لعنتی ها ما هنوز زنده ایم!
پروین کابلی
کشتار خونین روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بدون شک در حافظه تاریخی انسان امروز خواهد ماند، همانطور که آشویتس ماند، همانطور که هیروشیما ماند و همانطور که قتل عام کمونیست های اندونزی در دهه شصت میلادی را نمی شود از حافظه تاریخ پاک کرد.
بعد از پایان خاموشی و قطع ارتباط اینترنتی در ایران، وقتی روشنایی برگشت جهان با صحنه های دلخراشی از کشتار روبرو شد. کیسه های سیاهی ردیف شده کنار هم درخیابانها و غسالخانه ها حامل یک پیام از طرف رژیم بود: “اگر لازم باشد برای بقا دوباره حمام خون راه می اندازیم”.
اما این کشتار تا همین امروز که یکماه و چند روز از آن میگذرد نتوانسته است رژیم را از سقوط نجات دهد. شکاف آنقدر زیاد است که در صفوف درون رژیم صحبت از هزیمت است. اما جامعه جواب دیگری به این کشتار داشت. مراسم های استقبال از قهرمانان کشته شده و خاکسپاریها به بزرگترین نماد نفرت از اسلام و حکومت نماینده آن تبدیل شد. مادران رقص عزا کردند و خواهران و برادران آوای رزم برافکنند و پدران بسیاری هنوز دنبال سپهرشان می گردند و از پای ننشسته اند. اگرچه معلمان و همکلاسی ها بر صندلی های خالی دهها و دهها دانش آموز گل افشانی کردند، اما هنوز اجساد بسیاری برای دفن در صف هستند و کسی برای تحویلشان نیامده است. کسی نمی داند آن ۵۰ جنازه بی هویت زنان کیانند؟ کشوری که اکنون هویتش با زن آزاده و برابری طلب تداعی میشود زن بی هویت ندارد. آمار زخم ها و دستگیرشدگان را بطور واقعی کسی نمی داند. صحبت از ۲۰ هزار دستگیر شده در سراسر ایران است.
اما بار دیگر در میان این همه کشتار، خیابانهایی که هنوز بوی خون می دهد در جشن کفتاران برای سالگرد قیام بحق ۲۲ بهمن ۵۷ مردم تا جایی که توانستند فریاد “مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر خامنه ای” را سر دادند. انگار با این فریادها اعلام کردند: “آی لعنتی ها ما هنوز زنده ایم”!
مردم ایران در دو جبهه می جنگند. “هنوز زنده گان” دانشجو، امروز با انتشار اعلام موجودیت تشکلهای جدید دانشجویی و بیانیه های اعتراضی دانشجویان دانشگاه های مختلف در رابطه با ماشین دروغگویی رسانه های سلطنت طلبان روح تازه ای به خیابانهای پر از خون معترضان دادند. دانشجویان مبارز دانشگاه های خوارزمی، بهشتی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، صنعتی شریف دانشگاه تهران، صنعتی ارومیه و بوعلی سینا همدان، هر کدام در بیانیه های جداگانه نسبت به انتشار ادعای پشتیبانی و حمایت از رضا پهلوی اعتراض نمودند. بیانیه دانشگاه صنعتی شریف که با تیتر “دانشگاه سنگر آزادی است” بر فرصت طلبی تاریخی جریان پهلوی و ایجاد هیاهو اعلام نمود که این جریان تلاش دارد که دانشگاه را به زائده ای از استبداد تبدیل کند. “بیانیه دانشجویان دانشگاه خوارزمی از جنایات ساواک در دیروز و سپاه در امروز نام میبرد و ادعای حمایت دانشگاهیان از جریان سلطنت طلب را توهینی آشکار به ساحت روشنفکری و مبارزه می نامد. ما “علیه ولایت فقیه” نشوریده ایم که “ولایت عهدی” را جایگزین کنیم. بیانیه دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان با تیتر “پاسخ به توهمات مجازی” شروع می شود و دانشگاه بهشتی در بیانیه خود آورده است: “دیکتاتوری با تغییر نام و نماد، ماهیت خود را از دست نمی دهد” و جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی می نویسند: “تجارت با خون دانشجو ممنوع! ما شهروندیم، نه رعیت. چه رعیت ولی فقیه، چه رعیت شاه!
جمهوری اسلامی بعد از قتل عام دیماه نتوانست به مردم بگوید “مردم بخوابید ما بیداریم”. از ترس خواب ندارند. همه چیز در صحنه سیاست ایران نشان از ترس و تقلا برای زنده مانده است و این را میتوان در تبلیغات روزمره و اظهار نظرهای سران رژیم بروشنی مشاهده نمود. باید دید در شرایط تهدید جنگی، مذاکره و اقدامات دیپلماتیک برای بقا، جمهوری اسلامی چه راهی را انتخاب خواهد کرد. آیا راهی برای انتخاب وجود دارد در حالی که مردم بار دیگر اینجا و آنجا با “آی لعنتی ها ما هنوز زنده ایم” در حال نقس تازه کردن هستند و خود را برای دوره دیگر آماده میکنند. این دور چه خواهد شد؟
۱۳ فوریه ۲۰۲۶

