گرانی بنزین، کابوس تکرار آبان
از نیمه دوم آذر بنزین رسماً سه نرخی است: سهمیه یارانهای ۱۵۰۰، نیمهآزاد ۳۰۰۰ و آزاد ۵۰۰۰ تومان. رژیم با سیاست گرانی پلکانی و خوراندن قطره چکانی دارو به مردم، تلاش دارد از واکنشهای متعاقب پرهیز کند. وقتی رسانههای حکومتی مانند “اعتماد” در بررسی گرانی بنزین تیتر میزنند؛ “کابوس ۹۸ تکرار نشد”، به دو واقعیت اعتراف میکنند: یکی برآمد مجدد جامعه “کابوس” آنهاست و دیگری رابطه بین شوک اقتصادی و گرانی و اعتراض برحق و تند مردم علیه آن.
پزشکیان میداند مردم هزینه اضافی را نمیتوانند تحمل کنند، میگوید “گرانی فقط با خودرو کممصرف” جبران میشود. خودرو کممصرف در ایران نایاب است و اگر باشد اکثریت به آن دسترسی ندارند. وعده سرخرمن پزشکیان به گرانی بنزین و هزینه ای که از جیب مصرف کننده میدزدد، جوابی نمیدهد. افزایش قیمت بنزین، هزینه رفتوآمد و ترانسپورت را بالا میبرد و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم در کل زنجیره تولید و توزیع کالاها و خدمات خواهد داشت که خود را با افزایش هزینه ها و کاهش ارزش واقعی دستمزدهای کنونی نشان میدهد. مسئله فقط گرانی بنزین نیست، بحران عمیق اقتصادی تشدید شده، بانکها ورشکستهاند و دولت با چاپ روزانه پول بیپشتوانه و تورمی که ایجاد میکند، هر روز بخشی از دستمزدها و قدرت خرید مردم را بنفع خود مصادره میکند. در این اوضاع گرانی بنزین، افزایش هزینه آب، برق، گاز، افزایش نرخ اجاره مسکن و دارو و درمان و خدمات دولتی، احتکار کالاهایی مانند برنج از یکسو و آزاد کردن نرخ آن توسط دولت از سوی دیگر، فساد گسترده در تمام سطوح حکومتی و اداری، دستمزدهایی که هر روز بی ارزشتر میشوند، دهها میلیون نفر را در معرض نابودی و سوتغذیه و فقر مطلق قرار داده است.
از دیگر تبعات این اوضاع بیکارسازیهای گسترده در صنایع و مراکز خدماتی است. صنایعی که عمدتاً زیر ظرفیت و بخشاً با ظرفیت سی الی ده درصد کار میکنند و به زور تزریق مالی سرپا مانده اند، بسرعت آوار ورشکستگی و نبود مواد خام برای تولید را روی سر کارگران خراب میکنند. صندوقهای بیمه با دخالت دولت و ندادن بدهیها و سهمش و همینطور استفاده از ذخایر آنها دچار بحران و ورشکستگیاند. در شرایطی صندوقهای بیمه، این آخرین اندوخته کارگران وسیله قمار در بازار بورس و دست اندازی به سرمایه آن توسط عوامل حکومتی است که بازنشستگان با مشکل حقوق پائین و فقدان بیمه و نیازهای پایهای روزانه خود روبرو هستند.
مُسبب کل این اوضاع نظم کنونی است، سرمایه داری که جمهوری اسلامی حکومت حافظ آنست. این مملکتی است که سرعت شکاف طبقاتی و ثروتمندتر شدن ثروتمندها و فقیرتر شدن بخش اعظم جامعه با سرعتی عجیب و غیرقابل توضیح از نظر اقتصادی و محاسبه سود و زیان در جریان است. یک لایه نازک از طبقات حاکم و وابستگان حکومتی و رانتخوران در این وضعیت وخیم سهم شیر میبرند و در مقابل کارگران و مردم زحمتکش باید بهای دور دیگری از سیاستهای ریاضت کشی و شوک اقتصادی را با فقر و بیماری و محرومیت خویش بپردازند.
حق دارید “کابوس” تکرار آبان داشته باشید. رژه و اعتصاب و اعتراض روزمره کارگران گرسنه و معترض را می بینید، نفرت از آخوند و دین و اختلاسگران و فاسدین حکومتی را میبیند، عصبانیت و پتانسیل خشم انقلابی را در هر منفذ جامعه حس میکنید، باید هم بعد از یک هفته خوشحال باشید که “کابوس ۹۸ تکرار نشد”! آستانه تحمل جامعه اما نامحدود نیست، همه چیز آماده تصادم است، تنها باید دریچه بروز پیدا شود. مردم ایران به تجارب مردم در بلغارستان و بنگلادش و نپال و مکزیک و اکوادور و جاهای دیگر هم نگاه میکنند. امروز دولتها و حکومتها نیز از امنیت برخوردار نیستند. با بحران پیچیدهای که در جهان و منطقه خاورمیانه وجود دارد، برآمدها و قیامها و خیزشهای تودهای و کارگری در کشورهای مختلف یک امکان واقعی است. این رویدادها در کشورهائی رخ دادند که ظاهراً از درجهای ثبات سیاسی و اقتصادی برخوردار بودهاند.
طبقه کارگر و مردم آزادیخواه بارها نشان دادهاند که سرکوب و تحقیر عمومی و تعرض اقتصادی بیپاسخ نخواهد ماند. تصور اینکه میتوان یک جامعه و نظم اقتصادی را با کاهش مستمر دستمزدها از طریق مکانیسم بی ارزش کردن قدرت خرید، همزمان وارد کردن شوکهای اقتصادی و گرانی افسارگسیخته نیازهای پایهای مردم، را میتوان اداره و ساکت نگاهداشت؛ یک توهم است. آنچه برای شما “کابوس” است، برای کارگران و اردوی انقلابی بازگشت و اعمال اراده انقلابی است. جمهوری اسلامی و سرمایهداران ایران از این موج جدید گرانیها به سلامت نخواهند جَست. یک سکته اقتصادی، یک واقعه سیاسی، یک رویدادی که اعتماد را بیش از پیش نابود کند، به خروش سهمگینی منجر میشود که محاسبات تاکنونی را زائل میکند.
سردبیر.
۱۹ دسامبر ۲۰۲۵

