اسناد پايه اي حزب مقالات

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست پلاتفرم: نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی!

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
پلاتفرم: نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی!
(مصوب دفتر سیاسی حزب به اتفاق آرا)
فقر دیگر فقط سایه‌ای بر زندگی طبقه کارگر و مردم در ایران نیست؛ وقتی که خط فقر برای یک خانوار متوسط در کلان‌شهرهااز مرزهای غیرقابل تحمل عبور کرده، به وضوح میلیون‌ها نفر از کارگران ،کارمندان، معلمان پرستاران و بازنشستگان در شرایطی تکان دهنده تر با فقر دست و پنجه نرم میکنند. زندگی زیر خط فقر به واقعیت هر روزه زندگی ده‌ها میلیون انسان تبدیل شده است. میلیون‌ها کارگر، با وجود یک ماه کار، قادر به تامین ابتدایی‌ترین هزینه‌های زندگی نیستند. داشتن کار نیز به معنای رهایی از فقر نیست.
بازنشستگان نیز که حاصل یک عمر کارشان باید امنیت و آسایش دوران سالمندی باشد، با مستمری‌هایی به‌ مراتب پایین‌تر از هزینه واقعی زندگی، برای تامین خوراک، مسکن و به‌ ویژه هزینه‌های فزاینده درمان زیر فشار خرد کننده‌ای قرار گرفته‌اند. داشتن کار نباید مترادف با فقر باشد و بازنشستگی نباید آغاز دوره تازه‌ای از محرومیت باشد.
در سوی دیگر، نسل جوان با بیکاری و آینده‌ای نامطمئن روبرو است. بخش بزرگی از جوانانی هم که “شاغل” محسوب می‌شوند، به کارهای موقت، قراردادی، بدون بیمه و با درآمدهای ناچیز رانده شده‌اند. از کارگری که مزدش کفاف زندگی را نمی‌دهد تا جوانی که کاری پیدا نمی‌کند، از بیکاری که از بیمه بیکاری مکفی محروم است تا بازنشسته‌ای که پس از یک عمر کار هنوز ناچار است برای گذران زندگی کار کند، یک واقعیت مشترک وجود دارد: درآمد اکثریت عظیم جامعه از هزینه یک زندگی انسانی به‌شدت عقب مانده است.
گرانی این شکاف را هر روز عمیق‌تر می‌کند. تورم قیمت مواد غذایی در مقاطعی به حدود ۹۸ درصد رسیده است. برای میلیون‌ها خانواده کارگری و بازنشسته، فقر دیگر فقط محرومیت از رفاه نیست؛ به معنای کوچک‌تر شدن سفره، حذف مواد غذایی ضروری، عقب انداختن درمان، ناتوانی در پرداخت اجاره و زندگی دائمی زیر فشار بدهی است. این تصویر جامعه‌ای است که در آن کارگر از دستمزدش نمی‌تواند زندگی کند، جوان کار پیدا نمی‌کند، بیکار از تامین اجتماعی محروم است و بازنشسته پس از یک عمر کار هنوز امنیت معیشتی ندارد.
اما فقر و بیکاری بخش لاینفک نظم استثمارگر سرمایه‌داری است. عمق و گستردگی تباهی‌آور آن در جامعه ایران محصول مستقیم سرمایه‌ داری متکی به کار ارزان و استبداد خشن حاکم است. جمهوری اسلامی، به مثابه یکی از خشن‌ترین و ستمگرترین حکومت‌های سرمایه ‌داری معاصر، نزدیک به نیم قرن است که با تحمیل دستمزدهای ناچیز، بیکاری گسترده و محرومیت از تامین اجتماعی، زندگی طبقه کارگر و اکثریت عظیم مردم را به لبه پرتگاه کشانده است. جامعه ایران ثروت کم ندارد؛ آنچه کم است سهم کارگران و مردم از ثروتی است که خود تولید کرده‌اند.
در بطن این شرایط سخت، تحریم‌های اقتصادی و جنگ ویرانگر و ارتجاعی بر فقر و محرومیت موجود افزوده‌اند. جنگ و تحریم سرمنشأ اصلی این فقر نیستند، اما بر زمینی فرود آمده‌اند که از پیش با کار ارزان، بیکاری، گرانی، فقدان تامین اجتماعی و سقوط سطح زندگی مردم آماده شده بود. تحریم‌های اقتصادی و جنگ، فشار تازه و سنگینی بر مردمی وارد کرده‌اند که پیش از آن نیز زیر بار فقر و محرومیت قرار داشتند.
میلیون‌ها بیکار و بی‌مسکن، کارتن ‌خواب و کودک کار، آوارگان و مصدومان جنگی و جمعیت عظیمی که از بیمه‌های اجتماعی و درمانی مکفی و امکانات مناسب معیشتی، بهداشتی و پزشکی محروم‌اند، تصویری از ابعاد تکان ‌دهنده این وضعیت‌اند. گسترش فقر، بیکاری و محرومیت، زندگی و سلامت میلیون‌ها انسان را به مخاطره انداخته است.
جمهوری اسلامی می‌کوشد به بهانه جنگ و تحریم، تعرضی باز هم گسترده‌تر به معیشت طبقه کارگر و مردم محروم تحمیل کند. در همان حال، تحریم اقتصادی و جنگ عملا در راستای سیاست به فقر و فلاکت کشاندن جامعه عمل میکند. کارگران و مردم نباید نه هزینه بقای جمهوری اسلامی را بپردازند و نه هزینه جنگ و سیاست قدرت‌های سرمایه‌داری را.
نقشه‌های ضدانسانی قدرت‌ها و دولت‌های سرمایه‌داری جهانی و جمهوری اسلامی در ایران پذیرفتنی نیست. برای به شکست کشاندن طرح‌های انباشته از استثمار، ستم، جنگ و محنت سرمایه‌داری، تنها راه موثر، ایستادگی و مبارزه سازمان ‌یافته و هدفمند طبقه کارگر و مردم تحت فشار است.
در تداوم اعتصابات کارگری، مبارزات بخش‌های معترض جامعه و خیزش‌های بزرگ سال‌های گذشته، و مشخصا خیزش اعتراضی سراسری به دنبال قتل ژینا (مهسا) امینی، به میدان آمدن دوباره کارگران، زنان، جوانان، بازنشستگان و مردم متنفر از وضع موجود و جمهوری اسلامی در چشم‌ انداز است. حکومت اسلامی سرمایه در ایران می‌تواند و باید با نیروی مبارزاتی و سازمان ‌یافته کارگران و مردم تشنه رهایی به زیر کشیده شود.
۱-نه به فقر و بیکاری؛ برای تامین معیشت و رفاه همگانی!
جنبش طبقه کارگر و جنبش توده‌ای رادیکال در نبردی مستمر برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و ساقط کردن کامل بورژوازی از اریکه قدرت در تلاش‌اند. این پاسخ جنبش آزادیخواهانه ما برای پایان دادن به مصائب ناشی از حاکمیت سرمایه‌داری و جمهوری اسلامی است.
این هدف پایه‌ای و استراتژیک طبقه کارگر در هر مقطع در عرصه‌های مشخص مبارزه جاری می‌شود. در شرایط کنونی، مقابله جنبش طبقه کارگر و جنبش اعتراضی توده‌ای با تعرض به سطح زندگی مردم، حول شعار “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی”، یکی از عاجل‌ترین عرصه‌های مبارزه است.
مسئله فوری میلیون‌ها انسان روشن است: دستمزدی که هزینه یک زندگی انسانی را تامین کند؛ مستمری مکفی برای بازنشستگان؛ کار یا بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده به کار؛ تامین مسکن، درمان، آموزش و برخورداری همگان از یک زندگی شایسته. هیچ انسانی نباید به دلیل بیکاری گرسنه بماند؛ هیچ کارگری نباید با وجود کار کردن فقیر باشد؛ و هیچ بازنشسته‌ای نباید پس از یک عمر کار برای تامین نان، مسکن و درمان در تقلا باشد.
بر این اساس فراخوان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست این است:
۲- جنبش سازمان‌یافته و هدفمند “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی” را به میدان بکشیم!
فصل مشترک بخش عمده اعتصابات و اعتراضات کارگری، مبارزات بازنشستگان، معلمان،پرستاران، و جنبش‌های اعتراضی چون جنبش آزادی زن، جنبش دانشجویی و نسل جوان، ایستادگی در مقابل تحمیل فقر، گرسنگی و بیکاری است. اکنون وقت آن است که با ابتکار شبکه رهبران پیشرو کارگری، بخش‌های مختلف این مبارزه را متحد و همگام، آگاهانه و سازمان‌یافته، با خواست و شعار محوری “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی” و شعارهایی چون “فقر نمی‌خواهیم، جنگ نمی‌خواهیم” به میدان آورد.
نیروی فعال و ستون فقرات چنین صف‌ بندی مبارزاتی، جنبش طبقه کارگر است. فراخوان ما این است که رهبران و پیشروان آگاه جنبش کارگری و کمونیست‌های طبقه کارگر، با ابتکار، خلاقیت، همگامی و اتکا به پلاتفرمی روشن و سازماندهی موثر، هدایت و رهبری این جنبش را به دست بگیرند. اتحاد کارگران شاغل و بیکار حول خواست اساسی “کار یا بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده به کار” باید به یکی از پایه‌های این مبارزه تبدیل شود. کارگر شاغل و بیکار دو بخش جدا از یکدیگر نیستند. بیکاری گسترده وسیله‌ای برای ارزان نگه داشتن نیروی کار و تحمیل شرایط سخت‌تر به کل طبقه کارگر است. اتحاد کارگران شاغل و بیکار، قدرت هر دو را افزایش می‌دهد.
بازنشستگان، معلمان، دانشجویان و جنبش آزادی زن نیز بخشی جدایی‌ ناپذیر از همین صف مبارزه‌اند. خواست تامین مستمری متناسب با هزینه واقعی زندگی، درمان و خدمات اجتماعی مکفی و یک زندگی شایسته باید در کنار مطالبات کارگران شاغل و بیکار قرار گیرد. فقر میلیون‌ها انسان را جداگانه گرفتار می‌کند؛ مبارزه علیه فقر باید آنان را متحد کند.
۳- مجامع عمومی و شوراها را باید سازمان داد!
پیشروی جنبش “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی” در گرو اتحاد و تشکل توده‌ای آن است. سازماندهی مجامع عمومی و ایجاد شوراها در هر مرکز کار و رشته کارگری، در محلات و شهرها، در مبارزه علیه بیکاری و در بطن جنبش‌های اجتماعی رادیکال، یک ضرورت فوری است.
گسترش جنبش مجامع عمومی و تقویت جنبش شورایی، پایه اصلی متشکل شدن و قدرتمند شدن این مبارزه است. مجمع عمومی جایی است که اعتراض پراکنده به اراده جمعی و نیروی متشکل تبدیل می‌شود. لازم است رهبران و فعالان کمونیست جنبش طبقه کارگر و اردوی انقلابی، هر جا که هستند، در مراکز کار و رشته‌های کارگری، در محلات، مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها، در میان نسل جوان محروم از کار و معیشت و در میان توده عظیم بیکاران، ابتکار سازماندهی مجامع عمومی و شوراها را به دست بگیرند.
سازماندهی شوراها و گسترش جنبش شورایی یک ضرورت حیاتی برای پیشبرد مبارزه این دوره و مبارزه علیه فقر و بیکاری است. کارگران و مردم معترض باید بتوانند مستقیما گرد هم آیند، تصمیم بگیرند، نمایندگان خود را انتخاب کنند و نیروی جمعی خود را سازمان دهند. اعتراض هنگامی به قدرت اجتماعی تبدیل می‌شود که متشکل شود.
۴- جنبش “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی” بخش لاینفک نبرد برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ساقط کردن حاکمیت بورژوایی است!
هدف مستقیم و فوری جنبش “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی”، به شکست کشاندن تعرض اقتصادی و سیاسی حکومت اسلامی و ایجاد بهبود جدی و سریع در شرایط کار و زندگی طبقه کارگر و تامین معیشت مردم محروم جامعه ایران است.
هر قدم پیشروی این جنبش در گرو عقب راندن جمهوری اسلامی است. هر افزایش دستمزد و مستمری، هر قدم در جهت تامین بیمه بیکاری، مسکن، درمان و آموزش و هر عقب‌نشینی که به جمهوری اسلامی تحمیل شود، هم زندگی امروز مردم را بهبود می‌بخشد و هم قدرت و اعتماد به نفس جنبش طبقه کارگر و اردوی آزادیخواه و برابری ‌طلب را افزایش می‌دهد.
اما بهبود بنیادی و پایدار شرایط زندگی کارگران و مردم در گرو به زیر کشیدن حاکمیت جمهوری اسلامی و پایان دادن به نظام سرمایه ‌داری است. به این ترتیب جنبش “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی” بخش لاینفک جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و مبارزه برای آزادی و برابری است. مسئله فقط نان امروز نیست؛ مسئله این است که چه کسی ثروت جامعه را تولید می‌کند، چه کسی آن را در اختیار می‌گیرد و چه کسی درباره زندگی میلیون‌ها انسان تصمیم می‌گیرد.
فراخوان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست این است:
با سازماندهی جنبش قدرتمند “نه به فقر و بیکاری، تامین معیشت و رفاه همگانی”، تعرض اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری حاکم و جمهوری اسلامی را به شکست بکشانیم. کارگران شاغل و بیکار، بازنشستگان، زنان، جوانان و همه مردم تحت فشار را حول خواست تامین یک زندگی انسانی متحد کنیم. مجامع عمومی و شوراها را برپا کنیم و نیروی متشکل طبقه کارگر و مردم آزادیخواه را برای تحقق آزادی، برابری و رفاه همگانی به میدان بیاوریم.
جامعه‌ای که ثروتش را کارگران می‌سازند، نباید جامعه فقر، گرسنگی و بیکاری باشد.
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

مهر ۱۴۰۵ – اکتبر ۲۰۲۶

See less