روز زن را به روز همبستگی اجتماعی تبدیل کنیم
تنها نیروی اجتماعی ما می تواند به این وضعیت پایان دهد
بخش دوم
پروین کابلی
در بخش اول این نوشته با رجوع به شعارهای حرکت تاریخی مارس (اسفند)۵۷ و دوره های بعدی تلاش شد نشان دهم این جنبش ضد رژیم اسلامی و ضد نظام سرمایه داری، علیه نابرابری و علیه تبعیض است که اصولا جزو خواستهای پایه ای سوسیالیست ها و کمونیست ها می باشد.
جامعه ایران بعد از سرکوب خونین دهه شصت و یک دوره خاموشی با ظهور اصلاح طلبان دولتی در عرصه سیاست و استفاده از شکاف بالائی ها دریچه ای را برای نه گفتن به جمهوری اسلامی پیدا میکند. مردم در اختلافات میان رژیمی ها خواهان برچیدن کل نظام هستند و با این امید به خیابان می آیند. از این دوره ببعد است که مردم در وسعت بیش از سابق، بویژه زنان خیابانها را ترک نمیکنند و ما شاهد شکل گرفتن مقاومت زنان در همه جا در رابطه با حجاب اسلامی و قوانین آپارتارید جنسی هستیم.
از سوی دیگر هم جنب و جوشی در میان زنان روشنفکر، نویسندگان و فعالین حقوق زن برای تغییر قوانینی مثل سنگسار یا کمپین یک میلیون امضا شکل گرفت و اعتراضات مدنی زنان در مقابل دانشگاه برگزار میشود. قبل از این از همان اوائل دهه ۸۰ میلادی، فعالین برابری طلب و سوسیالیست در خارج از ایران در رابطه با جمهوری اسلامی و جنایات آن قدم های مهمی برداشتند و به سخنگویان عرصه مبارزه با بی حقوقی زنان و افشای جنایات جمهوری اسلامی تبدیل می شوند. این دور فعالیت مدنی بدرستی نشان داد که جمهوری اسلامی حاضر به تقلیل یا عقب نشینی در قوانین آپارتارید جنسی و ضد زن نیست.
جنگ تن به تن زنان با مامورین حجاب اسلامی در این دوره به یمن اینترنت و شبکه های اینترنتی به تمام دنیا رصد می شود. در این دوره با یک تغییر کیفی در روبرویی با کلیت نظام جمهوری اسلامی هستیم. نسلهای جدید و بویژه نسل زد اجتماعی تر و میلیتانت تر ظاهر میشود. فضایی شکل میگیرد که نسل جدید و توقعش از زندگی با جهان بیرون از مرزهای ایران تعریف شود و سنت و روش های قدیمی را کنار زند. نسلی انسان دوست، دوست طبیعت و علیه بیعدالتی و نابرابری اقتصادی شکل میگیرد که از این لحاظ با نسلهای پیش از خود و دورتر کلاً فرق دارد.
اساسا این نسل جدید است که به رهبر مبارزات در خیزش های ۹۶ و ۹۸ و ۱۴۰۱ تبدیل می شود. نسل جدید است که در دانشگاه ها شعار “ما فرزندان کارگرانیم، کنارشان می مانیم” را فریاد می زند. این نسل برابری طلب است که با شعار “اصلاح طلب، اصولگرا، دیگر تمومه ماجرا” از افق امید به تغییر در درون رژیم میگذرد. از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که با قتل مهسا امینی آغاز شد، ایران بعنوان کشوری که زنان میخواهند در آنجا انقلاب کنند شناخته میشود. این را دیگر از تاریخ نمیتوان پاک کرد. “انقلاب زنانه” به یک فاکتور اصلی تبپین این خیزش بدل می شود. رژه زن بی حجاب در خیابان پایان حجاب سمبل آپارتاید جنسی را اعلام میکند.
بحث از خشونت علیه زن، قتل زنان، مبارزه علیه قوانین اسلامی از مرحله اعتراض روزانه گذشته و وارد دوره ای شده که آلترناتیوهای سیاسی، نقش و جایگاه طبقاتی آنها برجسته تر می شوند. احزاب سیاسی با برنامه و عمل خود از طرف جامعه زیر ذره بین قرار میگیرند. این دوره دوره انتخاب است. آنوقت این سوال برای مردمی که در حال انتخاب هستند مطرح می شود. کدامیک؟ جنگی که برای سرنگونی آغاز شده است در عین حال جنگ آلترناتیو هاست. کدام آلترناتیو؟
اگر بعد از پیروزی انقلاب اکتبر ۱۰۹ سال گذشته است و دستاوردهای این انقلاب کارگری در بهبود موقعیت زنان هنوز بعنوان خواستهای اولیه بسیاری از جنبش های مترقی جهان در دفاع از زنان استفاده می شود، اما ما در دورانی هستیم که در صحنه سیاست جهانی با عروج راست، حمله به دستادورهای طبقه کارگر، آزادی های فردی و مدنی در پلاتفرم دولت های فاشیستی قرار گرفته است و همبستگی بین المللی در ابعادی گسترده تضعیف شده است. در چنین روندی است که کشتار عظیم دیماه ۴۰۴ در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شکل میگیرد و سایه ی جنگ زندگی مردم در ایران تحت تاثیر قرار میدهد. اما جهان در مقابل این فاجعه انسانی سکوت میکند.
حوادث چند روز گذشته در دانشگاه ها نشان داد که اعتراضات بحق دانشجویان که با حملات گروه های بسیج شده رژیم و در همیاری با اپوزیسیون راست سلطنت طلب انجام شد، میتواند با تعطیلی مراکز آموزشی از طرف رژیم دچار پراکندگی شود، اما از طرفی تبدیل مراسمهای عزاداری به مانیفستی علیه فرهنگ مذهبی و ژریم اسلامی نشان داد که مبارزه هنوز زنده است.
امسال در چنین شرایط حساسی به ۸ مارس روز زن نزدیک می شویم. جامعه ایران هنوز در شوک کشتار دیماه بسر می برد. هزاران خانواده عزادار هستند و هزاران خانواده دیگر نگران و بی اطلاع از دستگیری اعضای خانواده خود ساعتها و روزهای طولانی را در مقابل بازداشتگاه های مختلف می گذرانند. یادمان نرود که هنوز محل بازداشت بسیاری از آنها معلوم نیست. عده ای زیادی هم که هنوز نمی دانند عزیزانشان زنده هستند یانه؟
۸ مارس امسال را باید به روز اعتراض علیه کشتار عزیزانمان، در کنار اعتراض علیه زن ستیزی و قوانین آپارتاید جنسی تبدیل کنیم. خیابانهایی که این روزها هنوز از خون عزیزانمان پاک نشده اند را به گلزار همه آنهایی تبدیل کنیم که برای آزادی و برابری، برای یک زندگی شایسته انسان به خیابانها رفتند. کنار دیوارهایی که این روزها محل روشن کردن شمع های یادبود برای این عزیزان است جمع شویم و شمع روشن کنیم. در کنار هم متحدانه به دنیای پر از وحشتی که برایمان سازمان داده اند پایان دهیم و جهان دیگری برپا کنیم. اجازه ندهیم که بیش از این ما را به زن و مرد، سیاه و سفید، مسلمان و مسیحی، آفریقایی و آمریکایی و غیره تقسیم کنند. ما متحدانه باید به میدان بیاییم و به این بختکی که بر زندگی ما حاکم است پایان دهیم. تنها نیروی انقلابی و جمعی ما می تواند به این وضعیت پایان دهد.
۲۵ فوریه ۲۰۲۶

