آفریقا و کودتاهای نظامی
جلال محمودزاده
آیا کودتای نظامی به عنوان یکی از شگردهای دوران جنگ سرد دوباره به صحنه آمده؟
از سال ٢٠٠٣ قریب ٢٠ کودتای نظامی اکثرا به فرجام رسیده در آفریقا, آسیا و آمریکای جنوبی به وقوع پیوسته است.از این تعداد ١٣ کودتا در آفریقا اتفاق افتاده که در وهله اول مورد توجه قرار میگیرد.در ٧ سال گذشته از ١٢ کودتای نظامی ١٠ کودتا در آفریقا بوده و از سال ٢٠٢١ یعنی در عرض ٣ سال هشت کودتا را آفریقا به اسم خود ثبت کرده است.
این آمار و همچنین صرف مقایسه این آمار با آمار کودتاهای دوران جنگ سرد از سال ١٩٦٠ تا ٢٠٠٠ زنگ خطری است که نشان میدهد کشورهای افریقایی به چه ورطه وحشتناکی کشیده میشوند. در ٤٠ سال جنگ سرد جمعا ٢٠ کودتای نظامی در جهان اتفاق افتاده. آسیا ١١–اروپا ٣– آفریقا ٣ وآمریکای جنوبی ٣.
میتوان گفت آندوره تمرکز کودتاهای نظامی در آسیا بوده است ولی در ٢٠سال گذشته اولا کودتاهای نظامی به همان اندازه چهل سال دوران جنگ سرد بوده و بیشتر به آفریقا متمرکز شده. ثانیا پریود زمانی آن کوتاهترمیشوند. در این میان کودتا در سودان از یک طرف و کودتاهای زنجیره ای چهار کشور همسایه نیجر– مالی– گیونیا و بورکینا فاسو از ٢٠٢١ تا ٢٠٢٣ از طرف دیگر جلب توجه میکند.
سودان
در سال ٢٠١٩ عمر البشیر حاکم سودان در پی کودتای ارتش و «نیروهای پشنیبانی سریع» سرنگون شد. اعتراضات مردم و اتحادیه های کارگری آغازگر این سرنگونی بودند. ولی ارتش برای جلوگیری از شدت اعتراضات پیش دستی کرد و با کودتا مسیر اعتراضات را به بیراهه برد. ارتش همراه نیروهای پشتیبانی سریع دولتی حکومت موقت را بدست گرفتند و اعتراضات مردمی و اتحادیه های کارگری را از صحنه سیاست عقب راندند.
از ماه آوریل ٢٠٢٣ بر پایه اختلافات دو نیروی کودتا جنگ خانمان سوزی تمام سودان را در گرفت.طبق گزارش سازمان امداد رسانی « سیو–کودکان» در خارطوم پایتخت سودان از ماه مه تا سپتامبر ١٢٠٠ کودک از گرسنگی و بیماری جان خود را از دست دادند. از ٨٩ بیمارستان خرطوم ٧١ بیمارستان از کار افتادند.
سازمان ملل اعتراف گرده ٤٠ درصد مردم سودان یعنی ٢٠ میلیون نفر در معرض گرسنگی هستند. از آغاز جنگ تا آخر سال گذشته ١٢٠٠٠ نفر کشته شده اند و ٣٣٠٠٠ نفر زخمی و ٦,٨ میلیون آواره شده اند. سازمان کمک رسانی نروژی این آمار را ٩ میلیون نفر در سال جاری اعلام میکند. دو سوم آوارگان را کودکان تشکیل میدهد. در میان نزدیک به هفت میلیون آواره جنگی بیشتر از ١١٠٠٠٠ زن باردار علاوه بر فلاکت آوارگی و گرسنگی باید با این مشکل هم با خود کلنجار بروند.طبق گزارش سازمان ملل فقط در منطقه دارفور در شرق سودان ١٥٠٠٠ نفر در پی جنگ دو نیروی دولتی جان خود را از دست داده اند.
جمهوری اسلامی از ارتش پشتیبانی میکند و امارات از طرف مقابل نیروهای پشتیبانی سریع بخش اعظم خرطوم را در تصرف داشتند. ارتش به کمک مستشاران و پهپاد های ایرانی اخیرا دست بالا را دارد و بیشترین مناطق را پس گرفته است. بقیه مناطق سودان هنوز در اختیار نیروهای پشتیبانی سریع است و همچنین چهار نیروی مخالف ارتش از جمله القاعده مناطق کوچکتری را کنترل میکنند.جمهوری اسلامی اخیرا دوباره سفارت خود را در خارطوم دایر کرده است. غیر از ایران دولت چین هم از عمر البشیر پشتیبانی میکرد. روسیه هم پنهانی دستی در کار داشت ولی بخاطر جنگ در اکراین بیشتر ایران را در آن در گیر کرده است.
چرا دنیا در برابر این فجایع انسانی ساکت است؟ چرا در حالیکه وسعت جنایت و کشتار دسته جمعی و گرسنگی و آواره گی در سودانکه به مراتب از فجایع جنگ در اوکراین و نسل کشی در غزه بیشتر است،همه ساکتند؟
موضع دولتها و بخصوص دول غربی را متوجه ام. در سودان موجودیت ناتو و اسراییل بخطر نیفتاده. آنجا مسیر لوله های انتقال نفت و گاز به اروپا نیست.آنجا فقط آدمها زندگی میکنند و خاصیت بیشتری برای غرب ندارد.
ولی کجا هستند آن نیروی سومی که به اعتراض به جنگ در اوکراین و نسل کشی در غزه خیابانهای شهرهای غرب را تسخیر کند؟
کمربند کودتا
این نامی است که دول غربی برای چهار کشور آفریقایی همسایه « نیجر– مالی– گیونیا و بورکینا فاسو» بکار میبرند که در آنها عرض دو سال اخیر به دنبال هم کودتای نظامی اتفاق افتاده است.
نیجر با ٢٤ میلیون جمعیت فقیرترین کشور جهان محسوب میشود. آخرین ريیس جمهور آن محمد بازوم یک معلم فعال اتحادیه ای و از حزب «دمکراسی و سوسیالیسم » بود که ٢٠٢١ انتخاب شد. سال ٢٠٢٣ با کودتای نظامی کنار گذاشته شد. سن متوسط جمعیت نیجر ١٥ سال است و قریب ٥٠% جوانان بیکار هستند.علیرغم این در آخر لیست کمک مالیسازمان ملل قرار دارد. دو کشور کوچکتر دیگر یعنی گیوتیا و بورکینا شرایط بهتری نسبت به نیجر ندارند.
کشورمالی نفش بسزایی در این کمربند کودتا دارد.اوایل سال ٢٠٢١ارتش کودتا میکند. ريیس ارتش هر چند در کشورهای اروپایی و امریکا تربیت شده ولی میانه خوبی هم یا روسیه داشته.
فصل مشترگ تاریخی و اجتماعی این چهار کشور کار را برای روسیه آسانتر کرد تا کودتاهای پی در پی در عرض سه سال با همکاری پنهانی چین سازماندهی کند.
هر چهار کشور جزو کشورهای مستعمره فرانسه بوده اند. بعد از استقلالهای دهه شصت فرانسه نفوذش را به طرق دیگر در این منطقه حفظ کرده بود. در قالب دمکراسی سالها به استخراج منابع طبیعی مثل طلا و الماس و اورانیوم پرداخته است. دول آلمان و آمریکا هم شریک بوده اند. چند سال اخیر به نام دمکراسی و مقابله با اسلامیستها فرانسه و آلمان نیروی نظامی زیادی در آنجا مستقر کردند. بعد از کودتا و حضور نیروهای واگنر روسیه در مالی مجبور شدند آنجا را ترک کنند.
در زمینه اعتراضات مردم در اثر فقر و بیکاری و گرسنگی، روسیه توانست فضای ضد غربی بخصوص ضد فرانسوی ایجاد کند تا کودتاها با دردسر کمتری به سرانجام برسد. مردم ریشه فقر و فلاکت خود را در استعمارفرانسه و دولتهای محلی حامی غرب میدانند. علاوه بر اینها تاخت و تاز وحشیانه گروههای اسلامی باعث شده اعتراضات مردمی نتواند جایگاه تعیین کننده ای در سیاست این مناطق پیدا کند. در این زمینه سیاسی و اجتماعی است که روسیه امکان یافته به معنی دقیق کلمه کودتاهای روسی مدل سالهای جنگ سرد را دوباره سازمان دهد.
آفریقا متاسفانه آبستن کودتاها و ضد کودتاهای بیشتری است. در سایه این کودتاها جنگهای بیشتری به مردم تحمیل شده و خواهد شد.آفریقا از یک طرف میدان تاخت و تاز روسیه و چین این ابرقدرتهای تازه به دوران رسیده و از طرف دیگر مدعیان و وارثان سنتی دوران استعماری یعنی دول اروپایی و آمریکا شده است. هر جایی روسیه و چین جا خوش میکنند،جمهوری اسلامی را هم بدنبال خود یدک میکشند. و هر جا جمهوری اسلامی ایران پا میگذارد گروههای تروریستی اسلامی خود را براه میاندازد.
این تغییرتناسب قوای سیاسی و نظامی در آفریقا به موازات جنگ در اکراین, غرب را غافلگیر کرده است. به همین خاطر در بیانیه کنفرانس ٧٥سالگی ناتو، بخشی از کشورهای آفریقایی به دایره «کشورهای نامطلوب» اضافه شده که با نظم جهانی مبنی بر قانونغرب دیگر خوانایی ندارند. آنان این بخش از آفریقا را کمربتد کودتا نامیده اند.
***