دانشگاه و نبرد با دو ارتجاع؛ چپ چگونه پیشروی میکند؟
امیر عسگری
پس از روزهای اول خیزش دیماه ۱۴۰۴ و تعطیلی کشانده شدن دانشگاه از سوی جمهوری اسلامی در چهلم جانباختگان، همراه با مراسمهای دادخواهی از کشتهشدگان خیزش دیماه، از شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ دانشگاه بار دیگر بپا خاست. این اعتراضات که از دانشگاههایی همچون شریف، امیرکبیر (پلیتکنیک)، بهشتی، تهران، خوارزمی، صنعتی اصفهان و دانشگاه فردوسی مشهد شروع شد، تا کنون ادامه داشته است.
در موج جدید اعتراضات دانشجویی که اینبار با دادخواهی نسبت به قتلعام همسنگران در دانشگاه و جامعه آغاز شد، جریانات مختلف سیاسی حضور پیدا کردند. این بار همانند رویکردی که در خیزش دیماه ۱۴۰۴ شاهد بودیم، در ابتدا دستجات کوچک فالانژ طرفدار پهلوی با سردادن شعارهای فاشیستی و رعیتمآبانه تلاش کردند تا جو مبارزات دانشجویی را به نفع جریان مرتجع و عقبمانده پهلوی مصادره کنند و با فیلمبرداری و ارسال تحرکات خود به رسانههای سلطنت طلب مانند اینترنشنال و متوسل شدن این رسانهها به صداگذاری بر روی فایلهای دیگر از اعتراضات دانشجویی، بیشرمانه ادعای “فتح دانشگاه، آخرین قلعه چپ” را مطرح کردند.
این بار اول نیست که چنین جعلی از سوی طرفداران و سرسپردگان پهلوی و دستگاه پروپاگاندای گوبلزیشان، یعنی ایران اینترنشنال، سر میزند. در مدت کوتاه کمتر از دو ماه اخیر، با صدور بیانیههای ساختگی در حمایت از پهلوی به نام دانشجویان سراسر کشور از سوی صفحاتی مانند “خبرنامه امیرکبیر” که موجب خشم و صدور بیانیه علیه چنین اقدامات سخیفی از سوی دانشجویان دانشگاههای مختلف گردید، و یا ایجاد تشکل ساختگی “انجمن شیروخورشید” در دانشگاههای مختلف که نسخه سلطنتطلب و بهمراتب بیتجربه انجمن اسلامی هستند، همراه با سانسور صدای واقعی دانشجویان در رسانههای مزدوری مانند ایران اینترنشنال تبلیغ شدند.
قطعاً نمیتوان اقدامات بخشی از دانشجویان که طرفدار هر جریان مرتجعی از جمله پهلوی هستند را به پای جعل و صداگذاری گذاشت، زیرا دانشگاه همانند جامعه دارای گرایشات مختلف است؛ اما سردادن شعارهایی صرفاً در طرفداری از رضا پهلوی، بدون سردادن سرنگونی جمهوری اسلامی و هیچ شمرده شدن مبارزات آزادیخواهانه و برابریطلبانه دانشگاه در چند دهه گذشته، خشم دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب را شعلهور کرد تا با سردادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی و پهلوی در دانشگاههایی از جمله دانشگاه تهران و دانشکدههای مختلف آن، جواب محکمی دریافت کنند.
نمونه مشخص تقابل سیاسی از سوی دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب را میتوان در روزهای دوشنبه ۴ و سهشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ با شعارهایی از جمله “نه سلطنت، نه رهبری، دموکراسی، برابری”، “مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر”، “نه سلطنت، نه رهبری، نه ارتجاع رجوی” در کنار شعارهایی مانند “فقر، فساد، گرانی، میریم تا سرنگونی”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، “مرگ بر جمهوری اسلامی”، “مرگ بر دیکتاتور”، “کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم” مشاهده کرد؛ از یک سو مرزبندی خود را با آلترناتیوسازی جریانات موسوم به سلطنتطلب اعلام کرده و از سوی دیگر بر خواست آزادی زندانیان سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی تأکید کردند.
در خلال این اعتراضات، دانشجویان طرفدار پهلوی با شعارهای مردسالارانه و حتی علیه “زن، زندگی، آزادی” تلاش کردند تا فضا را آلوده به فرهنگ مردسالارانه ناسیونالیسم عظمتطلب ایرانی و ایرانشهری کنند که بار دیگر دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب در کنار شعارهای سلبی خود، شعارهای دوره خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ مانند “زن، زندگی، آزادی”، “هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منام” را تکرار کرده، روسری از سر گرفته و علیه تبعیض بر زنان و آپارتاید جنسی نیز که نقطه مقابل ارتجاع کهنهپرست اسلامی و سلطنتی است، موضع گرفتند.
در شرایط کنونی چه باید کرد؟
چپ در دانشگاه چگونه ضمن حفظ سنگر پیشروی میکند؟
دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب و انقلابی نباید قطبنمای مبارزاتی خود را از دست دهند. ما در دو جبهه در حال جنگ هستیم؛ از یکسو در تقابل با سرمایهداری و استبداد حاکم یعنی جمهوری اسلامی، از سوی دیگر در تقابل با هر آلترناتیو ارتجاعی و طرفدار بازتولید استبداد و استثمار مانند سلطنتطلبان.
مبارزات نباید به تقابل صرف و یا عمده با نیروهای فالانژ، ناسیونالیست و شاهپرست نزول پیدا کند. این به ضرر است، جمهوری اسلامی و ادامه مبارزه انقلابی محور است. به این اعتبار هر نیروئی که همسوئی دارد یا از ارتجاع دفاع میکند، موضوع نقد و مواجهه فکری و سیاسی ما هم هست. در این مبارزه باید خلاقیت داشت؛ باید در هر شکل از مبارزه، از شعار و اعلام موضع گرفته تا اقدامات عملی در میدان مبارزه، درست بر نقاطی دست گذاشت که از یک سو ارتجاع حاکم را عقب براند و از سوی دیگر علیه جنبههای مختلف ستم طبقاتی، ستم و آپارتاید جنسی و مذهبی و جنگطلبی ایستاد. این دقیقاً همان “پاشنه آشیل” هر دو طبقه متخاصم یعنی جمهوری اسلامی و پهلویپرستان و سایر مرتجعین است.
نه به جنگ ارتجاعی
آزادیخواهان، برابریطلبان، چپ و سوسیالیست در دانشگاه باید همانطور که سابقاً پرچم عدالت اجتماعی و آزادی، برابری را برافراشتند، اکنون نیز در کنار خواستهای طبقاتی و مقابله با هر دو ارتجاع حاکم و آلترناتیوهای ارتجاعی از قبیل ایرانشهریها، پرچم ضد جنگ ارتجاعی را نیز به دست گیرند. برافراشتن پرچم ضد جنگ ارتجاعی همراه با به صحنه آوردن خواستهای طبقاتی در جهت خلاصی از استثمار و ستم جنسی و جنسیتی، تقابل با ناسیونالیسم و کهنهپرستی، همزمان که در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و محور مقاومتیها قد علم میکند، از سوی دیگر مشت محکمی بر دهان پروغربیها، ناسیونالیستها و سلطنتطلبان میزند که شب را با خواب حمله نظامی و رژیم چنج در ایران به صبح میرسانند.
چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴

