری را تشدید کرده است. ما همبستگی خود را با تمامی مدافعان حقوق بشر، با فعالان اتحادیههای کارگری ایران، و با خواهران و برادران خود در شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران (CCITTA)، که از تشکلهای وابسته به آموزش بینالملل (Education International – EI) است، اعلام میکنیم.
اتحادیه ملی آموزش خواستار پایان فوری خشونت و کشتار، آزادی تمامی بازداشتشدگان موج اخیر اعتراضات، و توقف سرکوب معلمان و فعالان صنفی معلمان است.اتحادیه ملی آموزش خواستار پایان فوری خشونت و کشتار، آزادی تمامی بازداشتشدگان موج اخیر اعتراضات، و پایان دادن به سرکوب معلمان و فعالان صنفی معلمان است. اتحادیه ملی آموزش از دولت بریتانیا و جامعه بینالمللی میخواهد که:
• خواستار بازگردانی فوری و کامل دسترسی به اینترنت در ایران شوند و به تمامی قطعها و محدودیتهای ارتباطی که بهعنوان ابزار سرکوب، پنهانکاری و نقض حقوق بشر مورد استفاده قرار میگیرند، پایان دهند.
• خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط عبدالله رضایی، رضا مسلمی، و تمامی معلمان، دانشآموزان، کودکان و فعالان اتحادیهای بازداشتشده شوند.
• لغو فوری تمامی احکام اعدام را مطالبه کنند و به همه دادگاههای سیاسی و نمایشی علیه گروههای جامعه مدنی، از جمله دانشجویان، معلمان و فعالان کارگری، پایان دهند.
• تضمین کامل حقوق بنیادین تمامی بازداشتشدگان، از جمله دسترسی به وکیل، دریافت مراقبت پزشکی مناسب و امکان ارتباط منظم با خانوادههایشان را مطالبه کنند.
• فشار فوری و مؤثر بینالمللی بر جمهوری اسلامی ایران اعمال کنند، از جمله با مطالبه دسترسی ناظران مستقل حقوق بشر و کارگری.»
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در محکومیت قتلعام مردم معترض
مردم ستمدیدهی کشور ما بار دیگر در سوگ فرزندان خود نشستهاند. اینبار، کشتار معترضان به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی، از کشتارهای خیابانی دههی ۶۰ و نیز از جنایات دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ نیز گستردهتر و هولناکتر است. شوک عظیمی که جامعه را فرا گرفته، نه از سر شگفتی، چرا که همواره میدانستیم نیروهای سرکوبگر حاکمیت از چه میزان خباثت و توحش برخوردارند؛ بلکه از آنروست که حاکمان بیهیچ ملاحظهای تصمیم گرفتند دست به قتلعام هزاران تن از فرزندان این سرزمین بزنند. این خود گواه دیگری است بر پایان قطعی هرگونه امید به تغییر نظام، حتی برای خوشبینترین و متوهمترین افراد.
حاکمیت بار دیگر نشان داد که هیچ ارزشی برای جان مردم و فرزندان ما قائل نیست. چگونه میتوان چنین کشتار جمعیای را مرتکب شد و سپس با رفتاری بیرحمانه و ضدانسانی، پیکر جانباختگان را در برابر دیدگان عموم به نمایش گذاشت؟ آیا چنین حکومتی میتواند کوچکترین مشروعیتی در ذهن مردم داشته باشد؟
در پی انتشار بیانیهی سندیکا با عنوان «حمایت از جنبش حقطلبانهی مردم؛ پیشروی بهسوی آزادی و برابری واقعی، نه بازگشت به گذشته»، ما نیز همچون بیش از ۹۳ میلیون نفر از مردم کشور از دسترسی به اینترنت و دیگر ابزارهای ارتباطی محروم شدیم؛ محرومیتی سازمانیافته که تا روزهای اخیر ادامه داشت و حتی اکنون نیز ارتباطات بهطور کامل قابل اتکا نیست. با اینحال، سندیکا همچنان بر این اصل اساسی و خدشهناپذیر تأکید میکند که رهایی واقعی مردم ایران تنها از مسیر رهبری جمعی و مشارکت آگاهانه، سازمانیافته و مستقلِ کلیت طبقهی کارگر و دیگر اقشار ستمدیده در داخل کشور امکانپذیر است، و نه از طریق دخالت نظامی آمریکا و اسراییل و یا دیگر دولتهای قدرتطلب خارجی و نیروهای وابسته و حامی آنها.
سندیکا ضمن محکومیت قاطع کشتار جمعی مردم محروم کشور، صمیمانه به خانوادهها و عزیزان جانباختگان خیزش دیماه تسلیت میگوید و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بازداشتشدگان است.
۷ بهمن ۱۴۰۴
کارگران گروه ملی فولاد اهواز
این روزها ایران، دوباره عزادار است. دوباره مادرانی سیاهپوش شدهاند، پدرانی با قامتی خمیده، و کودکانی که معنای دلتنگی را زودتر از سنشان آموختهاند. حوادث تلخ اخیر کشور و شهید شدن جمعی از هموطنانمان، زخمی عمیق بر دل ملت ایران گذاشته است زخمی که با هیچ بیانیه و ابراز تأسفی التیام نمییابد.
ما با قلبی آکنده از اندوه این مصیبت بزرگ را به خانوادههای داغدار، به مردم شریف ایران و بهویژه به کارگران نجیب و رنجکشیده گروه ملی فولاد اهواز تسلیت میگوییم. کارگرانی که سالهاست بار سنگین تولید، اقتصاد و بیعدالتی را همزمان بر دوش میکشند و با این حال، کمترین سهم را از امنیت، رفاه و احترام دارند.
سخنی بامسئولین کشور
مردم بارها فریاد زدند، گاهی با رأی ندادن گاهی با اعتراض گاهی با سکوتی سنگینتر از هر شعار. شما هم بارها گفتید مشکل هست، نقص وجود دارد، باید اصلاح شود. اما بعد از این همه سال، چه شد؟ کدام درد مردم درمان شد؟ کدام سفره بزرگتر شد؟ تورم را مهار کردید یا هر روز گلوی مردم را تنگتر کردید؟ بیکاری جوانان را حل کردید یا فقط آمارها را بزک کردید؟ چند نفر از آن مسئولینی که سالها بر صندلی قدرت تکیه زدند، بیآنکه خدمتی به مردم کنند و در عوض میلیونها دلار به جیب زدند، محاکمه شدند؟ چند نفر واقعاً پاسخگو بودند؟ مردم دیگر خستهاند، خسته از وعده، خسته از حرف، خسته از دیدن فاصلهی عمیق میان زندگی خودشان و زندگی مسئولین. خسته از اینکه برای ابتداییترین حقوقشان باید هزینه بدهند، تحقیر شوند، یا جان عزیزانشان را از دست بدهند. بدانید که حکمرانی بدون رضایت مردم، نه پایدار است و نه امن. کشوری که مردمش ناامید باشند، روی آرامش را نخواهد دید.
بیانیه بخشی از کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان کردستان
در مخالفت با سرکوب، جنگ و دخالت خارجی
ما بخشی از کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان کردستان، این متن را در شرایطی خطاب به افکار عمومی منتشر میکنیم که جامعهی ایران بهطور همزمان تحت فشار مجموعهای از نیروها و روندهای ارتجاعی قرار گرفته است؛ روندهایی که اگرچه در ظاهر و گفتمان با یکدیگر متفاوتاند، اما در عمل و پیامد، نتیجهای مشترک به بار آوردهاند: تضعیف زیست انسانی، خدشهدار شدن کرامت شهروندان و مسدود شدن افق آیندهی اکثریت مردم.
در سالهای اخیر، اعتراضات اجتماعی در اشکال گوناگون و در عرصههای مختلف از محلات و خیابانها تا محیطهای کار، مراکز آموزشی و دانشگاهها بازتاب نارضایتی عمیق از فروکاستن زندگی انسانی به سطح بقا بوده است. مطالباتی چون نان، کار، مسکن، آزادی، رفاه اجتماعی و کرامت انسانی، بهطور مستمر در کانون این اعتراضات قرار داشتهاند.
کارگران در دفاع از حق زیستن و برخورداری از معیشت شایسته به میدان آمدهاند. زنان در برابر تبعیض و ستم سازمانیافته و ساختاری ایستادگی کردهاند. دانشجویان نسبت به خفقان سیاسی و آیندهی محدودشدهی خود اعتراض کردهاند. در مواجهه با این مطالبات، رویکرد غالب حاکمیت جمهوری اسلامی در سالهای گذشته عمدتاً مبتنی بر پاسخهای امنیتی و سرکوبگرانه بوده است. از اعتراضات کارگری در هفتتپه، فولاد و هپکو تا تجمعات معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، کشاورزان و کولبران، اعمال فشار و محدودسازی حقوق اساسی در کنار گشایش مسیرهای رانت و امتیاز برای اقلیتی برخوردار، به رویهای پایدار بدل شده است. استمرار این وضعیت، بهطور مداوم زمینهی بروز ناآرامیها و تنشهای اجتماعی را فراهم کرده است.
از نظر ما، سهم و نقش سیاستهای حاکم در شکلگیری این وضعیت و پیامدهای آن انکارناپذیر است. در عین حال، نمیتوان از نقش منفی و مخرب برخی جریانات سیاسی و رسانهای با گرایشهای فاشیستی و ماجراجویانه از جمله سلطنتطلبان، مجاهدین
ناسیونالیستهای کورد(عبدالله مهتدی، مصطفی هجری و جریان پارت آزاد کردستان ) و گروههای مشابه چشم پوشید. فراخوانهای غیرمسئولانه، تهییج افکار عمومی از طریق رسانههایی چون ایران اینترنشنال، و ترویج خشونت و نظامیگری، به تشدید هزینههای انسانی و اجتماعی این بحرانها انجامیده است.
بر این اساس، موضع ما بهصورت روشن چنین است:
جمهوری اسلامی پاسخگوی مطالبات و منافع ما نبوده و نیست؛
قدرتهای متجاوز خارجی و ماشینهای جنگی آنها هیچ نسبتی با آزادی و رفاه مردم ایران ندارند؛
و جریانات سیاسیِ مدافع مداخلهی خارجی، از منظر ما فاقد مشروعیت اجتماعیاند.
همانگونه که در مواضع مستقل جنبش کارگری، از جمله اظهارات رانندگان شرکت واحد تهران، بهدرستی تأکید شده است:
“راه رهایی کارگران نه از مسیر رهبری تحمیلشده از بالا میگذرد، نه با اتکا به قدرتهای خارجی، و نه از طریق جناحهایی در درون حاکمیت.”
این تمایز، خط فاصل روشن ما با تمامی اشکال سلطه، سرکوب و مداخلهجویی است. ما بر این باوریم که دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی از وضعیت کنونی، تنها از مسیر مبارزهای مستقل، آگاهانه، سازمانیافته و جمعیِ خودِ مردم کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش امکانپذیر است و هیچ نیرویی بیرون از این ارادهی جمعی، نمایندهی آیندهی جامعهی ما نخواهد بود.
بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در محکومیت کشتار، سرکوب خونین و جنایت سازمان یافته علیه مردم معترض»
مردم ایران، پس از دههها تحمل فقر، تبعیض، سرکوب و انکار مستمر حقوق بنیادین انسانی، برای بازپسگیری حق زندگی،آزادی و کرامت انسانی به خیابانها آمدهاند. پاسخ حاکمیت: بار دیگر، گلوله، بازداشت، شکنجه و کشتار بوده است. پاسخی که ماهیت واقعی نظام سیاسی حاکم را عریانتر از همیشه به نمایش گذاشته است. آنچه در روزها و هفتههای اخیر در ایران رخ داده، نه برخورد امنیتی، نه کنترل ناآرامی و نه حفظ نظم عمومی، بلکه سرکوبی خونین، سازمانیافته و هدفمند علیه مردم غیرمسلح بود. تکرار سناریوهای نخ نمای دشمن خارجی و عوامل نفوذی، دیگر نه تنها افکار عمومی ایران، بلکه وجدان جهانی را نیز فریب نمیدهد. این روایتها سالهاست کارایی خود را از دست دادهاند و صرفاً ابزاری برای فرار از پذیرش مسئولیت جنایتاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز تسلیت و همدردی عمیق با خانوادههای جاوید نامان و همهی مردم داغدار ایران، با صراحت اعلام میکند: ما در کنار مردم معترض ایستادهایم و خود را جزئی جداییناپذیر از مبارزهی جامعه برای آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر میدانیم. سکوت در برابر این حجم از خشونت، خیانت به مسئولیت تاریخی و مدنی ماست. بر این اساس، شورای هماهنگی بهطور روشن اعلام میکند که:
۱. حاکمیت مسئول مستقیم کشتار و سرکوب خونین مردم است و باید به جای دروغ پراکنی و فرافکنی، پاسخگوی این جنایات در برابر افکار عمومی ایران و نهادهای مستقل بینالمللی باشد.
۲. تمامی بازداشت شدگان، از جمله دانشآموزان، معلمان و فعالان صنفی و مدنی، باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند ۳. پادگانیکردن مدارس، دانشگاهها و فضاهای آموزشی باید بیدرنگ متوقف شود، فضای آموزش، میدان جنگ نیست.
۴. از همه ی وجدانهای بیدار در سراسر جهان میخواهیم که با مردم ایران اعلام همبستگی کنند و در برابر این توحش حکومتی سکوت نکنند.
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴
بیانیه کانون صنفی فرهنگیان گیلان در محکومیت کشتار معترضان و بازداشتهای گسترده
تنگی معیشت در اثر تورم، فاصله طبقاتی بی سابقه در تاریخ ایران و فقر شدید ناشی از آن، سود ورزی اقلیتی مرفه بی درد در مقابل فقیر سازی اکثریت مردم ایران، زندگی خانواده ها را به تباهی کشانده و نومیدی و یأس را در جوانان به بار آورده و موجب اعتراض و تظاهرات خیابانی مردم خصوصاً جوانان به ستوه آمده شده، حاکمیت ناتوان از حل بحران های خودساخته با نهایت خشونت هزاران نفر از جمله حدود ۱۵۰ کودک دانش آموز را به قتل رساند و ده ها هزار نفر را مجروح و بازداشت کرد.
کانون صنفی فرهنگیان گیلان با همدردی با خانواده های عزیز از دست داده و ملت داغدار ایران در نهایت تأسف و نگرانی، سرکوب خشن و کشتار شهروندان معترض را که در جریان اعتراضات اخیر رخ داده است بهشدت محکوم میکند و کشتار دانشآموزان، معلمان و دیگر اقشار غیرمسلح و بیدفاع جامعه یعنی نقض آشکار حق حیات، کرامت انسانی و اصول بدیهی حقوق بشر را تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نمی داند. ما ضمن محکومیت قاطع این اقدامات خواستار توقف فوری خشونت علیه معترضان، پاسخگویی عاملان و آمران این وقایع و آزادی بیقید و شرط تمامی بازداشتشدگان سیاسی و مدنی بهویژه دانشآموزان، معلمان و فعالان صنفی و اجتماعی هستیم. تنها راه برونرفت از وضعیت کنونی احترام به حقوق بنیادین مردم، شنیدن صدای معترضان و پایبندی به اصول عدالت، قانون و کرامت انسانی است.
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان هرسین در محکومیت کشتار و بازداشت مردم ایران
بیش از چهار دهه ما مردم رنجدیدهی ایران با ادبیاتی ساده و عامهفهم با صدائی رسا فریاد زدیم که زندگی مردم ایران بر مداری از فقر و تنگدستی و اهانت و تحقیر و زوال کرامت انسانی و ارزشهای اجتماعی چرخیده است! به خود بیائید و تا دیر نشده است، صدای مردم عاصی و به تنگ آمده و معترض را بشنوید، اما کوچکترین اهمیتی برای اعتراضات مردم و تجمعات بازنشستگان و گروههای معترض و خواسته های برحق آنها قائل نشدید، تا اساس زندگی مردم را به فجایع کشتار و سرکوبهای خونین و متوالی سوق دادید.
زمانیکه جواب حکومت در قبال فقر و گرسنگی و بیکاری و تورم افسار گسیخته و نبود امکانات درمانی و بهداشتی و افول و اضمحلال زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم، تعرض و بازداشت و زندانی نمودن فعالین مدنی و اجتماعی در برنامه ی ضد مردمی خود جای داده است، راهی بجز کف خیابان و اعتراضی همه جانبه به این وضعیت اسفناک و ایجاد همبستگی و اتحاد جهت پایان دادن به این ظلم و بیداد و استبداد و خفقان هر روزه نخواهد ماند.
حضور اعتراضی و مسالمتآمیز مردم در دیماه ۴۰۴ برای خواستهای عادی و معمولی انسان امروز در بهت همگانی به خاک و خون کشیده شد و خانوادههای بسیاری از جمله سراسر ایران را داغدار نمود. داغی که در قلب و بندبند استخوانهایمان به نفرتی عمیق مبدل گشته است، تا در کنار جنازهی عزیزانمان به رقص و پایکوبی بپردازیم. کشتار خونین مردم ایران با این گستردگی و جنایت از خاطر و حافظهی هیچ انسانی در دنیا پاک نخواهد شد!
ما اعضای انجمن صنفی فرهنگیان هرسین ضمن تسلیت به مردم ایران، کشتار بیرحمانه ی مردم را محکوم میکنیم و خواهان پایان دادن به خونریزی و بازداشت معترضین و آزادی زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان اخیر منجمله آقایان عبداله رضائی و رضا مسلمی هستیم.
انجمن صنفی فرهنگیان هرسین
تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱
بیانیه – آزادی، رفاه، برابری در گرو تبدیل جنگ به انقلاب است
January 29, 2026
جمهوری اسلامی در بیسابقهترین قتل عام تاریخ معاصر ایران، با کشتاری از پیش برنامهریزیشده، سازمانیافته، ترکیبی، و چندلایه، عمدتاً در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ دستکم هزاران و، بنابر خبرهای دیگر، دهها هزار نفر از مردم بهویژه جوانان معترض را به خاک و خون کشید، هزاران نفر را نابینا، دهها هزار نفر را زخمی، و صدها هزار نفر را بازداشت کرد.
آن عامل مغتنم و در واقع آن موهبت سیاسی که فضای این قتل عام را برای جمهوری اسلامی آماده کرد و او را قادر به این جنایت عظیم ساخت غلبه فضای جنگی بر فضای انقلابی بهطور مشخص از پنجشنبه ۱۸ دی به بعد بود. در این روز بود که بر بستر فراخوانِ جریان سلطنتطلبِ وابسته به آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی و همزمان درخواست این جریان از آمریکا برای حمله نظامی به این رژیم، جمهوری اسلامی با قطع کامل اینترنت و در انزوای خبریِ کامل برنامه سازمانیافته خود را برای قتل عام مردم با رمز «حمله تروریستهای آمریکایی به مردم معترض» عملی ساخت. تا پیش از این روز، یعنی از ۷ تا ۱۸ دی، جمهوری اسلامی البته به مردم معترض حمله میکرد و حتی خبرهایی از قتل چند تن از معترضان منتشر شده بود. اما در مواردی نیز مردم به نیروهای سرکوب حمله میکردند و آنها را فراری میدادند. اما از ۱۸ دی به بعد، و با قطع کاملِ اخبار و بهویژه ویدئوهایی که خود مردمِ منتشر میکردند، ورق بهکلی برگشت و بهسرعت معلوم شد که رهبر جمهوری اسلامی فرصت را برای پیاده کردن برنامه کشتار عظیم خود مغتنم شمرده است. احتمال حمله نظامی آمریکا و بدین سان غلبه فضای جنگ بر فضای انقلاب همان فرصتی بود که جمهوری اسلامی آن را در آسمانها میجست، اما حاضر و آماده در زمین پیدا کرد.
برونرفت جامعه ایران از جهنم کنونی هیچ راهی جز انقلاب ندارد، و این راه نیز هیچ معنایی ندارد جز برخاستن و قد علم کردنِ اکثریت جامعه یعنی طبقه مزدبگیر در مقابل جمهوری اسلامی به صورت سازمانیابیِ شورایی – هم در محلِ کار، هم در خیابان، و هم در محلِ زیست – برای پایان دادن به استبداد دینیِ حاکم، استقرار جمهوری شوراییِ مزدبگیران، تحقق آزادی، رفاه، برابری در گام نخست، و ادامه مبارزه برای الغای رابطه اجتماعیِ سرمایه. کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما. به پا خیزیم، روی پای خود بایستیم، و به نیروی خویش در هر کارخانه، مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، اداره، محله، خیابان، و… بهگونهای شورایی متشکل شویم و همان گونه که استبداد سلطنتی را به زبالهدان تاریخ انداختیم، با انقلابی دیگر دیو استبداد دینی را نیز از پا درآوریم.
۹ بهمن ۱۴۰۴
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
وقایع خونبار اخیر، بار دیگر چهرهٔ خشونت عریانِ اعمالشده علیه مطالبات ابتدایی مردم ایران را آشکار ساخت. جانباختن شهروندانی که در پی آزادی، عدالت و کرامت انسانی بودند، زخمی عمیق و ماندگار بر پیکرهٔ جامعه بر جای گذاشته و خانوادههای بسیاری را داغدار کرده است؛ زخمی که نه قابل توجیه است و نه میتوان آن را فراموش کرد. این خشونت را نباید رخدادی مقطعی، بلکه نتیجهٔ رویکردی دانست که بهجای پاسخگویی و اصلاح، بر سرکوب، ارعاب و حذف صداهای معترض استوار شده است. شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت، حاصل مستقیم همین سیاستهاست؛ شکافی که با توسل به زور ترمیم نخواهد شد و اصلاح آن نیز بسیار دیرهنگام، و غیرممکن است.
ما، جمعی از دانشجویان دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، سکوت در برابر این وقایع را مغایر با مسئولیت علمی، اخلاقی و اجتماعی خود میدانیم. آزادی بیان، حق اعتراض و تجمع مسالمتآمیز، و مصونیت جان شهروندان، حقوقی بنیادیناند که نقض آنها پیامدهای جبرانناپذیر انسانی و اجتماعی بهدنبال دارد؛ از همینرو، هرگونه خشونت و سرکوب اعمالشده علیه حقوق بنیادین مردم را قاطعانه محکوم میکنیم و همدردی عمیق خود را با خانوادههای داغدار جانباختگان اعلام میداریم.
در این شرایط، تلاش برای عادیسازی وضعیت از طریق برگزاری امتحانات یا سوقدادن دانشگاه به آموزش غیرحضوری، نادیدهگرفتن واقعیت اجتماعی و روانی جامعه و دانشجویان است. دانشگاه نهادی زنده برای اندیشه، نقد و گفتوگوست و حضور در آن، حقی بدیهی و غیرقابلسلب است. در پایان تأکید میکنیم که سرکوب و انکار، راه برونرفت از بحرانهای موجود نیست. یاد جانباختگان این وقایع در حافظهٔ جمعی ما زنده خواهد ماند و مطالبهٔ آزادی، عدالت و کرامت انسانی، همچنان ادامه خواهد داشت.
تحریم امتحانات در دانشگاه ها
بیش از ۳۰ دانشگاه در سراسر کشور در اعتراض به کشتار و تعطیلی دانشگاه و مجازی شدن، امتحانات را تحریم کردند.
اجتماع اعتراضی و تحصن دانشجویان دانشکده دندانپزشکی تبریز
به گزارش انجمن دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تبریز، جمعی از دانشجویان این دانشگاه، روز سهشنبه ۱۴ بهمن دست به تجمع اعتراضی و تحصن زدند. دانشجویان یادبودی برای دانشجویان کشتهشده برگزار کردند و خواهان آزادی دانشجویان بازداشتشده ازجمله دانشجویان دانشگاه تبریز شدند.
پنجمین روز اعتراضات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
روز پنجشنبه ۱۶ بهمنماه، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای پنجمین روز پیاپی، در اعتراض به جنایات جمهوری اسلامی دست به تحصن اعتراضی زدند و خواستار آزادی کادر درمان شدند.
حمایت دانشجویان دانشگاه هنر اسلامی تبریز از دانشجویان بازداشتی
جمعی از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه هنر اسلامی تبریز با انتشار بیانیهای، نسبت به بازداشت و وضعیت نامعلوم پنج همدانشگاهی خود ابراز نگرانی شدید کردند. احمدرضا افشارینژاد، سهند عباسنیان، محمد محمدزاده، علیاصغر عبادی و امیرحسین محمدی، دانشجویان بازداشتی این دانشگاه هستند. بیانیه دانشجویان تاکید دارد که تداوم بیاطلاعی از وضعیت جسمی و روحی این دانشجویان، نگرانی گستردهای در دانشگاه ایجاد کرده و فضای آموزشی را ملتهب ساخته است. تا کنون بیش از ۴۰۰ دانشجوی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، با این بیانیه همراهی کردند.
***

