محاکمه خامنهای و سران جمهوری اسلامی
برای عدالت، حقیقت و رهائی اجتماعی
در دیماه ۱۴۰۴، بدور از چشم جهان، بدستور خامنهای یک هولاکاست اسلامی صورت گرفت. شهرهای ایران، خیابانها، خانهها، همهجا بوی خون و مرگ میدهد. جامعه هنوز در سوگ سنگین و شوک و بُهت این جنایت عظیم است. آنچه در هفتههای اخیر بر مردم تحمیل شد، یک “حادثه” یا “افراط” نبود. ادامه سیاستی است که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال با آن حکومت کرده است: سیاست کشتار، ارعاب و قتل عام!
از اعدامها و قتلعام سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ و دهه ۶۰ تا سرکوبهای سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و کشتار جمعی دیماه ۱۴۰۴، یک منطق واحد حاکم بوده است. این منطق، ساختاری و سازمان یافته است و در رأس آن علی خامنهای قرار دارد؛ نه صرفاً بعنوان یک فرد، بلکه بعنوان محور و تضمین کننده حکومتی که جنایت علیه مردم را سیاست رسمی خود کرده است.
از دل این واقعیت، یک ضرورت تاریخی سر برمیآورد: محاکمه علی خامنهای و تمامی سران و عاملان جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه مردم. این پرچم، خواست انتقام نیست. ما اعدام نمیخواهیم. ما شکنجه نمیخواهیم. ما حبس ابد و دادگاههای چند دقیقهای نمیخواهیم. ما خواهان عدالت هستیم. عدالتی علنی، مستند، پاسخگو به جامعه و در برابر افکار عمومی جهان. عدالتی که منطق مرگ را بازتولید نکند و قانون جلادان را به تاریخ توحش بسپارد.
دادگاههای مردمی و علنی، پیش از آنکه صرفاً محل داوری باشند، کارگاههای کشف و ثبت حقیقتاند. جامعه باید تمام ابعاد این جنایتها را ثبت کند: تمام کسانی که دستور دادند، تمام کسانی که اجرا کردند، و تمام کسانی که توجیه کردند. نامها، نقشها، زنجیره فرماندهی، شیوههای سرکوب، قربانیان، زمانها و مکانها باید ثبت شوند. نه برای بایگانی سرد، بلکه برای آنکه جامعه بداند چه بر سرش آمده است. حقیقت شرط عدالت است، و عدالت شرط رهایی.
در این مسیر، برگزاری دادگاههایی از جنس دادگاه راسل یک ضرورت فوری است. نه جایگزین عدالت فردای سرنگونی، بلکه مقدمه آن. این دادگاهها حافظه جمعی را سازمان میدهند، مصونیت جنایتکاران را درهم میشکنند و اعلام میکنند که دوران بیپاسخ ماندن جنایت پایان یافته است. این دادگاهها ابزار گسست آگاهانه جامعه از گذشته خونین خود هستند. تاریخی که قرار نیست تطهیر یا دفن شود، بلکه باید بیواسطه گفته، داوری و از نو نوشته شود.
محاکمه سران جمهوری اسلامی، در رأس آنها علی خامنهای، یک خواست فراگیرِ انسانی، آزادیخواهانه، اخلاقی و اجتماعی است. نه برای انتقام، بلکه برای حقیقت، برای عدالت، و برای برخاستن جامعهای که دیگر نمیخواهد قربانی بماند. جامعهای که کودکانش را در سردخانهها میشناسد و مادرانش بر خاک تازه نام فرزندانشان را زمزمه میکنند، اگر حقیقت را به دادگاه نکشاند و جنایت را داوری نکند، نه فقط عدالت، که انسانیت خود را از دست خواهد داد.
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!
جنایتکاران حساب پس خواهند داد!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
۳ بهمن ۱۴۰۴ – ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶




