مراسمهای جانباختگان، پیامی به جنایتکاران جمهوری اسلامی!
ملکه عزتی
جمهوری اسلامی با کشتار بیسابقه مردم در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ برگ جدیدی از درندگی و سرکوب وحشیانه را در تاریخ حیات ننگین خود ثبت کرد. مردمی که سالهای طولانی زیر بار فشار اقتصادی، معیشت فلاکتبار و عدم برخورداری از آزادی های اجتماعی و فردی به ستوه آمده بودند در دی ماه امسال یکبار دیگر اعتراض و نارضایتی خود را علیه حکومت اسلامی، علیه قوانین و شرایط غیر انسانی، علیه گرانی و فشار اقتصادی و برای یک زندگی بهتر و شایسته انسان در خیابانها برای صدمین بار فریاد زدند.
این اولین بار نیست که مردم تجمع خیابانی را بعنوان یک روش ابراز مخالفت و اعتراض انتخاب میکنند و علیه کلیت نظام حاکم شعار سر میدهند و خواسته هایشان را اعلام میکنند. گرچه جمهوری از سال۹۶ تا خیزش ۱۴۰۱ از هیچ اقدامی برای درهم شکستن اعتراضات کوتاهی نکرده، از بازداشت و احکام طولانی مدت تا اعدام و سربه نیست کردن مخالفین و معترضین، اما دیماه ۱۴۰۴ این وحشیگری و جنایت پله دیگری از کشتار و سرکوب را تجربه کرد. کشتار بیسابقه با سلاح های جنگی، معامله با تحویل جنازه ها، بازداشتهایی که نه معترض میشناخت و نه رهگذر اتفاقی! کشتاری که خیلی ها معتقدند میشود با جنگهای کلاسیک تاریخ مقایسه کرد یا با هولاکاست هیتلری. جمهوری اسلامی همه مرزها را برای پاک کردن خیابانها از حضور مردم درنوردید. جسدهایی که قابل شناسایی نبود، عزیزانی که بعد از جانباختن هم مورد شکنجه قرار گرفته بودند، کور کردن چشم، اثر کبودی بر بدن بر اثر ضربه هایی که به آنان وارد شده بود، جسد کودکان در بین کشته شدگان و بسیاری جنایات دیگر که حتی تصور آن هم برای یک انسان عادی سخت و غیرممکن است. سبعیت بیسابقه ای که حتی تاریخ سراپا جنایت جمهوری اسلامی هم آن را بخاطر ندارد، پیر و جوان، زن و کودک در میدان جنگی نابرابر سلاخی شدند.
جنگی که یک طرف آن مردم معترض و بی سلاح بودند و دیگر طرف ماموران جنایتکار تشنه خون که به هیچ اصولی پایبند نیستند، نبودند. جنازه ها انباشته بر روی هم در کیسه های سیاه رنگ صحنه دیگری از شناعت و سرکوبگری نیروهای مزدور جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته شد. درخواست پول تیر برای تحویل جنازه ها هم رسوایی دیگری از طرف حکومتی بود که پرونده ای سراپا جنایت و سرکوب و وحشیگری دارد. همه این صحنه ها را کنار هم بگذاری برای تحمل و تاب آوردن در برابر آن سالها زمان لازم است، هضم و فهم این فاجعه از عهده هر کسی برنمیاید. جمهوری اسلامی با این درجه از جنایت حساب کرده بود مردم در سوگ عزیزانشان کمر راست نخواهند کرد و سکوت مرگ بر جامعه حاکم خواهد شد، حساب کرده بودند کوچه و محله ای که دهها نفر کشته و زخمی دارد توان برخاستن و اعتراض در هیچ شکلی را ندارد، فرض کرده بودند مادران داغدار در این فضای سیاه و مرگبار جز شیون و زاری کار دیگری نخواهند کرد، فرض را بر این گذاشته بودند خاک خاموشی بر جامعه پاشیده اند و زمان میخواهد تا این مردم داغدیده یکبار دیگر خیابانها را به تصرف درآورند و فریاد مرگ بر خامنه ای، مرگ بر جمهوری اسلامی سر دهند!
چه خیال عبثی بود اما، چه حساب و کتاب بی پشتوانه ای بود! مادران و پدران داغدار خانواده هایی که عزیزترین هایشان را از دست دادند تصمیم بر تسلیم نداشتند، گرچه خیابان را ناآرام نکردند اما دهلیزهای تو در توی این حاکمیت سیاه و سرکوبگر را چنان تهی از آرامش کردند که خواب از چشم هر قاتل جنایتکاری ربوده شد.
خانواده، همسایه های داغدار همراهان دور و نزدیک عزیزان جانباخته انتخاب کردند با گرامیداشتهای متفاوت و به دور از سنتهای آغشته به عزاداری سنتی و مویه و زاری، سنت دیگری را جا بیندازند. سنت کنار هم بودن، خواندن سرود و رقص حماسی، حضور جمعی و سازمانیافته و نمایش بزرگی از همبستگی و همدردی را رو به جمهوری اسلامی نشان دهند. نمایش رساندن صدای واحد نه به جمهوری اسلامی! ما با یادمان عزیزانمان هم به شما اخطار میدهیم کشتار جمعی و سبعانه شما، هولوکاست اسلامی شما نقطه پایان مبارزه و مخالفت ما مردم با شما نیست. پیغام مردم به حاکمان غدار اسلامی این بود، ما را مایوس، بهت زده و مستاصل میخواهند اما هرگز این مجال را به شما نخواهیم داد. سوگوار هستیم اما درمانده نیستیم، در سوگ عزیزانمان هیچ واژه ای جز سرنگونی شما ما را تسلی نخواهد داد، تا نشاندن شما بر میز محاکمه ما داغدار هستیم اما شکست خورده هرگز.
ترفند و تصور اینکه با عدم علنی کردن کردن اسامی جانباختگان میتوانند از حجم فشار و عواقب این کشتار کم کنند هم به جایی نرسید از هر گوشه و کنار آن جامعه عکس و اسم و رسم جانباختگان منتشر شد. این کشتار درد مشترک خانواده ها، درد مشترک محله ها و شهرها شد، جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ دیگر فقط اعضای یک خانواده مشخص نبودند عضوی از صف وسیع معترضین به نابرابری، فقر و سرکوب در همه شهرها و همه محلات شدند.
آرامستان ها، کوچه های محل زندگی، حیاط خانه ها و هر مکانی که میشد در آنجا تجمعی برگزار کرد، به محل ابراز همبستگی به محل همایش همسویی و همدردی و البته فارغ از سنتهای رایج و معمول مذهبی برای سوگواری تبدیل شد. وحشت از این همبستگی و این شیوه برخورد به کشتار جمعی معترضین ترس را جان عوامل حکومتی انداخته، حالا دیگر میدانند هر صحنه ای که در آن گرامیداشت جانباخته ای در جریان است، صحنه اعتراض و تسلیم ناپذیری مردمی است که خاموشی مرگ را هم به صدای رسای تسلیم نشدن تبدیل کرده. موج برگشت مردمی خشمگین از دینی که کشتار میکند اعدام میکند و جنایت میافریند و قصد به تسلیم کشاندن جامعه دارد، اما حکومت با موج ایستادگی مواجه شد که در زمان سوگ و مرگ و نابودی جریان زندگی صدای زندگی را با خود داشت. روندی که جمهوری اسلامی روی آن حساب نکرده بود. رقص اعتراض و سوگواری در قبرستانها لرزه بر اندام رژیم جانی و آدمکش اسلامی انداخته، هر آنچه را کرور کرور پول و هزینه صرف جا انداختن آن کرده بود امروز به دست آدمهای عادی جامعه که صاحب پول و ثروتی نیستند نیست و نابود میشود، صدای قرآن، زجه درد و شیون و نومیدی از مرگ گل های پرپر شده، امروز جای خود را به رقص سوگوارانه و گل و اراده برای برخاستنی دوباره میدهد و این ترس مرگ را به جان جمهوری اسلامی انداخته. ترس از سرنگونی، ترس از خیزشی دوباره، ترس از فریاد بلند مرگ بر جمهوری اسلامی.
آنچه که در اصل نقشه هدفمند استیصال جامعه بود به ضد خود تبدیل شده، کشتار بی محابا، درخواست پول برای پس دادن جنازه ها و لودگی چندش آور بازجو- خبرنگاران سپاه و صدا و سیما که فکر میکردند هرچه دوز فاشیسم اسلامی و سطح وحشیگری را بالا ببرند صدای مردم را هم در موازات آن بیشتر خفه میکنند. اما آنچه در واقع دیدند تنفر بیشتر جامعه و عزم راسخ تر و تسلیم ناپذیری غیر قابل وصف مردمی بود که علیرغم فقدان بزرگ و غیرقابل جبران عزیزانی که دیگر در میان ما نیستند کمر خم نکردند و به شیوه خود علیه وضع موجود ایستادند.
همه دنیا بداند این شیوه از سوگواری معنای فراموشی درد از دست دادن و بی اهمیتی یا تقلیل دادن رنج و درد مرگ جانهای عزیز از دست رفته نیست، این انتخابی آگاهانه است تا جامعه بتواند پروسه سازمانیافته ایجاد بهت و نومیدی را به شکست بکشاند و برای ارج نهادن به جانهای از دست رفته پیوند قوی اجتماعی علیه فقر، علیه فلاکت و علیه سرکوب را کماکان زنده نگه دارد و اجازه ندهد روند اتفاقات و سیر تحولات در جامعه در سکوت به نفع جمهوری اسلامی پیش برود.
این انتخاب شیوه مبارزه در برهه ای از زمان است که بوی خون و باروت در خیابانها پیچیده و جمهوری اسلامی تلاش دارد سایه مرگ و سکون را بر جامعه حاکم کند، ما مردم اما اجازه نخواهیم داد. این روزها سیر اوضاع موقتاً به نفع مردم و قدرت جمعی رقم نخورده اما بطور قطع این اوضاع هیچ نشانی هم از پیروزی جمهوری اسلامی ندارد. این سوگ جمعی هزاز بار بیشتر از گذشته میخواهد روی جنازه جمهوری اسلامی و دستگاه دین رقص آزادی کند.
۶ فوریه ۲۰۲۶

