برآیند اوضاع بحرانی در ایران
سعید یگانه
مجموعه ارکانهای “اقتصاد ایران” در بحرانی ترین شرایط به سر می برد و عواقب زیانبار آن را کارگران و اقشار ضعیف جامعه بر دوش می کشند. تمام شاخص های اقتصادی، نشان از تشدید تورم و گرانی سرسام آور است و مهار آن برای دولت و سرمایه داری ایران بشدت مشکل شده است. جنگ نظامی و اقتصادی میان دولتهای آمریکا و اسرائیل و ایران، مصائب و مشقات و درد و رنج مردم را تشدید و زندگی اکثریت مردم را با دشواری های فراوانی روبرو کرده است. یک دلار امروز از مرز ۲۶۰ هزار تومان عبورکرد و برخلاف آمارهای جعلی دولت نرخ تورم هم اکنون سه رقمی و قیمت دلار چهار رقمی خواهد شد و با این اوضاع به سرعت برق و باد بالا می رود. بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز ۲ میلیارد دلار اسکناس بی پشتوانه به بازار تزریق کرد اما اوضاع اقتصادی آنچنان بحرانی است و چشم اندازی برای کاهش تورم و مهار قیمت دلار و یا سقوط ریال وجود ندارد، نتوانست قیمت دلار را پائین نگه دارد و بنا به اخبار تنها ۲ ساعت نوسان محدودی را ایجاد کرده و قیمت دلار همان روز در ۲۵۷ هزار تومان ثابت ماند.
عرضه ارز به بازار از طرف دولت، ابزار اصلی سیاستهای اقتصادی دولتهای در حال بحران همچون جمهوری اسلامی برای مهار قیمت ارز است، وقتی چنین خبری فقط چند ساعت در بازار واکنش نشان می دهد، یعنی معامله گران روند تغیر و کاهش قیمت را باور ندارد و چشم اندازی برای کاهش قیمت وجود ندارد در نتیجه اطمینان به معامله وجود ندارد. بازار ارز ایران در سالهای اخیر بارها بسته های عرضه برای کنترل نرخ ارز را تجربه کرده است و تاثیر دراز مدت در کنترل قیمت بازار نداشته است. خود دولت آگاهانه از سوئی میخواهد قیمت ها و زندگی مردم را دلاری کند و از سوی دیگر با فروش دلار در بازار آزاد سود میبرد. حتماً برای قشر محدودی که دستی در بازار دارند و با دلار بازی می کنند، تزریق دلار به بازار دراین شرایط بسیار بحرانی جذاب و بهره مند است، اما برای اکثر مردمی که برای تهیه ابتدایی ترین امکان زندگی از مایحتاج اولیه تا دارو و درمان باید دوندگی کنند و به حداقلی از آن نیز دسترسی ندارند، گران شدن قیمت دلار، مستقیما بر سفره مردم تاثیر دارد، ریال را بی ارزش تر و سفره مردم را بی رونق تر می کند.
با تشدید تحریمها، محاصره حمل و نقل دریایی و هوایی دولت امریکا علیه ایران، تورم و گرانی را تشدید و مشقات اقتصادی مردم را بالا برده و هزینه این جنگ اقتصادی را مردم کارگر و اقشار ضعیف جامعه می پردازند. مرکز آمار ایران نرخ رسمی تورم در شهریور ماه امسال را ۷۳ و۶ درصد و تورم نقطه به نقطه در بازار را ۹۸ و ۸ درصد اعلام کرد. این آمار دروغین با محک بازار و نقطه به نقطه میدانی، آنجا که مردم برای خرید دست به جیب می برند بسیار بیشتر از این آمار جعلی است. وقتی مطابق آمار قیمت مواد غذایی ظرف یکسال ۱۲۷ درصد بالا رفته است، یعنی مردم نسبت به شهریور سال گذشته برای خرید کالاهای مورد نیاز و یکسان، بیشتر از ۹۰ درصد را باید هزینه کنند. و با بالا رفتن قیمت دلار نیز این قیمتها مرتب افزایش می یابد. این آمارها به روز نیست و دولت تلاش می کند با دادن این آمارهای جعلی تنش را در بازار کاهش دهد.
دولت چکار می کند؟
دولت جمهوری اسلامی که خود یک پای جنگ و ناامنی در ایران و منطقه است در مقابل تهدیدهای دولت ترامپ “یا توافق یا نابودی” بر طبل جنگ می کوبد و تهدید به مقابله و نابودی می کنند. اگر ایران نفت نفروشد دیگران هم نباید نفت ببفروشند. اگر رفت و آمد هوایی ایران محدود شود، کشورهایی که با امریکا در این طرد اقتصادی همراهی می کنند باید هزینه بدهند. در داخل، جمهوری اسلامی کاری جز تهدید مردم، ارعاب و دستگیری و اعدام ندارد و اخیرا اژه ای قاتل به دادگستری ها و دولت و نیروهای امنیتی و نظامی دستور داده که علیه زنان به میدان بیایند و “بساط برهنگی را جمع کنند”.
دولت جمهوری اسلامی در طول جنگ ضمن تشدید اختناق و سرکوب، دستگیری معترضین و فعالین سیاسی و اعدام روزانه دستگیر شدگان خیزش دی ماه، برای پیشبرد این سیاستهای جنایتکارانه علیه اکثریت مردم معترض و متنفر از رژیم اسلامی، “جانفدا” تربیت و سازمان می دهد، مدارس را به محل تاخت و تاز نیروههای بسیجی و تربیت بسیج در میان دانش آموزان تبدیل کرده اند. مرتب مردم را تهدید می کنند که هر معترضی از نظر آنان دشمن تلقی می شود و به آنها شلیک خواهد شد.
برآیند اوضاع بحرانی در ایران
اما حقیقت این است که در پس این همه تهدید و ارعاب، یک واقعیت انکار ناپذیر و پایدار نهفته است. مدتهاست که بعد از خیزشهای سرنگونی طلبانه اکثریت مردم به جان آمده علیه فقر و فلاکت، اختناق سیاسی و فرهنگی، نه دولت سرمایه داری و اسلامی ایران می تواند با این روش و سبک و سیاست به بقای خود ادامه دهد و نه مردم می توانند با این وضعیت کنار بیایند. سرکوب و ارعاب و اعدام تنها پاسخ رژیم اسلامی به شرایط بحرانی کنونی در مقابل اعتراض و نارضایتی مردم پایدار نخواهد بود و بقای رژیم اسلامی را نمی تواند برای همیشه تضمین کند. جمهوری اسلامی در بحرانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی دست و پا می زند و پاسخ آنان به مردم فقط تهدید وشاخ و شانه کشیدن است.
اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانان که کوچکترین چشم اندازی برای بهبود همه جانبه زندگی خود تحت حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نمی بینند، ساکت نخواهند شد و نمی توانند به این همه ستم و نابرابری معترض نباشند. در شرایطی که جمهوری اسلامی از شرایط جنگی برای پیشبرد سیاستهای جنایتکارانه خود علیه مردم نهایت استفاده را می کند، اما اعتراض و اعتصاب و نارضایتی در میان کارگران در مراکز صنعتی، در میان بازنشستگان و پرستاران و دانشجویان در دانشگاه ادامه دارد و تا پایان این جنگ نابرابر میان مردم و جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت. اوضاع بحرانی کنونی چشم انداز خیزش و تحولات جدیدی را نوید می دهد. مردمُ بخصوص زنان و جوانان می خواهند دست مذهب از زندگی سیاسی و فرهنگی آنان کوتاه شود. زنان آزادی و برابری میخواهند و خواهان رفع ستمهای طبقاتی و جنسیتی هستند. جوانان آینده و کار و رفاه و امنیت می طلبند و برای آن هزاران جوان در طول خیزشها از ۹۶ به بعد جان داده و شکنجه و زندانی شده اند. اکثریت مردم کارگر و زحمتکش و زن و جوان در ایران جمهوری اسلامی را نمی خواهند و خواهان پایان تبعیض و نابرابری و استثمارند و در کمین سرنگونی و جمع کردن بساط جمهوری اسلامی اند. حکومت سرمایه داری و اسلامی ایران کوچکترین مشروعیتی پیش اکثریت مردم ایران ندارد. رژیمی که چیزی جز تفنگ و گلوله به جای نان، و سرکوب و تهدید بجای رفاه و آسایش و امنیت برای مردم ندارد، وصله ناجوری بر جامعه است که باید از ریشه کنده و برانداخته شود.
۲ اکتبر ۲۰۲۶
See less

