اتحاد علیە بیکاری، راە چارە کارگران شرایط کنونی است!
رضا کمانگر
در جریان جنگ ارتجاعی ١٢ و ٣٩ روزە و بمبارانهای کە توسط آمریکا و اسرائیل انجام گرفت، صدها نقطە از مناطق مسکونی، دانشگاه ها، مدارس، مراکز تحقیقاتی، مراکز صنعتی و محلهای کار نابود شدە و یا آسیب جدی وارد شدە است، جدااز کشتار مردم عادی ازجملە ١٦٨ کودک مدرسە میناب و ویرانی مناطق مسکونی و آوارگی گستردە، موجب سونامی بیکاری میلیونها کارگر شدە است. قطع اینترنت هم اشتغال نزدیک ٣ میلیون کارکن خود اشتغالی را تعطیل کرد است. آمار بیکاری کە توسط نهادهای رژیم اسلامی ٤ میلیون اعلام کردە اند کە قابل اعتماد نیست، چرا کە نهادهای رژیم، کارگرانی کە اگر حتی یک ساعت در هفتە کار کنند جزو بیکار محسوب نمیشوند و همچنین زنان خانە دار کە آمار آنها بیش از ٧٠٪ کل زنان را تشکیل میدهند بیکار محسوب نمیشوند و از بیمە بیکاری محروم و حذف کردەاند.
در مورد سیاست بیکار سازی باید از شرایط جنگی کنونی کمی فاصلە گرفت و سیاستهایی را بررسی کنیم کە دست کارفرما و دولت را برای اخراج کارگران را باز گذاشتە است. برای بررسی عامل اصلی بیکار سازی، باید قانون کار ضد کارگری را بررسی کنیم کە بر اساس آن رژیم اسلامی، تشکلهای مستقل کارگری را ممنوع اعلام کردە است و خود رژیم اسلامی، تشکلهای زرد حکومتی مانند شوراهای اسلامی کار و خانە کارگریها را برای اجرای سیاستهای رژیم اسلامی و کارفرماها در میان کارگران را سازماندهی کرد است. این تشکلها بنام کارگران مجری سیاستهای ضد کارگری دولت و کارفرماها هستند. بر اساس قانون کار، کارگاهای با کمتر از ١٠ نفر از کارگران از شمول کانون کار حذف کردە اند، همچنین در سالهای گذشتە کارگران مناطق تجارت آزاد را از قانون کار خارج کردند. نقطە مهم دیگر، قانون کار دست کارفرا را برای قراردادهای سفید امضا را بە کارگران تحمیل کردەاند کە معنی آن تعین دستمزد بسیار نازل و زمینە ساز اخراج است کە در یک کلام تحمیل بی حقوقی مطلق بە کارگران است، در کنار این بی حقوقی، کارگران حق اعتراض و اعتصاب را ندارند.
وضعیت بیمە بیکاری!
سیاستهای پرداخت بیمە بیکاری دولت، متکی بر توطئە و فریب کارگران بیکار است. اولا دولت بیمە بیکاری را از حقوق همە شاغلین کثر میکند، در زمان بیکار شدن کارگران، بعناوین مختلف دست بە بهانە تراشی برای عدم پرداخت بیمە بیکاری میزنند، ازجملە قانون نانوشتە میتراشند کە باید حداقل ٤ سال بطور پیوستە قبلا بیمە بیکاری را پرداخت کردە باشید و اگر یک ساعت در هفتە کارکنید خود بخود بیمە بیکاری قطع میشود و یا بازرس بە منازل کارگران بیکار دریافت کنندە بیمە بیکاری میفرستند کە اگر در منزل نباشند، شاغل بە حساب میاورند و بیمە بیکاری را قطع میکنند. خلاصە دولت دزد اصلی بیمە های بیکاری، درمانی و بازنشستگی است!
سایە شوم بیکاری!
از ابتدای نظام سرمایەداری در ایران تا کنون اینچنین شاهد سونامی بیکاری میلونی کارگران نبودەایم! البتە باید اذعان کرد، بدلیل عدم وجود تشکلهای مستقل کارگری در محلهای کار و لاپوشانی آگاهانە دولت، کارفرماها و همسوی تشکلهای زرد حکومتی با منافع دولت و کارفرما ها آمار دقیقی از تعداد بیکاران وجود ندارد، با یک حساب سر انگشتی در زمان بمبارانهای از نابودی و آسیبهای جدی بە زیرساختهای اقتصادی و مراکز صنعتی و همچنین بدلیل محاصرە اقتصادی عدم وجود مادە خام مراکز تولیدئ گستردەای از محلهای کار تعطیل شد و کارگران را اخراج کردە اند کە آمار دقیق در دست نیست. اما اگر ٥٠٪ جامعە ایران زنان باشند و ٧٠٪ زنان خانە دار بیکار محسوب نمیشوند، آمار آنها در جامعە ٩٠ میلیونی بیش از ١٦ میلیون زنان از بیمە بیکاری محروم شدەاند. نهاد های رژیم اعتراف کردند جنگ ٤ میلیون کارگر را بیکار کردە است. نهادهای رژیم اسلامی، خود اشتغالی از طریق اینترنت را کە آمار آنها بیش از ٣ میلیون بودن با قطع اینترنت از طرف رژیم اسلامی بیکار شدند، بیکار محسوب نمیشوند و باید ٤ میلیون کارگر بیکار دیگر کە شرط و شروط رژیم را برآوردە نکردەاند اما بیکار هستند بە این ترتیب آمار بیکاری شرایط کنونی را دستبندی کنیم:
زنان خانە دار کە از بیمە بیکاری محروم هستند باید گفت بیش از ١٦ میلیون نفر هستند. نهادهای رژیم بیکاری از نتیجە جنگ را ٤ میلیون نفر اعلام کردند، بە این آمار باید ٤ ملیون تخمینی دیگر کە شروط رژیم را برای دریافت بیمە بیکاری تامین نکردند را اضافە کرد و همچنین ٣ میلیون خود اشتغالی اینرنتی داریم بە اضافە محل های کاری کە بدلیل عدم دریافت مواد خام تعطیل شدند و یا آمار بیکاری قبل از شروع جنگ کە ۵ میلیون کارگر بیکار را در نظر بگیریمُ جمعا حدود ٣٢ میلیون بیکار در جامعە ٩٠ میلیونی در ایران داریم کە بسیار وحشت ناک است!
اتحاد علیە بیکاری باید جواب قطعی طبقە کارگر باشد!
بر کسی پوشیدە نیست، بیکاری بە یک معضل اصلی جامعە تبدیل شدە است! شیرازە هزاران خانوادە را از پاشاندە است. گرسنگی و کمبود تغذیە کافی بە زندگی عادی بە اردوی میلیونی بیکاران تحمیل شدە است. در نتیجە بیکاریُ بزە کاری، تنفروشی، اعتیاد و فروش اعضای بدن بە نرم زندگی عادی جامعە تبدیل شدە است! برای پایان دادن بە این وضعیت تائسفبار راهی جز اتکا بە نیروی خود طبقە کارگر هیچ معجزە ای دیگر در کار نیست.! ما باید برای حفظ زندگی شرافتمندانە دست بە سازماندهی نیروی گستردە خودمان بزنیم. از تجارب مبارزاتی دورەای کە سر کار بودیم و اعتراض و اعتصاب را سازماندهی میکردیم استفادە کنیم. از تجارب اعتراضات بخشهای مختلف طبقە کارگر ازجملە پرستاران کە چگونە اعتراضات خود را سازمان میدهند استفادە کنیم، از اعتراضات هفتگی و سراسری بازنشستگان استفادە کنیم. اگر کارگران بیکار دور “اتحاد علیە بیکاری” متشکل شویم نیروی ما میلیونی است. این نیروی میلیونی اگر تنها با خواست “کار یا بیمە بیکاری” هیچ دولت و نیروی سرکوبگرش توان مقابلە با صف لشکر بیکاران را نخواهد داشت. وظیفە فعالین کارگری است با ایجاد سازماندهی شبکە های بە هم پیوست از شهرهای بزرگ شروع کنیم، از تجارب بازنشستگان تامین اجتماعی و دیگر صدوق ها استفادە کنیم با پرچم “کار یا بیمە بیکاری” “دولت موظف بە ایجاد کار و یا پرداخت بیمە بیکاری است!” بە مرور زمان کف خیابان برای نبرد نهای علیە بیکاری بە تصرف دربیاوریم!
زندە باد اتحاد و همبستگی!
زندە باد اتحاد علیە بیکاری
١١ تیر ١٤٠٥
See less

