مقالات

آزادی زن آزادی جامعه است ! “ما خواستار حکومتی هستیم که بر پایه برابری زن و مرد استوار باشد” بخش اول پروین کابلی

آزادی زن آزادی جامعه است !
“ما خواستار حکومتی هستیم که بر پایه برابری زن و مرد استوار باشد”
بخش اول
پروین کابلی
دقیقا ۲۴ روز بعد از قیام بهمن ۱۳۵۷ یعنی ۱۷ اسفند یا ۸ مارس روز جهانی زن، من هم مانند هزار زن دیگر با گفتن نه به جمهوری اسلامی وارد نبردی تاریخی شدیم. نبردی که امروز بعد از ۴۷ سال هنوز بقوت خود ادامه دارد.
جنبش برای آزادی زن در ایران تاریخی خونین و پر فراز و نشیب را گذرانده است. جنبشی که به جرئت میتوان گفت که بعنوان یکی از رادیکالترین جنبشهای مردمی با یکی از درنده ترین حکومت های سیاسی قرن اخیر تاریخ بشر به تقابل پرداخته است و سنگرهای زیادی را تصرف نموده است.
اعتراضات زنان در ۸ مارس ۱۳۵۷ نه تنها تهران را در برگرفت بلکه در فضای انقلابی ایرانِ بعد از قیام بسرعت به دیگر شهرهای ایران سرایت کرد. اعتراضات تهران در چند روز پیاپی ادامه پیدا کرد و چشم انداز مبارزاتی نوی را در مقابل ستم کشی زن باز نمود.
جنبش اعتراضی به ستمکشی زن که برعلیه فرمان خمینی در مورد حجاب اسلامی آغاز شد، ریشه در موقعیت فرو دست زنان ایران در دوران جدید داشت که علیرغم گسترش شهرنشینی و تمایل به مدرنیسم در هیچ دوره ای دارای حقوق برابر در جامعه نشده بودند. با چنین پیشنیه تاریخی بود که واکنش زنان در مقابل جنبش تازه به قدرت رسیده اسلامی با موجی از اعتراض خود را نشان داد. جنبشی برابری زنان که در روز زن سال ۵۷ پا به میدان گذاشت از همان ابتدا تکلیف خود را با حکومت اسلامی روشن نمود و در جهت درست تاریخ برای ادامه انقلابی که آغاز شده بود قرار گرفت.
انقلاب ۱۳۵۷ با خواستهای انسانی و برابری طلبانه علیه رژیم سلطنتی عروج کرد و در همین راستا در اعتراض به فرمان حجاب از جمله شعارهایی مانند: “ما خواستار حکومتی هستیم که بر پایه برابری زن و مرد استوار باشد” سرداد. و این نه اتفاقی بلکه از سر یک ضرورت و نیاز به تغییرات بنیادی مطرح شد. این یعنی نه به جمهوری اسلامی و نه به دخالت مذهب در زندگی انسانها.
این همان “نه” بزرگی شد که غاصبان انقلابِ به حق کارگران نفت، معلمان، دانش آموزان، کارمندان دون پایه ادارات و ستم دیدگان حلبی آبادهای حاشیه شهرها برای پایان دادن به عمر سلطنت پهلوی را متحد کرده بود. “نه” زنان ادامه حرکتی بود که راه را برای قیام بهمن همواره نموده بود. پرچم اسلامیزه کردن جامعه بحق از همان ابتدا مورد حمله وسیع زنان قرار گرفت و بعنوان جنبش سیاسی و نوین زنان بعنوان آنتی تز جنبش اسلامی متولد شد و در مقابل آن قد علم نمود.
با این حرکت تاریخی زنان، جنبشی به میدان آمد که هدفش پایان بخشیدن به عقب مانده ترین سنت های زن ستیز و مردسالار؛ تحت عنوان “دفاع از شرف و ناموس خانواده و همسر”، تجاوز به کودکان تحت عنوان مضحک “کودک همسری”، چند همسری، تجاوز، اسید پاشی و موجی از خشونت علیه زنان بود. رژیم اسلامی از همان ابتدا برای بقای خود دست به هر جنایتی زد. اما علیرغم خشونت و جنایت علیه زنان، این جنبش آزادی و برابری زن و مرد است که به یکی از نیروهای اصلی جامعه ایران در تحولات آتی بدل شد.
آنچه که در این این حرکت تاریخی زنان در ایران برجسته بود، برای اولین بار هدف این جنبش مستقیما متوجه قدرت سیاسی حاکم شد و سرنگونی آنرا بعنوان یکی از اهداف اولیه در دستور قرار گرفت. حرکتی که در نوع خود نه تنها در ایران بلکه در میان جنبش های زنان برای حقوق برابر بینظیر است. چرا که این جنبش ها هیچگاه به زیر کشیدن قدرت سیاسی را برای پایان دادن به ستم جنسی هدف مبارزات خود قرار نداده اند. از این منظر جنبش برابری طلبی در ایران جنبشی ضد حکومتی با گرایش قوی ضد نظام سرمایه داری است که برای دستبابی به خواست آزادی و برابری، در شراکت با دیگر ستمدیدگان مستقیما قدرت سیاسی را هدف خود قرار داده است. این خصوصت را می توان در کشمکش روزانه خیابانی زنان با مزدوران رژیم، در مبارزات دانشجویی و بسیار روشنتر در خیزشهای دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ در نقش رهبری کننده زنان بدرجات مختلف بروشنی دید.
رجوع به شعارهای حرکت تاریخی مارس (اسفند) ۵۷ و دوره بعد نشان میدهد که این جنبش ضد رژیم اسلامی و ضد نظام سرمایه داری، علیه نابرابری و علیه تبعیض است و در راستای خواستهای سوسیالیست ها و کمونیست ها قرار دارد.
ادامه دارد …
۱۹ فوریه ۲۰۲۶