در باره تحولات در کردستان سوریه
گفتگو با صالح سرداری و همایون گدازگر
کمونیست هفتگی: اخیرا شاهد آغاز حملات گسترده به مناطق خودگردان در شمال سوریه (روژاوا ) هستیم. با استناد به اظهارات صالح مسلم از رهبران روژاوا دلیل این تنش ها عدم تمكین به درخواست آمریكا مبنی بر مشاركت در جبههای خاص (مانند تقابل با گروههای حشد الشعبی ) عنوان شده است. تا چه حد این عامل را ریشه اصلی حملات میدانید و آیا دلائل پنهان دیگری در این میان نقش دارند؟
صالح سرداری: ما سیاست آمریكا و دول غربی مبنی بر تشكیل ائتلاف یا همكاری و كمك به دولت ها و احزاب و گروههای مختلف را در صد سال اخیر در اقصی نقاط دنیا شاهد بوده ایم. آنها غیر از منافع خود مطلقاً چیز دیگری را در نظر ندارند. آنچه كه صالح مسلم بیان داشته، بارها و بارها اتفاق افتاده است. آنچه دول غربی و امریکا به آن پایبند نیستند اخلاق و تعهداتی است كه در ابتدا قولش را میدهند. این بار در كردستان سوریه این اتفاق افتاد. بعد از اینكه در ائتلاف با نیروهای سوریه دمكرات برای مقابله با داعش هم پیمان شدند و توانستند با كمك این نیرو داعش را شكست بدهند، كه البته به قیمت خون بیش از ده هزار جنگجو تمام شد. در نهایت آنها بر بخشی از چاههای نفت در این مناطق دست پیدا كردند و آن را به غارت بردند.
در دو سه سال گذشته و بعد از جنگ اسرائیل و حماس و تحولاتی كه به شكست دولت و احزاب و گروههای نزدیك به جمهوری اسلامی منجر شد دولت بشار اسد هم سقوط كرد. آمریکا و غرب به سراغ محمد جولانی (احمد الشرع) تروریست كه جایزه ده میلیون دلاری برای دستگیر كردن و یا كشتن او تعیین كرده بودند، رفتند و او را بعنوان رئیس جمهور سوریه تعیین كرده و به كأخ سفید هم دعوت شد. اما منازعه امریكا و اسرائیل با گروههای طرفدار جمهوری اسلامی بخصوص نیروهای حشدالشعبی در عراق ادامه داشت. میخواهند این گروه مسلح كه تحت نفوذ بلامنازع جمهوری اسلامی قرار دارد را از بین ببرند. همانطوریكه صالح مسلم گفته از آنها خواسته اند برای سركوب حشدالشعبی وارد جنگ با آنها شوند. اما رهبری نیروهای نیروهای سوریه دمكرات نپذیرفتند. بهمین خاطر آمریكا كه تاكنون اجازه نداده بود نیروهای سپاه ملی سوریه كه اكثرا تروریست های داعش و القاعده و جبهه النصر آن را تشكیل میدهند به مناطق تحت حاكمیت نیروهای سوریه دمكرات حمله كنند. بمحض اینكه با تقاضای امریكا موافقت نشد، به سپاه ملی سوریه برای حمله به مناطق تحت حاكمیت نیروهای سوریه دمكرات چراغ سبز دادند و احمد شرع هم فرمان حمله را رو به نیروهای خود صادر كرد و جنگ و درگیری شروع شد. در هنگام جنگ و حمله به مناطق تحت حاكمیت سوریه دمكراتیک، این نیروها به آمریكا جهت جلوگیری از حملات سپاه ملی سوریه مراجعه كردند، تؤم باراك نماینده ترامپ إظهار داشت كه همكاری مابین ما و شما به اتمام رسیده است و كاری از دست ما ساخته نیست.
کمونیست هفتگی: آیا معتقدید تكیه بر ائتلاف و همسویی با آمریكا یك اشتباه استراتژیك در محاسبات رهبری این جریان بوده است؟ با توجه به تجربیات تاریخی، آیا این تغییر موضع ناگهانی آمریكا قابل پیش بینی نبود؟
صالح سرداری: همانطوریكه در جواب سوال قبلی اشاره كردم، قطعا هر نوع همسویی یا همكاری با دول غربی بخصوص آمریكا با توجه به نمونه های فراوانی كه اتفاق افتاده، یك اشتباه فاحش است. در این رابطه میتوان به موارد متعددی اشاره كرد. در سال ١٣٧٥ میلادی كه جنبش كردستان عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی علیه دولت عراق در جریان بود و از قدرت زیادی هم برخوردار بود، بخاطر اختلافات مرزی بین دولت عراق و شاه ایران، مورد حمایت شاه و آمریكا قرار گرفت. اما بعد از یكسال كه ایران و عراق به توافقاتی رسیدند، شاه ایران به ملامصطفی اطلاع داد، دیگر از شما حمایت نمیكنیم و شما نباید به مبارزه علیه دولت عراق ادامه دهید. در نتیجه این وضعیت ظرف چند روز دهها هزار نیروی مسلح حزب دمكرات كردستان عراق، اسلحه های خود را تحویل داده و شكست بزرگی متحمل شدند.
نمونه دیگر افغانستان است. بعد از حمله امریكا به طالبان در افغانستان و روی كارآمدن نیروهای تحت حمایت امریكا در طی چند سال مجدداً امریكا به دولت افغانستان پشت كرد و نیروهای خود را از آنجا خارج كرد و دولت مورد حمایت خود را تنها گذاشت و طالبان قدرت را در افغانستان بدست گرفت و مردم زیر فشار یک مشت تروریست اسلامی زندگی میکنند. نمونه دیگر، حمایت دولت شوروی در دوران استالین از تشكیل جمهوری مهاباد بود که بعد از مدتی بخاطر منافع دولت وقت شوروی، از حمایت قاضی محمد و یارانش دست برداشت، ارتش دولت ایران به مهاباد حمله کرد و قاضی محمد و چند نفر دیگر را اعدام و جمهوری مهاباد را به شكست كشاندند.
بهرحال با توجه به قدرت نظامی و امكانات اقتصادی قدرت های امپریالیستی و تبلیغات كركننده، این را به اكثریت مردم دنیا قبولانده اند كه بدون حمایت یكی از این قدرت های جهانی هیچ مبارزه ای به پیروزی نمیرسد و به این شکل مردم را چشم انتظار حمایت و پشتیبانی که هرگز رخ نمیدهد نگه میدارند. مردم و جنبش های موجود نباید این سراب کمک و پشتیبانی را به مثابه واقعیت بپذیرند. نمونه های بسیاری را هم میتوان اسم برد كه بدون دخالت دول غربی موفق شده اند مبارزه خود را به سرانجام برسانند. اما همانطوركه اشاره كردم، تمام جنبشهایی كه چشم براه کمک قدرت های امپریالیستی بوده اند و بنوعی در روند این مبارزات دخالت كرده اند به شكست انجامیده است.
کمونیست هفتگی: آیا دگرگونی در بدنه قدرت سوریه، سقوط دولت بشار اسد و روی کارآمدن ساختار جدید به رهبری احمدالشرع و تلاش برای ایجاد یک دولت متمرکز را میتوان عامل اصلی بازنگری در سیاستهای آمریکا نسبت به نیروهای سیاسی کُردستان دانست؟ ناسیونالیزم کُرد همواره نگاهی خوشبینانه به حمایتهای غرب و آمریکا داشته است. آیا بحران فعلی در کردستان سوریه میتواند پایانی بر این سراب حمایتی باشد و منجر به یک بازنگری کلی در رفتار سیاسی نیروهای کُردستان شود؟
همایون گدازگر : پراگماتیسم همواره یک وجه سیاستهای آمریکا نسبت به برخورد به حوادث گوناگون بوده است، به این معنا منافع پایه ای آنها در هر دوره قطب نمای برخوردشان به تحولات در جوامع گوناگون است. اینجا هم در خاورمیانه همین قانون حکم می راند. تجربه تاریخ صد ساله در این منطقه و نمونه های پشتیبانی و چرخش و عدم پشتیبانی در مورد حکومت شاه ایران و افغانستان قبل از طالبان و حتی عراق و لیبی گواه این واقعیت هستند. البته شرایط و تعادل قوای وقت در جهان و منطقه در کندی و سرعت این سیاست معامله گرانه آمریکا و غرب تاثیر داشته است. به این معنی که در شرایط امروز که سرمایه داری و فاشیست در حمله به تمامی دستاوردهای بشریت افسار گسیخته است و حتی به عهد و پیمانهای درونی خانواده دولتهای سرمایه داری هم پابند نیست، قربانی کردن جنبش های کوچک و منطقه ای در راستای منافع درازمدت تر یک نرم شناخته شده سیاست آمریکا است. اگرچه در گذشته فقط کمونیستها این ریاکاری را افشا میکردند، امروز دوستی دروغین قدرتهای بزرگ در برابر جنبشهای مدنی و آزادیخواهانه به بخشی از خودآگاهی مردم در بیشتر جوامع تبدیل شده است.
مورد کردستان سوریه فقط تکرار این سیاست ریاکارانه است، که البته حزب ما در مورد آن همواره هشدار داده و برای ما این تراژدی قابل پیش بینی بود. توم باراک نماینده آمریکا در منطقه صراحتا اعلام کرد که آنها دیگر هیچ تعهدنامه ای با نیروهای سوریه دمکراتیک ندارند. خیلی واضح اعلام کرد ارزش مصرف اینها تمام شده است و اکنون آمریکا طرفدار یک دولت مرکزی قدرتمند است. دولت قدرتمندی که یکی از مخالفان مشترک آمریکا و نیروهای کرد سوریه در زمان مبارزه با داعش سرکرده و رئیس جمهور آن است.
بهرحال برخلاف تبلیغات ناسیونالیستها نه آمریکا عاشق چشم و ابروی کردها است و نه اسرائیل برنامه ای برای تشکیل دولت کردستان بزرگ را در تحولات خاورمیانه دارد. منافع منطقه ای اسرائیل و آمریکا و ترکیه و کشورهای عربی ریشه ای تر از آنست که برای هیچ بخش از جنبش ناسیونالیستی آن را قربانی کنند. دقیقا آمریکا در این منطقه و اینجا در سوریه منافع خود را بوسیله یک دولت مرکزی مقتدر جستجو می کند که بتواند منابع گاز و نفت و راه صدور آنها را تضمین کند و همچنین دست و نقش روسیه را بعنوان یکی از مداخله گران دو دهه گذشته در سوریه کوتاه کند. بااینحال آمریکا این تصمیم را با توجه به منافع شرکای منطقه ای خودش گرفته است، هم امنیت اسرائیل با تصرف بخشهایی از جنوب سوریه حاصل شده است و هم محدود کردن اداره خود مدیریتی روژاوا و در واقع از بین بردن توان نظامی آن، رضایت دولت سرکوبگر ترکیه را فراهم کرده است که در طی این سالها مشغول توطئە، سرکوب و تعرض علیه مردم بیدفاع در کردستان سوریه بوده است. و بالاخره سرکار آمدن یک حکومت سنی بجای رژیم بشار اسد که فعلا میانه خوبی با دولتهای ایران وعراق ندارد، مورد تائید دولتهای مرتجع عرب در منطقه است.
اما اینکه آیا این تجربه از روی برگرداندن آمریکا از کردهای سوریه می توان درس عبرتی برای دیگر بخشهای ناسیونالیست کرد در منطقه باشد، بنظرم چنین نخواهد بود و چنین اتفاقی نخواهد افتاد. زندگی در شکاف دولتها و آویزان شدن به قدرتهای جهانی استراتژی لایتغیر احزاب ناسیونالیستی است. اگر هدف آنها رسیدن به گوشه ای از قدرت است، هرکس آن رابیاورد، چرا باید از آن روی برگردانند؟ مخصوصا در شرایط تاخت و تاز ضد بشری کنونی که جریان فاشیستی ترامپ در همه جا راه انداخته است و خود این جریانات در انواع بحران سیاسی و ایدئولوژیک بسر میبرند، اتفاقا این تمایل بدون پرده و صریحتر از هر زمان از زبان رهبران این جریانات جاری می شود. بعد از تحولات خونین اخیر در ایران اکنون کسانی مانند عبدالله مهتدی و مصطفی هجری با صراحت خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران هستند. البته اینها فقط از بقیه صریحتر هستند وگرنه صف چنین متقاضیانی در جنبش ناسیونالیسم کرد در منطقه طولانی تر است.
کمونیست هفتگی: با در نظر گرفتن شرایط میدانی کنونی، امنیت زیستی، ثبات اجتماعی و آینده سیاسی مردم در مناطق در گیر را چگونه ارزیابی می کنید؟
همایون گدازگر: بالاتر هم اشاره شد که پس از سقوط رژیم بشار اسد در سال ۲۰۲۴ و به حکومت رساندن احمد شرع توسط آمریکا و به کمک دولت ترکیه، اوضاع فرق کرده است. اولویتهای جدیدی در دستور آمریکا قرار گرفته است که مستقیما روی زندگی و آینده سیستم خود مدیریتی و مردم آن تاثیر گذاشته است. از همان ماههای اول زندگی صلح آمیز و قدرت نظامی این منطقه با چراغ سبز آمریکا مورد تعرض نیروهای اسلامی حکومت احمد شرع قرار گرفت. نماینده آمریکا در منطقه صراحتا در کنار دولت تازه بقدرت رسیده و برای محدود کردن و پیوستن دوباره کل سیستم خودمدیریتی به دولت مرکزی ایستاد. این تعرض برای اهالی کرد نشین آن منطقه که سالها تحت فشار و عدم کوچکترین حقوق انسانی مورد تبعیض و ستم حکومت بعثی اسد پسر و پدر قرار گرفته بودند، بمثابه کابوس و عقبگرد به سالهای تاریک و سرکوب بود.
عاقبت در اثر فشار مکرر آمریکا و ترکیه رهبری نیروهای دمکراتیک سوریه مجبور به سازش و عقب نشینی از بخشهای عرب نشین منطقه سیستم خود مدیریتی و امضا قراردادی شد که در واقع تمام قدرت نظامی آن در ارتش حکومت مرکزی ادغام خواهد شد.
اما با اینحال مناطق کردنشین کردستان سوریه در برابر پیشروی نیروهای احمد شرع تصمیم به مقاومت گرفته و خواهان تضمین امنیتی و حاکمیت محلی خود هستند. این مقاومت با پشتیبانی توده ای کم نظیری از کشورهای مجاور و اروپا روبرو شده است. در هر حال آینده و نتیجه نهایی این رویارویی را اتحاد، انسجام و ایستادگی مردم و نیروهای کردستان ترکیه معلوم خواهند کرد. بخصوص در منطقه ای که هنوز سر بر آوردن دوباره نیرهای سیاه داعش در اثر این تحولات همچنان تهدیدی برای منطقه است، و همچنین دولت تازه بقدررت رسیده احمد شرع هنوز بر تمام منطقه تسلط ندارد. مقاومت و ماندگاری نیروهای مسلح در کردستان ترکیه حیاتی و ابزار حفظ امنیت و زندگی آنهاست.
اما در ورای بهم ریختگی و تقابل نیروهای مختلف درسوریه، استراتژی منطقه ای آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی و عراق، می تواند صحنه رقابت ها را پیچیده تر کند. آنچه معلوم است زندگی آرام و عادی مردم در روژاوا متاسفانه دچار مخاطرات جدی و آوارگی دوباره مردم بیگناه این منطقه شده است.
۲۸ ژانویه ۲۰۲۶

